جایی برای نشان دادن خود و البته عکسی از خودم نیست
مگر جز او چیزی هست؟...
رحمت الله الواسعه...
سیدالشهدا...
این پیام نه برای سوزاندن دلهای عزیزانی است که اخیرا مشرَّف نشده اند
که
هر چه شکسته تر شد
دل بیشتر می ارزد...
نه برای فخر فروشی این کمترین
که
العبد و ما في يده کانَ لِمولاه...
بلکه صرفا
بیان لطف هزار باره ی سیدالشهداست...
وقتی در دوراهی
دل و وظیفه میمانی
که زیارت رشک برانگیز عرفه ی کربلا
که فرمود:
إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى يَبْدَأُ اَلنَّظَرَ إِلَى زُوَّارِ قَبْرِ اَلْحُسَيْنِ عَلَيْهِاَلسَّلاَمُ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ
یا خدمت به مردم شهر و دیارت
و ماندن کنار کسانی که دعای عرفه و روضه ی سیدالشهدا تنها ملجاء آنهاست...
در عین نا باوری
بعد از قرائت دعا در شَهْرت
و خدمت در این سنگر
بدون برنامه ریزی قبلی
عرفه ی کربلا را درک میکنی
و برای چند ساعت
مهمان
ثارالله و ابن ثاره
ثارالله پدر و ثارالله پسر
نجف و کربلا
میشوی...
تا باز امامِ آشنایِ دلت،
دلت را به شنیدن صدای دلت،
و زیارت تمنای دلت،
گرم کند
باشد که اذن خدمت غدیر و محرم بیابیم...
جمعه ۱۶ خرداد ۴۰۴