✍️ ابوالفضل ساجدی ⭕️ آثار زيانبار در غرب: 🔹پوچ گرايی ، اضطراب و احساس تنهايی (2) روژه دوپاسكيه می گويد: آنچه مشهود است اين‎كه: با اعلام پوچی زندگی و هيچ بودن جهان، زندگي در روي زمين (براي بسياري غربيان) عملا معنا و مفهوم خود را از دست داده‎است. تمدن امروز غرب به انسان معاصر امكانات مادي گوناگوني داده‎است كه نسل گذشته، خواب آن را هم نمي‎توانست ببيند، ولي چون در اين تمدن معناي انسان مفقود و مجهول است، از اين رو اميدها و آرزوهاي ژرف او ناديده و ناشناخته مانده‎است، و همه ي اين امكانات مادي هم مانع از آن نيست كه انسان در سيه روزي و نااميدي فرو نرود. غرب معاصر به رغم اوج رشد علم و تكنولوژي شاهدي وضعيتي است كه آلوين تافلر آن را يكي از شگفت انگيز‎ترين پديده‌هاي اجتماعي دوران‎ مي‎‎نامد و اظهار‎ مي‎‎دارد: تنها موقعي مي‎‎توانيم يكي ازحيرت آور‎ترين پديده‌هاي اجتماعي عصر حاضر يعني رواج بي‌سابقه كتاب‌ها و فرقه‌هاي مذهبي را درك كنيم كه سه عاملِ تنهايي، فقدان ساختار و بي‌هدفي و پوچي و بي‌معنايي را كه ناشي از زوال تمدن صنعتي است در كنار هم بگذاريم. (آلوين تافلر، موج سوم، ترجمة شهيندخت خوارزمي، ص 517) به گفته اريك فروم، رشد تکنولوژي نتوانسته‎است انسان را به ارامش رواني که مهم‎ترين بنيان سلامت از ديدگاه سازمان بهداشت جهاني است، و نخستين گام زندگي سعادت مندانه‎است، برساند، بلکه به عکس آرامش را از او گرفته‎است. " لوازم حاكميت علم و تكنولوژي مطلق، حاكميت اضطراب و بيهوده گرائي است. انسان امروزي احساس آرامش نمي‎كند و بيش‎تر دچار سرشكستگي شده‎است ... و از فعاليت‎هاي خود احساس بيهودگي دارد." (اريك فروم، انسان براي خويشتن، ترجمه اكبر تبريزي ص 14) به سخن رودلف اوكن، وقتي انسان نتواند به ياري قدرتي متعالي و بر‎تر رود يا خود را از آنچه هستي بلاواسطه ايجاب‎ مي‎‎كند بيش‎تر و بهتر گرداند، روز به روز بيش‎تر احساس‎ مي‎‎كند كه زندگي هرگونه معني و هرگونه ارج را از دست‎ مي‎‎دهد. 🟣 کانال استاد ابوالفضل ساجدی 🆔 https://eitaa.com/joinchat/2073231414Cedf9811cee 🔸 ارتباط با ادمین کانال : 👇 @mohamad_admi