↕️↕️ ادامه مطلب
5⃣ تفاوت دیگری هم بین آن دو بود - و شاید بتوان از همین زاویه ریزش آنها را آسیبشناسی کرد - و آن نوع تعامل با اطرافیان است.
سید حسن پورآذر زود جذب دوستان صمیمی خود میشد و با فروتنی خود، گاه تاثیر زیادی از همنشین میگرفت؛ و شاید همین رویه در گرویدن به فرقه بیتاثیر نبود؛ اما در نقطه مقابل، آقامیری میکوشید با ابزارهای گوناگون، دوستانش را شدیدا جذب کند. او از همان روزها، در سودای جمع کردن افراد، دور خود بود و فکر تمایز یافتن خویش از دوستان و همکیشان را در دماغ میپرورانید؛ و انصافا در چیرگی بر عوام، استاد بود. از همین روی، به حرفهای جنجالی و رفتارهای غیر عادی و ساختارشکن تمایل داشت و فاقد یک نگاه عمیق بود؛ و چنانچه دیدیم در این چرخه، تا بدانجا پیش رفت که محتوای آیات و روایات را هم تکذیب کرد.
به نظرم آنچه سید حسن پورآذر را به گفتمان کتاب و عترت بازگردانید، صفا و خلوصی بود که در او وجود داشت و بدین گونه بود که با شهامت به خطایش اعتراف کرد و از گفتن حقیقت نهراسید. من که از این رویش جدید، بسیار خوشحالم و به ایشان صمیمانه تبریک میگویم. اما در این سوی، به بازگشت آقامیری چندان امیدوار نیستم؛ چرا که اگر مشکل آن سید حسن (پورآذر)، عمدتا از نوع فکری و نگرشی بود ولی این سید حسن (آقامیری) دچار آفت گرایشی و انگیزشی نیز هست. هر چند که نظام هدایت در اختیار خداوند است و تحول دلها تنها در کف قدرت اوست: و إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ | وَ إِلَى اللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ.
6⃣ راقم سطور در پایان خاطرنشان میسازد که در زندگی از خطا و لغزش مصون نبوده و حسن عاقبت خویش را مشروط به الطاف پروردگار و پیروی از حضرات معصومین علیهم السلام میبیند (ما قال محمد و آل محمد قلنا و ما دان محمد و آل محمد "ص" دنا).
باری، به قول حافظ شیرین سخن، حسن عاقبت به "رندی" و "زهد" نیست؛ بل در گروی "کیمیای عنایت" و "گوهر معرفت" است.
🔹آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
🔹آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
🔹...چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست
🔹آن به که کار خود، به عنایت رها کنند
🔹بی معرفت مباش که در من یزید عشق
🔹اهل نظر معامله با آشنا کنند
والسلام علی من اتبع الهدی
۲۸ مهرماه ۱۴۰۰ هجری شمسی نبوی علی هاجرها آلاف التحیه و السلام
🆔 کانال اسرار تاریخ
🌐
http://eitaa.com/monzer_ir
@serat_zanjan