👳👳👳👳👳
تاجران پارچه ، خسته و خواب آلود هر یک به گوشه ای لمیده بودند و استراحت می کردند.
گدایی از راه رسید کاسه گدایی به دست.
گدا گفت: به من کمک کنید ، از مال خود به من هم کمک کنید.
یکی از تاجران: ای بابا این جا هم رهایمان نمی کنید.
خسته و داغانیم.
صدای بقیه تاجران هم در می آید.
گدا گفت: اگر شما تاجرها و داراها انصاف داشتید و به عدل خرید و فروش می کردید و ما گدایان هم کمی قناعت داشتیم، روزگارمان این نبود و هیچ گدایی روی زمین وجود نداشت.
گدا درحال دور شدن از آن ها گفت:
از قناعت توان گرم گردان
که ورای تو هیچ نعمتی نیست
کنج صبر اختیار لقمان است
هرکه را صبر نیست حکمت نیست
🔰🔰🔰🔰
|
#صبح_ظهور |
🆔
@sobhezohor
🌐
www.sobhezohor.ir