: سلام من متنی را در یک کانا خواندم که می‌خواهم بدانم که چقدر از این حرف‌ها درست است؟ اینکه واقعا بعضی چیزهای بد و گناهان خواست خداوند است؟ در متنی که خواندم ثابت می‌کند که گناهان ما خواست خداست و این‌گونه نوشته شده که خدا خواسته که یوسف برادرانی بد و حسود داشته باشد که او را در چاه بیندازند و مثال‌های این‌چنینی.... 📚 پاسخ : با سلام وقتی که شما یک متن خیلی طولانی که می‌شد خیلی مختصرتر باشد را می‌بینید، احساس می‌کنید قرار است در این متن اتفاقی بیفتد. چون اگر بخواهیم یک بحث را به صورت منطقی بیان کنیم؛ یک صغری، یک کبری و یک نتیجه دارد. وقتی کسی صغری و کبری را خیلی می‌پیچاند تا شما کاملا قانع شوید، احتمال اینکه بخواهد در نتیجه یک اتفاق غیرمترقبه‌ای بیفتد وجود دارد. صغری و کبری این بحث درست است و نیاز نبود که این‌قدر طولانی باشد اما در نتیجه بحث، شما نمی‌توانید از چنین صغرایی استفاده کنید که یک مصلحت مثلا در ترافیک است؛ یعنی یک کار و اتفاق خوبی که در حال اتفاق است شما باید صبر کنید و به این نتیجه برسید که شما می‌توانید گناه کنید. این خیلی اشتباه است، مغلطه است و این مدل بحث‌ها کار شیطانی است. هیچ وقت برای هیچ گناهی مجاز نیستیم که بگوییم چون خداوند می‌دانسته ما این کار را انجام می‌دهیم. علم خداوند تبارک و تعالی به افعال ما اجمالی است؛ نه تفصیلی و این یک بحث خیلی جدی است و یک ساعت توضیح دارد. متاسفانه وقتی شبهه را وارد می‌کنند روی این حساب است که فرد منطق و فلسفه نخوانده است، به احکام وارد نیست و نتیجه هم می‌گیرند. چون اگر کسی بخواهد دنبال آن برود باید مقدمات فلسفی و منطقی را بلد باشد. نتیجه این قضیه اصلا ربطی به صغری و کبری نداشت. شما می‌توانید نتیجه بگیرید چون آسمان صاف است، پس خورشید دیده می‌شود؛ اما نمی‌توانید از این قضیه نتیجه بگیرید که چون آسمان صاف است، ما می‌توانیم خورشید را بگیریم! این هیچ ربطی ندارد، دیدن خورشید با گرفتن آن دو مطلب است. به این موارد قضایای عقیم یا قضایای مغلطه‌ای می‌گوییم. لذا به نظر می‌‌رسد که این‌گونه نیست. مصالح خدا به این تعلق نمی‌گیرد که ما گناهی کنیم و خدا بخواهد که ما گناهی مرتکب شویم تا از آن گناه به برتری بالایی برسیم. دستور به تقوا یعنی پرهیز از گناه (تقوای ستیز؛ جنگیدن با گناه، تقوای پرهیز؛ پرهیز از گناه، تقوای گریز؛ فرار کردن از گناه) دستور قطعی قرآن است. بله ممکن است یک وقت گناهی اتفاق افتاده باشد و آن گناه باعث شده باشد که من ضربه‌ای بخورم که ایمنی بیشتری برایم ایجاد شود، این یک بحث دیگری است. از اینکه یک گناه می‌تواند من را به توبه بهتر برساند، ما نمی‌توانیم نتیجه بگیریم که گناه مجاز یا مصلحت خداست. صغری کبری درست و نتیجه غلط که می‌گویم همین جمله آخر است. گناه می‌تواند باعث توبه و ترقی بشود اما گناه جزء نقشه خدا برای توبه و ترقی نیست. نکته دیگر اینکه گناه می‌تواند باعث ترقی ما بشود اما تقوا نمی‌تواند؟!! یعنی این افرادی که الان به جایی رسیدند از مسیر گناه و توبه به جایی رسیده‌اند؟ اگر گناه بتواند این کار را بکند، به مراتب بسیار بالاتر تقوا و انجام‌ندادن گناه ما را به نور بیشتر می‌رساند. 🆔 @rahpouanquestion