💔 آمدی بابا برایم زخم کهنه باز شد سهم من داغ تو و سهم شما پرواز شد این زمین را آسمانی کرده ای تا آمدی قطعه ای از این زمین با جسمتان همراز شد آمدی اما برایم استخوان آورده اند روضه ی زینب دوباره سرزد و آغاز شد آمد از بالای تل جسم برادر را ندید جز تنی بی جامه اما بر تنش سر را ندید بوی زهرا آمد اما روی مادر را ندید او عصا و سنگ دید تنها که خنجر را ندید.. روزهای سخت زینب بعد از این آغاز شد گفت ای فرزند مادر تو همان یار منی؟ پس چرا بر خاک صحرا اربا اربا بدنی؟ می زند ناله برایت این حوالی ها زنی.. مادری هستی شبیه روضه های حسنی.. بی تو داغ مجتبا و مادرم هم باز شد.. کاش وقتی نیستی دور حرم خالی نبود کاش دورم حرمله مشغول خوشحالی نبود کاش پای بچه هایت هیچ خلخالی نبود کاش اصلا هیچ داغی هیچ گودالی نبود بی تو زینب با دعا و گریه ها دمساز شد دختری آمد میان حرف های عمه اش زود بابا را بغل کرد روضه دارد نغمه اش روضه را پایان دهم بر عهده ما لطمه اش.. مردی از اعراب آمد ضربه ای زد چکمه اش... در دل صحرا غریبی ها طنین انداز شد ۱۳۹۹/۰۳/۲۸ _قم ارسالی ازطرف اعضای محترم تقدیم به دختر شهید مدافع حرم جوادالله کرم ۱۲ @shahid_javad_allahkaram ─═इई 🍃🌷🍃ईइ═─