در ادامه مصاحبه با خانم سیادت همصحبت میشوم، غسالهای که در آرامستان او را با نام ماهبانو میشناسند.
میگوید از حدود 28 سالگی به دلیل اینکه از لحاظ مالی در مضیقه بوده به این حرفه روی آورده و 18 سال است که مشغول به کار است.
بعد از دو سال با پیشنهادش همسرش که از ناحیه پا دچار معلولیت است نیز در آرامستان مشغول به کار شده و پسرش نیز راننده آمبولانس بهشت متقین است.
از اولین ترسش برای شستن میت در یک بعدازظهر اینگونه گفت: قرار بود برای اولین بار جنازهای را غسل دهم اما ترس زیادی داشتم و به همین دلیل به همسر برادرشوهرم که روضهخوان بود زنگ زدم و گفتم که اگر میتوانی برای کمک بیا و خوشبختانه پذیرفت، آن روز بعد از شستن میت انگار ترس را کنار گذاشتم و بعد از مدتی این کار برایم عادی شد.
میگفتم بوی جنازه میدهید!
وی با اشاره به اینکه پدر و مادرم هم در روستا اگر جنازهای بود غسل میدادند، گفت: آن زمان با آنها سر یک سفره نمینشستم و میگفتم شما بوی جنازه میدهید.
ماهبانو از حساسیت کارش نیز اینگونه گفت: فردی که میمیرد دستش از زمین و آسمان کوتاه است و باید به امور فرد متوفی توجه کافی داشته باشیم تا مدیون وی نشویم.
http://eitaa.com/joinchat/2599157794Cd132efc1d5