آقا جون! این عکس بابای منه دفعه آخر که رفت، من یک و نیم سالم بود. مامانم میگه بابات موقع خداحافظی دلش تو چشمای تو گیر کرده بود اما کارش خیلی مهم بود و باید میرفت تا به حضرت رقیه کمک کنه. آقاجون! من به مامانم میگم چرا بابا نمیاد منو بغل کنه؟ مامانم میگه بابات رفته پیش خدا اما همیشه حواسش به ما هست. بابابزرگ! بابام خیلی شما رو دوست داشت. مامانم میگه همیشه حرف شما رو گوش میکرد و به همه هم میگفت حرف شما رو گوش کنن. بابا بزرگ مهربونم، من خیلی خوشحالم که شما رو دیدم، منم امروز قول میدم مثل بابام همیشه حرف شما رو گوش بدم. 😘 زهرا الله‌کرمی - ۴ ساله #کانال۱۲ @shahid_javad_allahkaram