شهید آیتالله غفاری منشأ خیرات و خدمات بسیاری در زمینههای اجتماعی بود و در سه دوره متفاوت در طول زندگی از جمله نوجوانی در آذرشهر بین سالهای ۳۰ - ۳۵ در قم و از سال ۳۵ تا ۵۳ در تهران اقدامات فراوان و مفیدی به حال جامعه داشت؛ از جمله:
أ: احداث و تکمیل مساجد خاتم الاوصیاء - الهادی - شیخ فضل الله نوری در تهران.
ب: رسیدگی به محرومان و مستضعفان در تبریز - تهران و آذرشهر و... .
ج: برپایی مجالس بحث و گفتوگو در موضوعات علمی و فقهی. او عاشق خدمت به خلق خدا بود و از هر فرصت ممکن و به دست آمده بهرهها میبرد و در راه رضای معبود قدم برمیداشت.
مجالس وعظ و سخنرانی او نیز حال و هوایی دیگر داشت و چه بسیار از طبقات مختلف جامعه مخصوصاً روشنفکران مذهبی، دانشجویان و طلاب جوان دورش حلقه میزدند و از انوار نورانی و دانش و تربیت وی بهرهها میبردند.
امروز نتیجه تلاش و کوشش آیتالله غفاری را در شکوه و عظمت مسجد بزرگ شیخ فضلالله نوری در تهران و پایگاه و حوزه علمیه مسجد بزرگ خاتم الاوصیاء میتوان دید؛ اماکن مقدسی که روزگاری مرکز هجوم و حمله به رژیم ستمشاهی و مأوی و پناهگاه مظلومان و انقلابیون و مستضعفان بود.
و همه آنها در سایه خدمات صادقانه و تلاشهای خالصانه آن شهید والامقام است.
آثار
آیتالله غفاری نه تنها در جبهه مبارزه با طاغوت پیشتاز بود و زندانهای مخوف شاه او را از حرکت و شتاب باز نمیداشت بلکه هر روز پرشورتر از روز قبل به مبارزه بیامان ادامه میداد، بلکه همواره همراه با مبارزه پیگیر با طاغوت، فعالیتها و تلاشهای علمی و عملی و ادبی و قلمی نیز داشت.
← آثار قلمی
از جمله آثار قلمی آن بزرگوار، حاشیه مفصلی بر عروة الوثقی نوشته است. نوشتهها و آثار خطی گوناگون دیگری معظمله داشته که در هجوم ساواک به منزلشان در چندین نوبت از بین رفته است. بعضی نوارهای سخنرانی و دست نوشتههایی نیز از آن بزرگوار مانده است.
← آثار ادبی
و از جمله آثار علمی و ادبی قطعات جذاب و شیوایی است که منتسب به شهید آیتالله غفاری است و از مصادیق آنها سروده ذیل میباشد.
عاشق چو رو به کعبه صدق و صفا کند
احرام خود ز کسوت صبر و رضا کند
در پیش راه بادیهگیر غریب وار
ترک عشیره و بلد و اقربا کند
از صدق چون قدم بنهند در فنای عشق
اول به پای دوست سر و جان را فدا کند
آنجا که موقف عرفات محبت است
برجای سنگریزه سر از کف رها کند
آنگاه دست و روی نشوید زخون خویش
برخیزد و نماز شهادت ادا کند
شهادت
انقلاب اسلامی ما به رهبری امام خمینی (رحمةاللهعلیه) ثمره از جان گذشتگی فرزانگانی است که در اوج خفقان، فریاد آزادی و آزادگی سر دادند.
و در راه تحقق حکومت عدل اسلامی ایثارگرانه و با تحمل سختیها - زندانها و شکنجهها عاشقانه دعوت حق را لبیک گفتند و شهید غفاری آن مبارز نستوه و شهید همیشه زنده تاریخ اعتقاد داشت که:
«شهادت تحفهای است از جانب خداوند متعال که به بندگانش هدیه میشود».
و انصافاً به عقیده صاحب نظران ما شهادت آیتالله حسین غفاری در زندان مخوف ساواک ضربهای کمرشکن بر رژیم فساد شاهنشاهی بود.
این عاشق و عارف مجاهد پس از سالها تلاش، مجاهدات، استقامت صبر و پایداری زندان و شکنجه عاقبت دعایش مستجاب شد و در غروب ششم دی ماه سال ۱۳۵۳ ش.آیتالله غفاری در اوج مظلومیت اما سرافرازانه چون سرو سهی در محبس تنگ و تاریک و ظلماتی شاهی با دست و پای شکسته و دندانهای خرد شده و محاسن زخمی خونین به دیار ابدیت شتافت و روح بلندش پس از ۱۳ سال تحمل زجر شکنجه به ملکوت اعلی پیوست.
ساواک شبانه پیکر مطهر او را به قم فرستاد تا مظلومانه دفن شود؛ [۱۵] ولی طلاب و مردم قم از موضوع با خبر شدند و در تشیع جنازه با شکوه ایشان در صبح روز ۷ دی ماه ۱۳۵۳ ش. شرکت کردند و با فریاد غفاری ما کشته شد به خون خود آغشته شد، پیکر مطهر این اسوه مقاومت را از حرم حضرت معصومه (علیهالسلام) تا قبرستان دارالسلام قم تشییع کردند و در مراسم تدفین این شهید بزرگوار، همرزمش شهید آیتالله قدوسی حاضر شد و تلقین خواندند. لازم به تذکر است که در جریان تشییع، تعدادی از تشییعکنندگان و فامیل شهید غفاری دستگیر و زندانی شدند.
شادی روح مطهر و علو درجات
شهید حسین غفاری🌷
صلوات
🌺 اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم 🌺
جمله معروف*دشمن خمینی کافر است*از ایشان است
روحشان قرین نور و سرور
و
فرزندانشان از عاقبت فرزند نوح دور شوند به لطف الهی
سلام علیکم💐
اعمال امروزمان را از طرف عالم شهید🌷
سید شهیدان انقلاب اسلامی🌷
سید محمدحسین بهشتی🌷
تقدیم می کنیم به ساحت مقدس آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام
شهید بهشتی در اصفهان متولد شد. در سال ۱۳۲۱ وارد حوزه علمیه شد. در فاصله سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۳۸، دوره دکترای فلسفه الهیات را گذراند. در آذرماه ۱۳۵۷ به فرمان امام خمینی شورای انقلاب را تشکیل داد و در تدوین قانون اساسی نقش داشت. در هفتم تیر ۱۳۶۰ به همراه ۷۲ نفر از یاران به شهادت رسید.
نام: سیدمحمد حسین بهشتی
تولد: سحرگاه دوم آبان ماه ۱۳۰۷ ه.ش، محله لومبان اصفهان.
شروع تحصیلات: از چهارسالگی در مکتب خانه
ورود به حوزه علمیه اصفهان: ۱۳۲۱ ه.ش(۱۴ سالگی) با نیمه تمام گذاشتن تحصیلات دبیرستانی.
ورود به حوزه علمیه قم: ۱۳۲۶ ه.ش(۱۹ سالگی)
اخذ لیسانس: سال ۱۳۳۰ ه.ش(۲۳ سالگی) در رشته فلسفه
اخذ دکتری: سال ۱۳۵۳ ه.ش(۴۶ سالگی) در رشته فلسفه
شهید سید محمدحسین بهشتی در دوم آبان ۱۳۰۷ هجری شمسی در اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش از روحانیان اصفهان و امام جماعت مسجد لومبان بود. وی از چهار سالگی به مکتب رفت و در اندک زمانی قرائت قرآن و خواندن و نوشتن را آموخت و با ورود به دبیرستان به دلیل علاقه به تحصیل علومدینی، مدرسه را رها و در سال ۱۳۲۱ وارد حوزه علمیه شد. به سال ۱۳۲۵ یعنی در هجدهمین بهار زندگی خود به قم عزیمت کرد و در کنار تحصیل علوم دینی، در سال ۱۳۲۷ موفق به دریافت دیپلم ادبی در امتحانات متفرقه شد. در همان سال، وارد دانشکده الهیات معقول و منقول شد و در سال ۱۳۳۰ با دریافت درجه لیسانس به قم بازگشت و در دبیرستان حکیم نظامی مشغول تدریس زبان انگلیسی شد. در سال ۱۳۳۱ ازدواج نمود که حاصل این پیوند، دو پسر و دو دختر بود. وی در سال ۱۳۳۳، دبیرستان دین و دانش قم را تأسیس نمود و تا سال ۱۳۴۲ سرپرستی آن را برعهده داشت. در فاصله سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۳۸، دوره دکترای فلسفه الهیات را گذراند سپس، با شرکت فعال در مبارزات سالهای ۴۱ و ۴۲ از سوی ساواک مجبور به عزیمت از شهر قم به تهران گردید
. این شهید راستقامت تاریخ به پیشنهاد و درخواست آیتالله حائری رحمهالله و آیتالله میلانی رحمهالله به هامبورگ عزیمت و سرپرستی مسجد و تشکل مذهبی جوانان آن شهر را عهدهدار و به فعالیتهای عمیق دینی و فرهنگی پرداخت. در طی این مدت سفرهایی به عربستان، سوریه، لبنان، ترکیه و عراق(به منظور دیدار امام رحمهالله) انجام داد.
سرانجام در سال ۱۳۴۹، به ایران بازگشت و به فعالیتهای علمی، فرهنگی و سیاسی روی آورد. در این مدت، چندین بار توسط ساواک دستگیر و روانه زندان شد. در آذرماه ۱۳۵۷ به فرمان امام خمینی رحمهالله شورای انقلاب را تشکیل داد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به عنوان ایدئولوگ و لیدر در صحنههای سیاسی، اجتماعی به فعالیت میپرداخت. حزب جمهوری اسلامی را با هدف تربیت و شناسایی نخبگان سیاسی فرهنگی پایهگذاری نمود. در تدوین قانون اساسی به عنوان نایب رئیس مجلس خبرگان ایفای نقش م یکرد. پس از استعفای دولت موقت در سال ۱۳۵۸، مدتی به عنوان وزیر دادگستری و سپس، از سوی امام خمینی رحمهالله به ریاست دیوان عالی کشور منصوب گردید. وی سرانجام در حین انجام وظیفه در این سمت بود که در شامگاه ۷ تیر سال ۱۳۶۰ در حین سخنرانی در تالار حزب جمهوری اسلامی بر اثر انفجار ساختمان حزب توسط منافقین به همراه کاروان ۷۲ نفره خود به خیل عظیم شهدای کربلا پیوست