17.39M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
آرمیتای دیروز، آرمیتای امروز 🔹بزرگ شده بود. مثل کودکی‌اش که بازیگوشی می‌کرد و آتش می‌سوزاند، نبود. دیگر برای خودش نمی‌رفت و نمی‌آمد و وسط حرف میهمان نمی‌پرید؛ آنهم چه میهمان رودربایستی‌داری؛ مقام معظم رهبری. حالا موقع حرف زدن دستش به نشانه احترام روی سینه بود. 🔹از لباس کودکانه قرمز رنگش هم خبری نبود و چادر سر داشت، برای خودش خانمی شده بود. وقتی آقا متوجه شدند او کیست، با تعجب شوق‌آوری گفتند: عه؟ این آرمیتاست؟ آرمیتا احوالت چطوره خانم؟ 🔹آقا هم از این دیدار غیرمنتظره و این همه تغییر محسوس در آرمیتا شوکه شدند، اصلا انتظار نداشتند دخترِ کوچولویی که روزی پای صندلی‌شان پری دریایی نقاشی می‌کشید و حسابی شیرین‌زبانی می‌کرد، حالا اینقدر بزرگ شده باشد که نتوان او را به سادگی شناخت. 🔹آقا می‌پرسند؛ چرا خودت را معرفی نکردی؟ آرمیتا اما نمی‌تواند مثل قبل که حاضرجواب بود به راحتی پاسخ رهبر را بدهد. صدایش می‌لرزد و اختیار دستش برای خودش نیست. معلوم است که بغض کرده. با همین شرایط همه توانش را می‌گذارد تا به زبان بیاورد؛ خیلی مشتاق دیدار‌تان بودم. 🔹او آرمیتاست، همان دخترکوچولوی دوست‌داشتنی شهید داریوش رضایی‌نژاد، شهید هسته‌ای ایران. او همان آرمیتای دیروز است، مثل معنی اسمش هنوز برای ایران‌مان پاک، آرامش‌یافته و الهه نعمت است. 🔹همان آرمیتاست با همان اصالت ایرانی، با همان هویت اسلامی، فقط امروز قوی‌تر شده است؛ بزرگ‌تر و عاشق‌تر. آنقدر که در مقابل گروسی مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به زبان خودشان از مظلومیت شهدای هسته‌ای ایران بگوید. @womengov