⚪️ ادامه 💠 فرمایشات عالم ربانی حضرت آیت الله یعقوبی قائنی رضوان الله تعالی علیه 📓 « سفینة الصادقین ص۱۸۵ » 🔘 « گذر به کوی حقیقت » ⏪ ( صفحه ۲ ) ⬅️ در حال نماز حالم منقلب بود و همان طور که اذان گفته می‌ شد گویا من نیز از این عالم می‌ رفتم بعد از نماز نیز بلافاصله روضه خواندند و هنگام روضه خواندن عنایتی فوق العاده نصیب حقیر گردید که در واقع پایه و اساس اصلی حرکت و سیر و سلوک بنده را تشکیل می‌ داد و آثار عمیق آن تا کنون باقی مانده است و این از برکت امام حسین «علیه السلام» و مجلس روضه‌ی آن سرور بود ⬅️ بلکه می‌ توانم بگویم آنچه نیز تا کنون نصیبم شده و می‌ توان گفت واقعا «چیز» بوده همه در مجالس عزای امام حسین «علیه السلام» به من تفضل گردیده است آن شب روضه خوانده می‌ شد و مردم هم گریه می‌ کردند، اما من در حال انقلاب خود بودم و در حالی که دست‌هایم را به سوی آسمان بلند کرده و گریه می‌ کردم می‌ گفتم: خدایا! مرا از عالم طبیعت بیرون ببر می‌ نالیدم و خدا خدا می‌ کردم ⬅️ در این حال ناگهان متوجه شدم همین طور که اینجا نشسته‌ ام در عالم دیگری نیز هستم بدنم اینجا بود ولی خودم جای دیگری بودم حتی خود را می‌ دیدم که دست‌ هایم را بلند کرده و دعا می‌ کنم حساب خواب و خیال و تصور نبود واقعیتی بود که در بیداری پیش آمد اینکه می‌ گویم بدنم اینجا بود و خودم جای دیگر، نباید تصور جایی بشود غیر از این نمی‌ توان تعبیر کرد این مطالب وقتی در لفظ بیاید به این شکل بیان می‌ شود و الا آنچه که واقع مطلب است قابل بیان نیست ⬅️ در همان حال ناگهان متوجه شدم که گویا حضرت سید الشهدا «علیه السلام» دستم را گرفته و به معنایی توجه دادند که در اثر آن نور یقین در دلم افاضه شد و محبت فوق العاده‌ای پیدا کردم و آتش فراق و دوری از جوار حق تعالی در من شعله‌ ور گشت و چنان سوزی در من پیدا شد که با هیچ لسانی نمی‌توان وصف نمود می‌ نالیدم و اشک می‌ ریختم و «خدا جون، خدا جون» می‌ گفتم ⬅️ بلی، درد فراق دردی است سوزان که آتش آن به مراتب از آتش مادی سوزنده‌ تر است هر قدر شناخت و معرفت و در نتیجه محبت نسبت به محبوب بیشتر باشد آتش فراق آن سوزنده‌ تر خواهد بود حضرت آدم از فراق بهشت آن‌ قدر گریه کرد که اهل آسمان از گریه‌ ی او شکایت کردند یعقوب «علیه السلام» از فراق یوسف تا جایی گریست که «ابیضت عیناه من الحزن.» حضرت شعیب «علیه السلام» نیز از شوق لقای پروردگار آن قدر گریه کرد که نابینا گردید چرا که محبت او را در دل یافته بود و حضرت صدیقه‌ی طاهره «علیها السلام» از فراق پدر بزرگوار خود چنان سوخت که ادامه‌ی حیات برای آن بانوی عالمیان میسر نگشت ⬅️ آری، هر قدر انس انسان به محبوب بیشتر باشد سوز فراق آن بیشتر خواهد بود تا جایی که مولا امیر المؤمنین - علیه آلاف التحیة و السلام - در مقام راز و نیاز عرض می‌کنند: «فهبنی یا الهی و سیدی و مولای و ربی صبرت علی عذابک فکیف اصبر علی فراقک.» ⬅️ پس ای عزیز! چرا در خود دردی احساس نمی‌ کنی؟ و چرا هیچ مشابهتی به موالیان خود نداری؟ آنان چه چیز درک کرده‌ اند که لحظه‌ ای به دنیای فانی دل نبسته و بی‌ تابانه در انتظار لحظه‌ ی دیدار دوست ایستاده‌ اند؟ دمی بیندیش و بنگر تا چه حد از حال آن بزرگواران فاصله داری و از آنان که خانواده‌ ی کرامت و باب رحمت خداوندی‌ اند استمداد کن و الا زود است که به حسرت گرفتار شده و پشیمان گردی و آن‌وقت پشیمانی برای تو سودی نخواهد داشت ۳۷ 💠 فهرست فرمایشات متنی 💠 @sadeghin_ir