eitaa logo
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
2.7هزار دنبال‌کننده
20هزار عکس
10.4هزار ویدیو
259 فایل
انس با شهداء برای همنشینی با امام زمان«ع» ومرافقةالشهداء من خلصائک اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله) السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارت سیدالشهداء یرتجی
مشاهده در ایتا
دانلود
3.52M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌷 حاج محمد علی زرین قلم خالق جمله معروف از میان ما رفت... 🌺 و چه زیباست این زندگانی که با رفتن تازه شروع میشود و تا ابد در قهقهه مستانه‌شان عند ربهم یرزقونند....
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹 چرا دوستی با شهدا؟! 🌹 🌸 ڪلام علما: ما برای اینڪه از دعای شهدا برخوردار باشیم باید در مسیر شهدا حرڪت ڪنیم و بدانیم ڪه دعای شهدا جزو دعاهای مستجاب است.
✅ خواندن زیارت آل یاسین و دعای بعد آن از طرف شهدا هدیه به امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف ✅ نماز استغاثه به امام زمان عج ✅ صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی ✅ مراقبت عملی به فرازهایی از کتاب مکیال المکارم
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
#مراقبتهای_چله_بیست_ششم ✅ خواندن زیارت آل یاسین و دعای بعد آن از طرف شهدا هدیه به امام زمان عج الل
سلام علیکم 💐 بیست و هفتمین روز از چله 🌟 💫 بیست و ششم💫🌟 سر سفره 🌷 شهید ناصر مسلمی سواری 🌷 هستیم.
🔰شهید مدافع حرمی که با خرید وفروش ضایعات روزی خود را می‌گذراند، خود را به رساند و روزی خود را از حضرت زینب کبری گرفت روزی به نام 📸شهيد مدافع حرم سواری ـــــــــــــــــــ🕊🌹ــــــــــــــ
شهید ناصر مسلمی از شهدای خوزستانی مدافع حرم سال 1360 در سوسنگر به دنیا آمده بود و خانواده او سال 79 به خاطر شغل پدرش به اهواز نقل مکان کردند و من تقریباً با ناصر 3 ماه اختلاف سنی داشتم. دو هفته از ازدواجمان گذشت که ناصر بیکار شد. در دوران سختی زندگی با ناصر هیچ سختی را نمی‌دیدم. تا اینکه سال 86 در یک کارگاه بازیافت پلاستیک مشغول به کار شد و در همان سال خدا به ما دو قلوها را عطا کرد و جمع 3 نفر ما 5 نفره شد. زندگی ما مقداری سخت شد اما اصلا گلایه نکردم و همیشه خنده بر چهره ما بود. در خانه بیکار نمی نشست انگار که اصلاً سر کار نبود خیلی به همسرش کمک می کرد طوری که برخی اطرافیان با تمسخر به او کنایه می‌زدند. و هر بار همسرش وضع حمل می کرد تا چهار ماه به او اجاز کار کردن در خانه را نمی داد.
اما دیری نپایید که عزم سفر کرد. انگار اهل زمین نبود و دل به نقطه ای بسته بود که باید از چیزی بارزش که بر روی زمین داشت می گذشت؛ همسرش می گفت: ایمان قوی او را به صحنه جهاد کشاند. او متعلق به این دنیا نبود. زمانی که دید از طریق ایران نمی تواند برای دفاع از حرم و مردم سوریه قدم بردارد از طریق دوستان افغانی‌اش که در کارگاه بازیافت پلاستیک با او مشغول کار بودند، اقدام کرد. شهادت در نزد مردان خدا گواراتر از عسل است و شهید شدن هدفی می خواهد که در آن عشق به خدا باشد و قصد قرب به سوی پیشگاه ابدیت باشد. یکی از همرزمان ناصر می گوید ناصر همیشه در هر کاری داوطلب بود و شجاعت زیادی از خودش نشان می‌داد. آقای حسینی می‌گفت: ناصر مدام در نماز‌هایش گریه می‌کرد؛ وقتی علت را از او پرسیدم گفت: من می‌دانم که شهید نمی‌شوم. وقتی که از ناصر پرسیدند چرا اینقدر ناراحتی گفت: من همه چیز دنیا را طلاق داده‌ام؛ فقط یک چیز هنوز در دلم مانده است که اگر این را هم طلاق بدهم صد در صد شهید می‌شوم. که بعدها مشخص شد فرزند کوچکش بنیامین است. تا اینکه شب عاشورا ناصر با حالت خندان آمد، گفت: به خون امام حسین(علیه السلام) من فردا شهید می‌شوم. این در حالی بود که عملیاتی در پیش نبود. ساعت 10 و نیم صبح 4 آذر 92 روز عاشورا 12 نفر از رزمنگان در ساختمان محل استقرارشان در حلب محاصره می‌شوند و پس از تیرندازی به آنها، تکفیری های داعش ساختمان را آتش می زنند و ساختمان منفجر می شود. پس از 15 روز پیکر شهدا از زیر آوار خارج شد و شهید ناصر مسلمی سواری و دیگر همرزمانش در روز عاشورا به شهادت می رسند. شهید ناصر مسلمی سواری جزو اولین شهدای مدافع حرم بود و در زمانی که هنوز اخبار جنگ در سوریه خیلی پوشش داده نمی‌شد در مظلومیت کامل به خاک سپرده شد. یکی از مسئولین سپاه گفت: شهید ناصر مسلمی سواری، گمنامرترین و مظلومرترین شهید مدافع حرم است
نسبت به مشکلات مردم بی‌تفاوت نبود منصور(ناصر ) خیلی مردم‌دار بود؛ هر وقت کسی به مشکلی برمی‌خورد و به پول احتیاج داشت و خودمان هم پولی نداشتیم از دیگران قرض می گرفت و به نیازمند می‌داد اما هیچ‌وقت برای پس گرفتن پول سراغ آن شخص نمی‌رفت. با وجود مشکلات مالی‌مان خیلی اهل رعایت حلال و حرام بود. مدتی بود که ایشان در کارگاه بازیافت پلاستیک کار می‌کرد. حقوقش ۷۰ هزار تومان بود؛ اما ۹۰ هزار تومان به ایشان داده بودند وقتی آمد خانه ۲۰ هزار تومان را جدا کرد و گفت: این مبلغ را اشتباهی به من داده‌اند؛ نگهش دار تا فردا پس بدهم. گفتم: چرا پس بدهی حق خودت است خیلی برایشان کار می‌کنی تازه در مقابل کارت کم هم داده اند. گفت: خانم حقوق من ۷۰ هزار تومان است؛ همین. فردا مبلغ را برد که پس بدهد گفتند از کارت راضی بودیم مبلغ اضافه را تشویقی دادیم.
عاشق فرزندانمان بود، دختر و پسر فرقی نداشت حاصل ازدواج من و منصور چهار فرزند است؛ فرزند اولمان علیرضا نام دارد، دو دختر به نام‌های بیتا و همتا و فرزند آخرمان بنیامین است. منصور عاشق بچه‌ها بود و می گفت دختر و پسر فرقی ندارد؛ اما بیشتر محبتش را صرف بیتا و همتا می‌کرد. می گفت دخترها حساس‌ترند و به محبت بیشتری احتیاج دارند. اگر برای ۱۰ دقیقه هم از خانه خارج می‌شد تماس می‌گرفت و احوال من و بچه‌ها را می‌پرسید.
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
عاشق فرزندانمان بود، دختر و پسر فرقی نداشت حاصل ازدواج من و منصور چهار فرزند است؛ فرزند اولمان علیر
در اولین جلسه‌ای که با هم صحبت کردیم بی‌مقدمه دو شرط برای ازدواجمان مطرح کرد 🍃 ☝️شرط اول مقید بودن به نماز‌ مخصوصا نماز صبح بود ✌️دوم رعایت حجاب. همین حقیقت بود که مرا به سوی ناصر جذب کرد ☺️ در دوره و زمانه‌ای که جوان‌ها کمتر دغدغه‌هایی از این دست دارند یک پسر 21 ساله شرط ازدواجش را نماز گذاشت و این خیلی برایم مهم بود❤️