7M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
دیشب به خوابم آمده بودی بابا نشستم روی پایت و موهایم را مثل همیشه شانه کردی، خبری از بیابان و ‌کاروان نبود. ویرانه "گلستان" بود. و من شبیه روزهای گذشته می‌دویدم. تو صدایم می‌زدی و من رقیه می‌شدم. بالا می‌رفتم و اوج می‌گرفتم در آغوش‌اَت... در خواب به من می‌گفتی: مهربان دلشکسته‌ام! مسافر غریب و کوچکم! می‌دانم این خواب آرام تو، آتش به جان همه می‌زند... نخواب دخترکم! نخواب... اَلسَّلامُ عَلَیْکِ یا سَیِّدَتَنا رُقَیَّةَ‌بِنْتَ‌الْحُسَیْن... دردانه های شهید جواد الله کرم