❓
#سوال2483:
سلام
در نوجوانی و پای منبرها صحبتهایی به این مضمون میشنیدم که آدم نباید به دنیا، نعمتها و لذتها عادت کند و وابسته شود.
انسان باید برای تربیت نفس، خودش را از موارد دلخواهش محروم کند؛ مثل فلان عارف که ۴۰سال فالوده نخوردند چون خیلی دوست داشتند و ...
الان بنده به لطف خدا زندگی نسبتا خوبی دارم اما به محض اینکه میخواهم ذوق چیزی را بکنم، کامم تلخ میشود و یاد آن حرفها میافتم و به شدت احساس گناه میکنم.
حس میکنم این ذوق و لذت، من را از خدا دور میکند و هر لحظه ممکن است خدا بر سرم بزند و نعمت را از من بگیرد یا من را به شدت امتحان کند!
واقعا نمیدانم این ذهنیت را که سالها با آن زندگی کردم چطور تغییر بدهم؟
📚 پاسخ
#آقا_سید:
با سلام
من بنظرم میرسد که اول عارف بشویم بعد سعی کنیم سبک زندگی آنها را تقلید کنیم. کسی که به درجات عرفانی میرسد اول سراغ مباحثی که به سبک زندگی مربوط است نمیرود.
زمانی که عرفان بیاید، خودش میآید! زهد و ایثار خودش میآید. اینگونه نیست که با زهد و ایثار به عرفان برسیم. اول عارف میشویم بعد این موارد خودش میآید. من بنظرم میرسد که باید یک مقداری بهتر نسبت به دنیا و سبک زندگی خود دقت کنیم و فکر نکنیم که الزاما اسرافها و تبذیرهایی که میکنیم منافی عرفان و معرفت دینی است. برخی از این موارد نفیکننده انسانیت ماست؛ انسان خوب ولو اینکه دین نداشته باشد سعی میکند که نعمتها را با بقیه خلایق تقسیم کند. انسان خوب سعی میکند خودش را در یک خطی از رفاه نگه دارد که به تجملگرایی و تبرج ختم نشود و از همان هم لذت ببرد.
اصولا کسی که به سمت تجملگرایی و زندگی اشرافی میرود، حد یقف ندارد. کسی که به سمتی میرود که هزاران میلیارد میدزدد، این فرد با یک میلیاردش میتوانست تا آخر عمر در رفاه کامل زندگی کند. طمع، آفت و بلای کسانی است که به سمت اشرافیگری میروند و به شدت اذیت میشوند و اجازه نمیدهد که از زندگی فعلی خود لذت ببرند.
🆔
@rahpouanquestion