🔰پوکر قدرت در خاورمیانه؛ جنگ بعدی کِی و برنده آن کیست؟
🖊 #حسین_نجفی
🔹️خاورمیانه امروز شبیه میدانی است که همه بازیگرانش در حالت آمادهباش دائمی به سر میبرند. در این فضای پرابهام، پرسش اصلی این است که هدف بعدی رژیم صهیونیستی کجا خواهد بود؟ تحلیلهای رسانهای و امنیتی، فهرستی از سناریوها را مطرح میکنند: از حمله مستقیم به ایران یا عراق گرفته تا اقدام علیه حزبالله در لبنان، تشدید عملیات در یمن یا حتی یورشی همهجانبه به غزه. آنچه این گمانهزنیها را تغذیه میکند، مجموعهای از دادههای نظامی و سیاسی است؛ از جابهجایی تجهیزات گرفته تا تحولات درون سیاست داخلی اسرائیل و تغییر موازنه قدرت در منطقه. اما نکته کلیدی این است که حتی در سطوح تصمیمگیری خود این رژیم، برنامهای کاملاً مشخص برای آینده درگیریها روی میز نیست.
1️⃣ذات روابط قدرت در خاورمیانه، پرنوسان و چندوجهی است. هر نبرد تازه، پیامدهای سرنوشتساز و پیشبینیناپذیری دارد که میتواند نقشههای قبلی را بر هم بزند. از این رو، هم تلآویو و هم طرفهای مقابلش، به جای تکیه بر برنامههای خطی و زمانبندی شده، رویکردی منعطف و باز را دنبال میکنند. این وضعیت، شبیه شطرنجی است که هر لحظه ممکن است با یک حرکت غیرمنتظره ورق برگردد. در چنین فضایی، همزمان با آمادهسازی تمام جبههها، تقویت مکرر زیرساختهای دفاعی، اطلاعاتی و امنیتی به یک الزام روزمره برای همه طرفها بدل شده است.
2️⃣تجربه حمله اسرائیل به سوریه، گواه این واقعیت است که بسیاری از عملیاتها نه بر اساس یک سناریوی چندساله، بلکه بر پایه ترکیبی از متغیرهای لحظهای اجرا میشوند. تصاویر و گزارشهای آن حمله نشان میدهد که تصمیم نهایی، بیش از هر چیز، حاصل ارزیابی میدانی از تحولات داخل سوریه بود، نه بخشی از یک برنامه جامع از پیش طراحی شده. حتی در آن مورد خاص، برخی ارزیابیهای نادرست در زمینه زمانبندی، به تضعیف روایت رسمی تلآویو انجامید.
3️⃣امروز نیز شرایط مشابهی حاکم است. شواهد میدانی در همه جبهههای محتمل، از خلیج فارس تا شرق مدیترانه، حکایت از آمادهبودن زمینههای لازم برای آغاز درگیری دارد. اما کلید واقعی شلیک گلوله اول، رسیدن مجموعهای از متغیرهای سیاسی، امنیتی و عملیاتی به «نقطه مطلوب» تصمیمگیرندگان است. این «پازل» ممکن است با یک تغییر داخلی در اسرائیل تکمیل شود، یا بهواسطه تحول ناگهانی در کشورهای هدف. بنابراین، زمان شروع هر نبرد تازه، بسته به شرایط و تکمیل این متغیرها، میتواند ناگهان از راه برسد یا برای مدتی طولانی به تعویق بیفتد.
🔚جان کلام
در چنین صحنهای، راهبرد «فقط دفاعی» کافی نیست. اگر هدف، خنثیکردن یا دستکم به تأخیر انداختن نقشههای دشمن است، باید از میانه میدان عمل کرد شاید سوال پیش بیایید که چگونه؟ پاسخ واضح است، دستکاری و تغییر مسیر همان متغیرهایی که لازمه آغاز درگیری از سوی طرف مقابل است. این به معنای سیاست فعال، هوشمند و چندلایه است؛ جایی که ترکیب دیپلماسی، جنگ اطلاعاتی و تقویت بازدارندگی، نه تنها فروپاشی نقشه دشمن را ممکن میسازد، بلکه فرصتی برای کنترل سرعت و جهت تحولات به سود خود ایجاد میکند. در نهایت، در بازی پوکر قدرت در خاورمیانه، برنده کسی است که بتواند با حرکتهای غافلگیرکننده، زمان و زمین را به هم بزند.
کانال تحلیلی #سیاست_نامه
👇 👇 👇
https://eitaa.com/siyastnameh
🔰آیا تغییرات آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه؛ پیشدرآمد یک رویارویی گسترده است؟
🖊 #حسین_نجفی
1️⃣تحرکات اخیر نظامی آمریکا در خاورمیانه نشانهای از تغییر قابلتوجه در آرایش نیروهاست که فراتر از یک جابجایی ساده تعبیر میشود. خروج چندین هواپیمای سوخترسان از پایگاه العُدید قطر و انتقال هواپیماهای هشدار زودهنگام آواکس از پایگاه شاه سلطان عربستان، همزمان با کاهش محسوس حضور در برخی پایگاههای عراق، در واقع نوعی انتقال داراییها به عقب برای ایجاد «حاشیه امن» عملیاتی است. این تغییر به واشنگتن امکان میدهد که همچنان نقش پشتیبان در عملیات هوایی و جمعآوری اطلاعات را ایفا کند، اما پایگاههایش را از تیررس مستقیم موشکها و پهپادهای ایران و نیروهای وابسته به آن دور نگه دارد.
2️⃣در چارچوب تحلیل نظامی، این جابهجاییها بیشتر با سناریوی "درگیری نیابتی پیشرفته" همخوانی دارد تا مقدمه ورود مستقیم به جنگ. تجربه جنگ ۱۲ روزه یک نمونه روشن است: در آنجا آمریکا مستقیماً ماشهکش نبود، اما با تأمین اطلاعات، قطعات یدکی، تسلیحات و جنگ الکترونیک، چتری برای اسرائیل ایجاد کرد. امروز همان مدل، اما در ابعادی وسیعتر، در حال بازچینی است؛ مدلی که محور اصلیاش تلآویو است و واشنگتن نقش فرمانده پشت صحنه را دارد.
3️⃣دلیل پرهیز آمریکا از جنگ مستقیم، علاوه بر آسیبپذیریهای عملیاتی، در حوزه سیاسی و اقتصادی نیز ریشه دارد. ورود آشکار به جنگ علیه ایران با هزینه بالای اقتصادی، روانی و تلفات، میتواند موقعیت دولت آمریکا را تضعیف کند، بهخصوص در شرایطی که رقابتهای داخلی و بازتعریف روابط فراآتلانتیکی با اروپا در جریان است. در مقابل، جنگ نیابتی این هزینهها را کاهش داده و مسئولیت مستقیم را به گردن اسرائیل میاندازد.
4️⃣از سوی دیگر، انتقال داراییها و بازتنظیم آرایش نیروها، پیامی غیرمستقیم به تهران ارسال میکند: اگرچه آمریکا شاید قصد شلیک اول را نداشته باشد، اما برای حمایت چندلایه از حملات محدود یا گسترده اسرائیل آماده است. این پیام، با حضور فعال متحدان منطقهای ایران مانند حزبالله، حشدالشعبی و انصارالله، میتواند به معادله بازدارندگی دوطرفه دامن بزند و فضای منطقه را به سمت آمادهباش دائمی سوق دهد.
🔚سخن آخر
در نهایت، به نظر میرسد واشنگتن در حال اجرای نسخه ارتقایافته جنگ ۱۲ روزه است؛ الگویی که در آن اسرائیل ضربات اصلی را وارد میکند و آمریکا با چتر لجستیکی، اطلاعاتی، سایبری و دیپلماتیک، بستر پیروزی یا حداقل ضربه مؤثر را فراهم میسازد. این ترکیب، هرچند هزینه حضور مستقیم را کاهش میدهد، اما خطر گسترش سریع درگیری به کل منطقه را افزایش داده و خاورمیانه را در آستانه اوجگیری تازه از بحران قرار میدهد.
کانال تحلیلی #سیاست_نامه
👇 👇 👇
https://eitaa.com/siyastnameh
در شبکه اجتماعی ایکس ( توئیتر ) ما را دنبال کنید
👇👇👇
https://x.com/Siyastnameh/status/1957916457012252986
کانال تحلیلی #سیاست_نامه
🔰پخش زنده، قربانی تاختوتاز جناحیها
🖊 #حسین_نجفی
🔹️رئیس صداوسیما اخیراً گلایه کرده که بعضی مهمانان زنده، بهجای پاسخ به سوال، «بیانیه سیاسی» میخوانند و میروند. حرف بیراهی نیست؛ فقط کافیست چند برنامه زنده اخیر را به یاد بیاوریم تا ببینیم بعضیها آنتن را با سالن همایش خصوصی خودشان اشتباه گرفتهاند.
🔹️پخش زنده، مثل یک اتاق شیشهای وسط میدان است؛ هر حرکت، دیده و شنیده میشود. اما داستان وقتی جالب میشود که برخی چهرههای سیاسی عمدتاً از جناح چپ (در ایران) فکر میکنند این شیشه، ویترین فروشگاه گفتمان شخصی است. نه پاسخ میدهند، نه تعامل میکنند؛ فقط متن از قبل نوشته شده را تحویل میدهند و با لبخند پیروزی میروند، گویی در مسابقه سرعت رکورد زدهاند.
🔹️نمونههای پر سر و صدا هم کم نیست؛ از ماجرای کاترین شکدم که به یک درسنامه (چطور با یک دعوت نسنجیده حاشیه درست کنیم) بدل شد، تا برنامهای که با یک جمله غیرمستند، چند روز سوخت خبری به شبکههای اجتماعی داد. در این میان، آنتن زنده از ابزاری برای گفتوگو و شفافسازی، به سکوی پرتاب بیانیههای حزبی کاهش یافته است.
🔹️حالا عدهای برچسب میلی بودن را به رسانه ملی میزنند، بیآنکه ببینند بخشی از این میلیگری، نه محصول سیاست سازمان، بلکه نتیجه رفتار میهمانانی است که صداوسیما را مثل استوری اینستاگرام خود میبینند.
🔚البته، سازمان هم بیتقصیر نیست؛ مدیریت محتوا و انتخاب مهمان گاهی آنقدر سست است که انگار دعوتنامهها با قرعهکشی شب چهارشنبهسوری صادر شدهاند. اما اگر هر دو طرف کمی جدیتر با آنتن زنده برخورد کنند، آنوقت شاید این رسانه دوباره ملی باشد؛ نه میلی، و نه محل تردد بیانیهخوانان حرفهای.
کانال تحلیلی #سیاست_نامه
👇 👇 👇
https://eitaa.com/siyastnameh
🔰سفر رئیسجمهور ایران به بلاروس و آغاز همکاریهای تازه
🖊 #حسین_نجفی
🔴سفر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، به بلاروس پس از ۱۸ سال، در مقطع حساسی از شرایط منطقهای و بینالمللی صورت گرفت و میتواند نقطه عطفی در روابط دو کشور و حتی همکاریهای گستردهتر ایران در حوزه اوراسیا باشد. این وقفه طولانی در تعامل در سطح عالی، نشاندهنده وجود موانع، اولویتهای متفاوت یا عدم فوریت در گذشته بود. اما تحولات چند سال اخیر، از جمله فشار تحریمهای غرب بر هر دو کشور، موجب شده تا ضرورت بازتعریف روابط و ارتقای همکاریها بیش از پیش احساس شود.
1️⃣در بخش اقتصادی و تجاری، امضای ۱۳ سند همکاری نشان از عزم جدی طرفین برای گسترش تعاملات دارد. این رویکرد طیفی وسیع از حوزهها مانند کشاورزی، جنگلداری، استاندارد، بهداشت و دارو، همکاریهای فرهنگی، گردشگری و رسانهای را پوشش میدهد. ایجاد بستر همکاری در امور گمرکی، سرمایهگذاریهای مشترک و ترانزیت کالا و مسافر، از دیگر محورهای مهم سفر بود. این توافقات علاوه بر گشایش کانالهای مالی و تجاری، میتواند نقش مکملی در زنجیره تأمین دو کشور ایفا کند.
2️⃣از بعد ژئوپلیتیک، نزدیکی دیدگاههای ایران و بلاروس در مجامع بینالمللی قابل توجه است. عضویت یا مشارکت فعال دو کشور در چارچوبهایی همچون اتحادیه اقتصادی اوراسیا، سازمان همکاری شانگهای و بریکس، فرصتی برای همافزایی و ایجاد بلوکهای همکاری فراگیر فراهم میکند. این پلتفرمها میتوانند به ایران و بلاروس امکان دهند تا نقشه همکاریهای خود را از سطح دوجانبه فراتر برده و جایگاه خود را در معادلات چندقطبی جهان تثبیت کنند.
3️⃣همکاریهای رسانهای و فرهنگی نیز بخش مهمی از این سفر را تشکیل داد. توافق میان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و رسانه ملی بلاروس، به همراه همکاری خبرگزاریهای رسمی دو کشور، میتواند مسیری برای بازنمایی شفاف ظرفیتها، تاریخ و فرهنگ باشد و در برابر روایتسازی رسانههای غربی نقش متقابل ایفا کند.
4️⃣یکی از محورهای کلیدی این دیدار، تأکید بر مواضع مشترک در برابر یکجانبهگرایی آمریکا و برخی کشورهای اروپایی بود. این موضع نهتنها بعد سیاسی دارد، بلکه یک همگرایی استراتژیک برای یافتن راهکارهای مقابله با فشار تحریمها و کاهش وابستگی به بازارها و نهادهای غربی محسوب میشود.
🔚 جان کلام
به زعم نگارنده سفر پزشکیان به بلاروس فراتر از یک دیدار تشریفاتی است و میتواند سرآغاز فصل تازهای در دیپلماسی شرقی ایران باشد. اگر توافقات بهطور عملیاتی دنبال شود و پیگیری مستمر صورت گیرد، این سفر میتواند ضمن متنوعسازی شرکای راهبردی ایران، مسیر دسترسی گستردهتر به بازار اوراسیا را هموار کند. همزمان، پیام روشنی به غرب ارسال میشود که فشار و تحریم، سیاست تهران را بهسوی یافتن ائتلافهای پایدارتر و چندجانبه سوق میدهد. پیوستگی این روند، توان مانور سیاسی و اقتصادی ایران را در نظام جهانی آینده به شکل محسوسی تقویت خواهد کرد.
کانال تحلیلی #سیاست_نامه
👇 👇 👇
https://eitaa.com/siyastnameh
🔰خیانت در گذر تاریخ؛ از اشعث بن قیس تا سیاستمداران معاصر ( برگرفته از سخنان اخیر دکتر رجبی دوانی)
🖊 #حسین_نجفی
🔹️تاریخ اسلام آکنده از نمونههایی است که خیانت و نفاق برخی افراد، مسیر امت اسلامی را دچار انحراف و ضربات سنگین کرده است. در صدر اسلام، اشعث بن قیس بهعنوان یکی از شاخصترین چهرههای نفاق، با استفاده از جایگاه اجتماعی و نفوذ قبیلهای خود، عمداً ساختار حکومت علوی را تضعیف کرد. او با سیاستبازی و معاملهگری پنهان، اراده سیاسی جامعه اسلامی را فرسوده و زمینۀ نفوذ دشمنان را فراهم ساخت. خیانتهایش در بزنگاههای حساس، نه حاصل ناآگاهی، بلکه نتیجه انتخابی آگاهانه و سودجویانه بود.
🔹️امروز، مشابه چنین الگوهای خطرناکی را میتوان در عرصه سیاست کشور مشاهده کرد. حسن روحانی، در مقام رئیسجمهور، با بهرهگیری از موقعیت اجرایی و اختیارات قانونی، عامدانه منابع مالی نهادهای دفاعی و انقلابی را محدود ساخت. این رویکرد، آن هم در اوج دورهای که تحریمهای بیسابقه و فشار حداکثری بزرگترین قدرتهای خارجی کشور را هدف گرفته بود، عملاً به تضعیف امنیت ملی و فروکاستن از توان بازدارندگی منجر شد. در چنین شرایطی، هر اختلال داخلی میتوانست به بحرانهای غیرقابل مهار بینجامد.
🔹️در جبهه دیپلماسی، محمدجواد ظریف با چهرهای به ظاهر معتدل و خوشنیت، اما رویکردی مبتنی بر سادهانگاری و ارزیابیهای غیرواقعبینانه، وارد مذاکراتی شتابزده شد که توافقهای آن نه بر پایه اصول راهبردی و خطوط قرمز ملی، بلکه بر مدار هدفگذاریهای رسانهای و شخصی شکل گرفت. نتیجه، تضعیف موقعیت بینالمللی جمهوری اسلامی، تشدید اختلافات داخلی و از دست رفتن فرصتهای استراتژیک بود. این همان نقشی است که در تاریخ صدر اسلام، ابوموسی اشعری به عهده گرفت؛ کسی که با قضاوت ناصحیح خود در حکمیت، وحدت جبهه حق را شکست و راه پیروزی دشمن را باز کرد.
🔹️تفاوت تلخ امروز در آن است که ابوموسی، هرچند دیر، به خطای خود اعتراف کرد؛ اما ظریف نهتنها از اذعان به اشتباهات راهبردی پرهیز کرده، بلکه بر مسیر خطا اصرار ورزیده و در توجیه آن کوشیده است. این لجاجت، جایگاه او را حتی پایین تر پرخطرتر از ابوموسی قرار میدهد و میراث آن، آسیبهایی است که جبرانشان به سالها زمان، هزینههای گسترده و بازسازی اعتبار ملی نیاز دارد.
🔚سخن پایانی
این پیوست تاریخی و معاصر، یک درس روشن دارد آنهم اینکه خیانت به نظام اسلامی میتواند در اشکال و پوششهای متفاوت، در هر دورهای تکرار شود. راه مقابله، هوشیاری و بصیرت ملت، استقامت مسئولان و وفاداری بیکموکاست به اصول انقلاب است. تجربه قرون گذشته و دهههای اخیر، حقیقتی را تکرار میکند که اعتماد به دشمنان و سادهدلی در برابر وعدههای آنان، جز زیان و شکست به بار نخواهد آورد.
کانال تحلیلی #سیاست_نامه
👇 👇 👇
https://eitaa.com/siyastnameh
🔰ابهام راهبردی در سخنان عراقچی؛ پیام هشدار تهران به غرب
🖊 #حسین_نجفی
🔹️اظهارات اخیر عباس عراقچی درباره احتمال خروج ایران از پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای (انپیتی) و تغییر دکترین دفاعی، پیامی چندلایه است که هم برای بیرون از مرزها فرستاده شده و هم برای شنونده داخلی و منطقهای. این حرف قبل از اینکه معنایش ساخت تسلیحات هسته ای، باشد، یک جور حرکت حسابشده در زمین دیپلماسی است که در آن از بعنوان ابهام راهبردی استفاده میشود؛ یعنی بنحوی حرف زدن که طرف مقابل همه سناریوها را در ذهنش مرور کند و نتواند با قطعیت پیشبینی کند قدم بعدی ایران چه خواهد بود. در چنین فضاهایی، نااطمینانی خودش تبدیل به سلاحی برای بازدارندگی و فشار میشود.
🔹️از زاویه سیاست خارجی، این پیام به اروپا و آمریکا هشدار میدهد که ادامه بنبست در مذاکرات، تشدید تحریمها و بیعملی در رفع محدودیتها، میتواند تهران را به بازنگری اساسی در تعهدات بینالمللیاش برساند. خروج از انپیتی یعنی کنار گذاشتن مهمترین قفل حقوقی بر برنامه هستهای و باز کردن فضای بیشتری برای بازدارندگی سختتر. وقتی عراقچی از تغییر دکترین دفاعی ایران صحبت میکند، دارد بهزبان دیپلماسی میگوید قواعد بازی ممکن است عوض شود و ایران به سراغ مدلهایی برود که پیشتر به آنها نه گفته بود.
🔹️در فضای داخلی و منطقهای، چنین مواضعی بیشتر رنگ و بوی نمایش قدرت و انعطافپذیری راهبردی دارد. این یعنی حتی در اوج فشار اقتصادی و سیاسی، ایران میخواهد نشان دهد گزینههای مؤثر و پرهزینه روی میز دارد؛ گزینههایی که اگر استفاده شوند، میتوانند برای طرف مقابل غیرقابل پیشبینی و پرهزینه باشند. این پیام به کشورهای همسایه و رژیم صهیونیستی هم میرسد و آنها را به این فکر میاندازد که هر حرکت تهاجمی ممکن است با واکنشی روبهرو شود که محاسباتشان را بههم بریزد.
🔚حرف آخر
با این حال، نه در این حرفها تأیید صریحی درباره داشتن بمب هستهای وجود دارد و نه انکار توانمندی احتمالی. تهران با این نوع بیان، فضای ارزیابی غرب را مهآلود میکند تا سناریوی ایرانِ در آستانه توان ساخت سلاح، همواره روی میز تحلیلگران باقی بماند، حتی اگر چنین تصمیمی در کار نباشد. این همان تکنیک آشنای سیاست خارجی جمهوری اسلامی است؛ بازی در مرز قوانین بینالمللی، بدون عبور آشکار از آنها، برای گرفتن امتیاز و بالا بردن هزینههای طرف مقابل.
کانال تحلیلی #سیاست_نامه
👇 👇 👇
https://eitaa.com/siyastnameh
🔰روابط ایران و روسیه؛ واقعیت اجتنابناپذیر یا انتخاب اشتباه؟
🖊 #حسین_نجفی
🔹️روسیه همانند هر قدرت بزرگ دیگر، در روابط با ایران هم فرصتساز بوده و هم گاهی بدعهد؛ نمونههایی مانند تأخیر در تحویل سامانههای دفاعی یا حمایت نصفهنیمه در بعضی بحرانها گواه این موضوع است. اما این تنها یک روی سکه است. در مقابل، روسیه در سالهای اخیر بارها در شورای امنیت از ایران دفاع کرده، در جنگ سوریه با همکاری نظامی مانع سقوط دمشق شد، و در پروژههای هستهای و زیرساختی مشارکت مؤثر داشته است. باید پذیرفت که بخشی از فرصتسوزیها نه به مسکو، بلکه به خطاهای داخلی بازمیگردد، از جمله خوشبینی افراطی به غرب در برجام که با مدیریت محمدجواد ظریف به یک امتیازدهی یکطرفه ختم شد و خروج آمریکا نشان داد چگونه «کلاه» توافق تماماً بر سر ایران رفت. اینجا دیگر روسیه نقشی در شکست نداشت.
🔹️مخالفان رابطه با روسیه بارها تاریخچه بیاعتمادی را یادآوری میکنند، اما جای پرسش است که در فضای واقعی و سخت ژئوپلیتیک امروز، چه جایگزینی پیشنهاد میکنند؟ تجربه جهانی نشان میدهد اتکا به غرب، نسخهای خطرناک است: صدام را پس از جنگ تنها گذاشتند، قذافی را با وعده همکاری خلع سلاح کردند و سپس با ان وضع فجیع سرنگونش کردند، و حسنی مبارک را که سالها همسو عمل میکرد، به فهرست دشمنان افزودند و... . همین غرب، با خروج یکجانبه از برجام، اعمال تحریمهای فلجکننده و حمایت همهجانبه از اسرائیل، خصومت ساختاری خود با ایران را عریان کرد.
🔹️چین نیز هرچند شریکی مهم در تجارت و اقتصاد است، اما در مسائل امنیتی و راهبردی جایگزینی برای روسیه محسوب نمیشود. سیاست قطع ارتباط با همه قدرتها هم عملاً به معنای انزوای کامل، از دست دادن اهرمهای فشار، و گرفتارشدن در موقعیتی منفعل خواهد بود.
🔹️در نتیجه، استراتژی عاقلانه، مدیریت حسابشده رابطه با روسیه، کاهش وابستگی یکجانبه، تنوعبخشیدن به شرکای بینالمللی (از هند و ترکیه تا برزیل و ونزوئلا و...) و تقویت توان داخلی برای مقابله با فشارهاست. این راهبرد، ابزارهای دیپلماتیک ایران را افزایش میدهد و اجازه نمیدهد هیچ قدرتی، حتی روسیه، به شریک انحصاری تبدیل شود.
🔚و اما سؤال صریح از مخالفان:
اگر روسیه را کنار بگذاریم، با توجه به شرایط فعلی و موقعیت ژئوپلیتیک ایران، کدام کشور یا بلوک قدرت را معرفی میکنید که حاضر باشد، بدون هزینههای سنگین و ریسک امنیتی، همان سطح همکاری راهبردی و مؤثر را با ایران داشته باشد؟ اگر پاسخی عملی ندارید، پس مخالفت صرف، چیزی جز نسخهپیچی غیرواقعبینانه نیست.
کانال تحلیلی #سیاست_نامه
👇 👇 👇
https://eitaa.com/siyastnameh
🔰چرا ترامپ ونزوئلا را تهدید میکند؟ سقوط مادورو چه منفعتی برای آمریکا دارد؟
🖊 #حسین_نجفی
🔹️برای آمریکا، ونزوئلا فقط یک کشور نفتخیز در آمریکای لاتین نیست؛ این کشور بخشی از امنیت انرژی، اعتبار سیاسی و میراث قدیمی سیاست خارجی این کشور بهحساب میآید. ونزوئلا با داشتن بزرگترین ذخایر نفت اثباتشده جهان و قرارگیری در منطقهای که واشنگتن سالها آن را «حیاط خلوت» خود دانسته، هم ارزش اقتصادی بالایی دارد و هم در رقابت قدرتهای بزرگ نقش نمادین ایفا میکند. نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، روابط نزدیکی با چین، روسیه و ایران دارد و این برای آمریکا به معنای شکلگیری یک قطب مخالف در منطقهای است که معمولاً تحت نفوذ کاملش بوده است.
🔹️دولتهای ترامپ و بایدن در سالهای اخیر به بهانه اتهامات فساد، نقض حقوق بشر و حتی قاچاق مواد مخدر، فشارهای سیاسی و اقتصادی گستردهای بر دولت کاراکاس وارد کردهاند. هدف این فشارها روشن است: یا مجبور کردن مادورو به استعفا، یا آمادهکردن افکار عمومی داخل و منطقه برای مداخله جدیتر. با این حال، حمایت ارتش و نیروهای مردمی وفادار به دولت تا امروز مانع از سقوط سریع او شده است.
🔹️چین نیز ونزوئلا را تنها یک شریک نفتی نمیداند، بلکه آن را یکی از حلقههای مهم در تأمین امن انرژی خود میبیند. سرمایهگذاریهای میلیارددلاری چین در میدانهای نفتی و پروژههای زیربنایی این کشور بهقدری اهمیت دارد که هر تغییر حکومتی نزدیک به آمریکا میتواند این قراردادها را لغو یا دگرگون کند.
🔹️برای ایران، اهمیت ونزوئلا حتی بیشتر است. این کشور در دوره فشار حداکثری آمریکا به یکی از معدود مسیرهای رسمی برای صادرات نفت، واردات بنزین و قطعات پالایشی و همچنین همکاری در پروژههای بازسازی پالایشگاه تبدیل شد. حمایت آشکار مادورو از ایران در مجامع بینالمللی به تهران این پیام را رسانده که متحدانی با مواضع آشکارا ضدآمریکایی در کنار خود دارد. سقوط این دولت، علاوه بر از دسترفتن یک کانال اقتصادی و لجستیکی حیاتی، بهنوعی فروپاشی یک نماد سیاسی نیز خواهد بود؛ رخدادی که میتواند اراده سایر شرکای ایران برای مقابله با آمریکا را هم تضعیف کند.
🔹️از نظر نظامی، آمریکا توان حمله مستقیم را دارد، اما موقعیت جغرافیایی شهرهای ونزوئلا، پیچیدگی جنگ شهری، و هزینههای سیاسی و انسانی بالای چنین اقدامی، ریسک بالایی ایجاد کرده است. همین باعث شده واشنگتن فعلاً بیشتر بر فشار اقتصادی، حمایت مالی و رسانهای از مخالفان و بیثباتسازی غیرمستقیم تمرکز کند. هرچند با نمایش نظامی اخیر قصد دارد بنحوی واکنش کاراکاس را بسنجد. با این وجود، هرگونه بحران داخلی شدیدتر، شکاف در ارتش یا اعتراضات گسترده میتواند محاسبات آمریکا را تغییر دهد و راه را برای سناریوهای جدید باز کند.
کانال تحلیلی #سیاست_نامه
👇 👇 👇
https://eitaa.com/siyastnameh