از هنر منحط داوینچی تا هنر متعالی فرشچیان حدود ۵۰۰ الی ۶۰۰ سال پیش در زمان رنسانس، هنر نقاشی دچار تحولاتی مهم شد بدین صورت که از دین و مذهب جدا شد. هنرمندانی نظیر لئوناردو داوینچی، میکل آنژ، رافائل، و ساندرو بوتیچلی، مبتنی‌بر آموزه‌های کفرکیشانه پاگانیسم یونان باستان و از طرفی با حمایت مالی ربوی و حرام خاندان مدیچی، و با بی‌اخلاقی‌گرایی و همجنس‌بازی، از مدل‌های برهنه و زنای ذهنی خود نقاشی می‌کشیدند و هنر را از دین جدا کردند و زمینه سکولاریسم را فراهم آوردند. در قرن‌های بعد، مبتنی‌بر همین ریل‌گذاری فاسد، هنر غرب به مسیر منحط خود ادامه داد و جوامع غربی و جهان را به مرز نابودی کشاند. در نقطه مقابل آن، پس از انقلاب اسلامی، هنر اسلامی مبتنی‌بر آموزه‌های وحیانی در حال بازگرداندن هنر به جایگاه اصیل خود می‌باشد زیرا اساساً هنر باید راوی حقیقت انسان باشد. یکی از این هنرمندان تعالی‌بخش، فرشچیان بود. لذا رویکرد فرشچیان در نگارگری، تحولی در هنر نقاشی محسوب می‌شود بدین امید که بازگشت به هنر متعالی وحیانی، زمینه را برای ایجاد جامعه هجری فراهم آورد. هنر جهنمی رنسانس، جامعه را جهنمی کرد و اگر هنر، الهی و عرشی شود، جامعه نیز عرشی می‌شود. ✍️ اندیشکده تثبیت| حسینی @tasbit1444_ir