☘️☘️
#درس_زبان_قرآن، ج (5) ☘️☘️
✅ نگاهي نو به قرآن شناسي و پاسخ به چالشهاي جديد آن
⁉️ادعاي پوچ انگاري آموزه هاي ديني و قرآني⁉️
اين ادعا، چالشي است كه كساني در مورد معناداري زبان قرآن مطرح كرده اند، و تنها معيار معناداري را تجربه گرايي دانسته اند. اين نگرش نوعي تجربه گرايي افراطي است كه عينكي كاملا مادي بر چشم دارد.
تجربه گرايي در غرب سه مرحله را طي كرده است:
1. جهان شناختي (Cosmologic) : جهان خارج و انسان محدود به ماده است. اين ديدگاه، منكر عالم ماوراء طبيعت، خدا، و بعد غيرمادي انسان است.
2. معرفت شناختي (Epistemologic): اين ديدگاه يك پله از مادي گرايي قبلي جلوتر مي رود و مدعي است كه در عالم فهم و معرفت هم، جز معرفت مادي، اعتباري ندارد و صادق نيست.
3. معناشناختي (semantic): اين ديدگاه از هر دو پله قبلي جلوتر مي رود و مدعي است كه نه تنها در ساحت واقعيت خارجي و نه تنها در ساحت ذهن و فهم بلكه در ساحت معنا هم بايد تجربه گرا بود. يعني گزاره يا جمله ي غيرقابل تجربه، بي معناست. اينها نتيجه گرفتند كه هر چه در مورد خدا و دين و اخلاق گفته شود همه هيچ و پوچ است، چون قابل اثبات و ابطال تجربي نيستند. جمله "خدا يا آخرت وجود دارد" مثل اين است كه بگوييم: "شنبه آش را خوابيد". اين جملات معنا ندارند، لذا نوبت نمي رسد كه از نظر معرفت شناسي از امكان صدق و كذب آنها سخن بگوييم.
نگرش سوم به پوزيتيويسم منطقي معروف است كه در اوايل قرن بيستم مطرح شد و آموزه هاي ديني را بي معنا تلقي كرد.
با توجه به اينكه اعتقاد و عمل به آموزه هاي ديني در گرو معناداري آنهاست, اگر آنها را بي معنا و بي اعتبار بدانيم، جايي براي اعتقاد و عمل باقي نمي ماند.
اين ادعا به كشور ما هم سرايت كرد و برخي نويسندگان متاثر از غرب، آن را پذيرفتند.
درس زبان قرآن ج 6 تا 8 كه به تدريج بارگزاري مي شود اين موضوع را تبيين و بررسي مي كند.
🟣 کانال ابوالفضل ساجدی
🆔
@sajedi_ir
🔸ارتباط با ادمین کانال👇
@mohamad_admin