تصمیم گرفتم به کتابفروشی برم وببینم آیا قرآنی هست که تفسیرهم درکنارش باشه ؟ وارد کتابخونه شدم ردیف کتاب های قرانو نگاه کردم ،دقیقا یکی از اون کتابهای قرآن قطورتر بود،اشاره کردم وبرام آوردن،وقتی بازش کردم دیدم یک صفحه آیه وترجمه وصفحه ی دیگه توضیح وتفسیر بعضی از آیات رو نوشته ،یک لحظه حالم دگرگون شد ،کتاب روبستم وگفتم مابقی کتابهای قران رو هم اوردن ،هیچ کدوم مثل این کتاب قران نبود،وقتی اشاره به همون قران اولی کردم که همون کتابو میبرم ،جلدش بیشتر باعث تعجبم شد ،خیلی خیلی شبیه همون قرآنی بود که شهید به من هدیه داده بود،جلد سفید وطرحی نزدیک به همون طرح،گفتم ببخشید بازهم ازین قرآن دارید؟فروشنده گفت نه،ازین یکی داریم واین بیشتر باعث شد که بااطمینان انتخابش کنم... خیلی خوشحال بودم،حالاباشوق وعلاقه ی خاصی قراربود قرانو بخونم،با یک برنامه ریزی خوب میتونستم با مطالعه دقیق ترقرآن،خودمو سبک وسنگین کنم وتغییرات لازم رودرخودم ایجادکنم ... چندروزازین توسل نگدشته بودکه خواهرم زنگ زدوباخوشحالی گفت:بچه اش هوشیاریشو بدست آورده وبردنش بخش... #کانال۱۲ @shahid_javad_allahkaram ادامه دارد