تخفیف گرفتن هر بار که برای خرید می رفت,کلی تخفیف می گرفت. می گفتːتو خرید بلد نیستی!یه بار با من بیا;برات یه تخفیف حسابی می گیرم. آن روز با فروشنده جوان,با ناز و کرشمه از هر دری حرف زد وخندید. نیم ساعت بعد ,پس از فروش حیا و نجابتش توانست مانتو را با ده هزار تومان تخفیف بخرد! استشمام رایحه تو لیاقت می خواهد,نگاه های هرزه مانند علف هرز جلوی رشد گل وجودت را می گیرند | | 🆔 @sobhezohor 🌐 www.sobhezohor.ir