🔻
ریشهی تز «روحانیت از سیاست جدا است»!
[صفحه 2 از 2]
♨️ فریاد «روحانیت از سیاست و دین از دنیا جداست»، با مبانی و احکام اسلام - که حتی امور عبادی اش نیز با سیاست پیوند دارد و از سیاست جدا نیست، و برنامه هایش همه با هم ارتباط دارد و نظام امر به معروف و نهی از منکر را با آن شدت و تأکید پیشنهاد کرده و «افضل الجهاد کلمه عدل عند امام جائر» را گفته است - به هیچ وجه سازگار نیست.
🔹 اسلام، دین دنیاست همان طور که دین آخرت است و اصلاً دنیا را از آخرت جدا نکرده است. بیشتر احکام اسلام مربوط به امور سیاسی، قضایی، مالی و روابط مردم با حکومت، با دولت و عمران زمین و شامل تمام نواحی روحی، جسمی، فردی و اجتماعی بشر است.
🔹 مداخله نکردن در سیاست و حُسن اجرای امور جامعه مسلمان (البته در صورت توانستن) جُرم است. هیچ مسلمانی نمی تواند به امور مسلمانان، خصوصاً امور سیاسی آنها بی اعتنا باشد.
🔻 «من اصبح ولایهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»
پس این یک حرف کفرآمیز است که کسی بگوید: اسلام و دین از دنیا جداست و مساوی با این است که دو ثلث یا بیشتر برنامه های اسلام - العیاذ باللّه - زاید و لغو است یا مساوی با انکار این مقدار از احکام مسلّم اسلام است. این سخن کفر صریحی است که اگر کسی با توجه آن را بگوید نمی توان او را مسلمان شمرد.
🔹 اسلام، دین سیاست، عبادت، قانون زندگی، عمران و همه چیز است و این سخن که دین از سیاست یا روحانیت از سیاست جداست اگر با مزاج ادیانی مانند مسیحیتی که فعلاً مسیحی ها پذیرفته اند سازگار باشد، با اصول اسلام و نصوص قرآن مجید، مخالف است.
📗ر.ک : کتاب سیر حوزه های علمی شیعه، آیت الله صافی گلپایگانی
🔻عضو صراط زنجان شوید.
https://eitaa.com/serat_zanjan