لطیفه
ﮐﮋدم را ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﭼﺮا ﺑه زﻣﺴﺘﺎن ﺑﺪر ﻧﻤﻲ آﺋﻲ؟
ﮔﻔﺖ: ﺑه تاﺑﺴﺘﺎﻧﻢ ﭼﻪ ﺣﺮﻣﺘﺴﺖ
ﮐﻪ ﺑﻪ زﻣﺴﺘﺎن ﻧﻴﺰ ﺑﻴﺎﻳﻢ ؟
(سعدی علیه الرحمه)
عشق می خواست خرابم کند از دوری تو
حرف او پیش تو آورده خرابش کردم
شرح یک نیم نفس با تو زدن با من بود
دیدم از بس که شریف است کتابش کردم
باغ انگور مرا کس نخرد لیک چه باک
می فروشم دو برابر چو شرابش کردم
#معنی
#معنی_زنجانی
#محمدسهرابی
#محمد_سهرابی
#محمد_سهرابی_معنی
@sohrabimohammad
حدیث کوثر و تسنیم و سلسبیل بس است
ز آب خشک ملولم بگو شراب کجاست
#معنی_زنجانی
#محمد_سهرابی
#معنی
#محمد_سهرابی_معنی
@sohrabimohammad
هر شب بدون بوسه جدا می شوی ز من
انگار بر دهان تو فردا نوشته اند
#معنی_زنجانی
#محمد_سهرابی
#معنی
#محمد_سهرابی_معنی
@sohrabimohammad
حاج محمد سهرابی حاج محمد سهرابی.mp3
زمان:
حجم:
36.8M
السلام ای خزینة الاسرار
السلام ای مدینة الابرار
السلام ای عوالم الآیات
السلام ای جوامع الاخبار
همه خلقند زیر چادر تو
در حقیقت تویی تویی ستار...
پی نوشت: میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها
هیئت محترم راية العباس
#معنی
#معنی_زنجانی
#محمدسهرابی
#محمد_سهرابی
#محمد_سهرابی_معنی
@sohrabimohammad
السلام ای خزینة الاسرار
السلام ای مدینة الابرار
السلام ای عوالمُ الآیات
السلام ای جوامع الاخیار
همه خلقند زیر چادر تو
در حقیقت تویی تویی ستار
اختیار نبی است در دستت
مادری تو به احمد مختار
چاکر درگهت چنان حمزه
نوکرت همچو جعفر طیار
شجر طیبه تویی زهرا
تا ابد هستی ای شجر پربار
مصطفایی ولی به قالب زن
هم به رفتار و نیز در گفتار
طفل بیت تو سیدالشهدا
کودک توست سید الابرار
هر که جان می دهد به یک نگهت
بایدش خواند افضلُ التُجّار
چمن کوچه باغ تو طوبی
خار کوی تو اَعظَمَ الاَشجار
خادم خانه ی شما نقره
نقره ی تو زر تمام عیار
نه فقط روز بلکه نیمه ی شب
بوده ای در قنوت مردم دار
مفتخر از گدایی تو بلال
بهره مند از غلامی ات عمار
باغ فردوس بی رخت پائیز
با رخ تو خزان، همیشه بهار
در طلوع سه گانه ات هر روز
مرتضی داشت با خدا دیدار
منکران فضیلتت ملحد
مشرکان کرامتت کفار
نوکرانت همه اولی الالباب
چاکرانت همه اولی الابصار
پدر و مادرم به قربانت
جان و مالم به مقدم تو نثار
خون من فرش مقدمت ای دوست
روی من خاک درگهت ای یار
#معنی
#معنی_زنجانی
#محمدسهرابی
#محمد_سهرابی
#محمد_سهرابی_معنی
#یازهرا
#یا_زهرا
@sohrabimohammad
زهی کوی کسی کز خون بود آب خیابانش
ز سرهای عزیزان چیده گلدان گرد میدانش
به خورشید قیامت می شود منجر به هر جلوه
تشرف های آئینه به صحن شبنمستانش
به زیل نام او جز حاشیه متنی نمی جوشد
که دارد منشئاتش شأن فرعیت به عنوانش
چنان وقت کرم از شش جهت بر تاخت می آید
که از پیراهن خود نیز رد گردد به طوفانش
کدامین نعره از سجاده حیدر را مدد فرمود
که می پوشد نعم یا سیدی شمشیر عریانش
زکاتی داشت خونم گیج تحویلش شدم
دیدم که حتی میرود عید سعید فطر، قربانش
دچار رنگ تیغ جلوه اش هم بهت مقبول است
شهید آید به محشر هر جان بازد به بهتانش
زهی بانوی جعفر پاسبان حمزه دربانی
که صد چشمی نگه دار است اورا مرد مردانش
زکوران نیز در ستر تجلی گشته او پنهان
که ممکن بود دیدارش دهد چشمی به کورانش
اگر میلش به اطعام تجلی می کشد حیف است
سر ما شاعران را خود نسازد آب گردانش
گناهانم فدای عصمت محضی چنین یا رب
که یوسف می شود با دیدن او گرگ کنعانش
چنان معصوم بگذشته است از همسایه اش کز
شوق به کارت می برد مریم هنوز از چشم جیرانش
اگر از ناز عزت پشت پلکی می کند نازک
همان کیفیت لطف است افتاده به مژگانش
به جمع پنج تن از چهار سو در هشت چشم آید
علی موسی الرضا پیدا شدا از آئینه بندانش
به قم به چادرش افتاده جمعی یارضا گویان
گروهی حضرت معصومه گویان در خراسانش
چنین شأنی که من میبینم از حیث أحد کامل
ندارم شک که در خلوت پرستیدست شیطانش
حدیث کامل لولاک شرح کاملی دارد
چو لولای در جنت بچرخد تحت فرمانش
به شأن خویش دارد إلتجی از فرط آگاهی
اگر دستی بگیرد در خرامیدن به دامانش
عبور از شام ظلمانی است شرط مردن روشن
کلید برق هستی مانده در آنسوی دارانش
جلالت مرحمی از نوع دیگر دارد ای غافل
همان شمشیر بیرون می زند آخر ز درمانش
به دربار زنی کز غیر خود رو در حجاب آرد
نظر دارد به الله الصمد نقاش ایوانش
به شهر قم به چشمم از دهانی شادباش امد
کدامین پسته خندیدست به بادام سوهانش
به امکان کسی دلداده ام کز شدت اعجاز
جمل را در ته سوزن کند با بار کوهانش
مگو گستاخ شیون بوده این نو شاعرالکن
به قدر وسع خود کرده است معنی تازه کتمانش
#معنی
#معنی_زنجانی
#محمدسهرابی
#محمد_سهرابی
#محمد_سهرابی_معنی
#یازهرا
#یا_زهرا
@sohrabimohammad
یا رب سزاست سجده کنم در برابرش
دستت درست بــاد کــــه بُت آفریدهای
#معنی
#معنی_زنجانی
#محمدسهرابی
#محمد_سهرابی
#محمد_سهرابی_معنی
@sohrabimohammad
السلام علیک یا امیرالمومنین یا نَّبَأُ الْعَظِيمُ
در سجده بفرما که به پایت بدهم جان
خم کن سر این شیشه که هنگام شراب است...
#معنی
#معنی_زنجانی
#محمدسهرابی
#محمد_سهرابی
#محمد_سهرابی_معنی
@sohrabimohammad
به میز واژگون گیرم که جامی بند شد معنی
به بخت واژگون چون بند گردد ساغر دلها؟
#محمد_سهرابی
#معنی
#محمد_سهرابی_معنی
#معنی_زنجانی
@sohrabimohammad
دو آتشه است سرشکم ز سوز سینه من
گرفته اند در این باغ از گلاب گلاب
#محمد_سهرابی
#معنی
#محمد_سهرابی_معنی
#معنی_زنجانی
@sohrabimohammad
چه گویی با روانکاوان غم، افسرده حالی را
نمی فهمند ملاحان، شکوه ِ خشکسالی را
هوا را گر بیفشارند باغ غنچه خواهد شد
ز بس بوسیده ام لب های معشوق ِ خیالی را
دبستان رفته می داند چه یارب هاست با طفلان
چو در اخبار می گویند برف ِ احتمالی را
چند بیت از مجموعه شعر "ضبط نفس"...
«ملاح» (کشتی بان، ناخدا، جاشو)
#معنی
#معنی_زنجانی
#محمدسهرابی
#محمد_سهرابی
#محمد_سهرابی_معنی
@sohrabimohammad