: همیشه به ما گفتند نق نزنید، کار کنید، جهادی فعالیت کنید، دست از لوس بازی بردارید و بزرگ فکر کنید... مثلا می‌گفتند انقدر به فکر ست‌کردن رنگ لباستون نباشید، وضعیت سوریه و عراق را ببینید که چه شرایطی ایت، پس دست از این افکار و اعمال سخیف بردارید و به فکر مردم دنیا باشید! و متاسفانه من همه این‌ها را به خودم گرفتم و فکر کردم واقعا باید یک کاری بکنم! در حالی که هوش، توان و استعدادهای من بسیار معمولی است و کار خاصی از دستم بر نمی‌آید ولی چون فکر می‌کنم باید بزرگ فکر کرد، خانه داری، همسرداری، بچه‌داری، خیاطی، آشپزی، گل کاری، تغییر دکوراسیون، ست‌کردن و.... به شدت در ذهنم سخیف و ساده می‌آید و دائم فکر می‌کنم در حال کم کاری هستم. تا جایی که برای زندگی خودم هم کم می‌گذارم چون دائم فکر می‌کنم این کارها خیلی کوچک و بی فایده است. 📚 پاسخ : در سوال قبل یک بحثی راجع به تبرج داشتم. این تبرج برخی اوقات بد معنی می‌شود. راجع به این مثالی که زدید، شما هم می‌توانید کار جهادی کنید، هم زندگی خوبی داشته باشد، هم لباس‌هایش را ست کند، خانه‌داری، همسرداری، بچه‌داری، خیاطی، آشپزی، گل‌کاری، تغییر دکوراسیون و ... جزء محاسن زندگی است و ما خصوصا راجع به زنان روایت داریم "من محاسن النساء التبرج"؛ از حسن‌های زن این است که زندگی منظم، شیک و قشنگی دارد. مشکل من با زندگی قشنگ، شیک و سرگرمی‌های قشنگ نیست. مشکل من با اشرافی‌گری است؛ یعنی شما به گونه‌ای زندگی می‌کنید که اسراف و تبذیر زیادی در آن وجود دارد که اگر این موارد را حذف کنید، دو سه زندگی دیگر به حد خوب و متعادلی می‌رسد. 🆔 @rahpouanquestion