eitaa logo
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
2.7هزار دنبال‌کننده
20هزار عکس
10.4هزار ویدیو
259 فایل
انس با شهداء برای همنشینی با امام زمان«ع» ومرافقةالشهداء من خلصائک اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله) السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارت سیدالشهداء یرتجی
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
می‌خوانم از وصلِ دو دلبر از کوثر و ساقیِ کوثر 🍃 از عرش فرشته‌ها اگر می آیند 🍃 به جشن دل پیامبر می آیند 🍃 زهراست عروس و شاه‌داماد، علی 🍃 این دو چقدر به یکدگر می آیند ❣حلول ماه ذی الحجه و خانم حضرت زهرا سلام الله علیها و آقا امیرالمومنین علیه السلام مبارک
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✅ مراقبه به اعمال ماه ذیقعده و ماه ذیحجه ✅ مراقبه به زیارت آل یس ✅ مراقبه به زیارت عاشورا تمامی اعمال ان شاالله هدیه می شود به همه شهدای اسلام ، ویژه شهدای مکه ومنا
دوازدهمین روز از چله 🍃🌷سی و چهارم ( )🍃🌷 مهمان سفره شهید 🥀🍃 محمد جمهور 🥀🍃 هستیم.
شهید محمد جمهور " جوان سی و پنج ساله ای بود که در جوانی راهی سفر حج تمتع می گردد. وی فردی مومن و متعهد می باشد که ایمانش او را به طلای عیار بالایی تبدیل می کند و جوهر ناب و بی آلایش وجودش او را در پی معبود خود به دیاری مکرمه و منوره می کشاند و خدا می داند که در دعاهای شبانه روزیش در آن ایام چه می خواهد که خداوند لیاقت شهادت در راهش را به وی عطا می نماید.
یکی از آرزوهایش شهادت بود، گاهی می گفت: من اگر می توانستم حتما مدافع حرم می شدم و به سوریه می رفتم. دوست داشت مدافع حرم شود ، و برای شهدای مدافع حرم ارزش خاصی قائل بود و همیشه رشادتهای این شهدا را تحسین می کرد. یکبار دامادشان شهید را در خواب می بیند از او می پرسد که تو کجایی؟ می گوید من سوریه هستم. مگر نمی بینی در سوریه چه خبر است.
شهید جمهور از سال 92 در تب و تاب زیارت حج بود که یک فیش آزاد خریداری کرد و در بهمن سال 93 ثبت نام کرد . تشرفشان هم خیلی جالب بود انگار تقدیر بود که مشرف شود چون اسمشون دوتا مانده به آخر بود . قرار بود با هم برویم و پیشنهاد خود شهید بود که با هم برویم اما چون فاطمه بشری چند ماه بیشتر نداشت ، من از این سفر صرفنظر کردم و شهید تنها به این سفر رفت. نگرانی شهید این بود که می گفت امسال اگر من نروم ممکن رابطه سیاسی ایران و عربستان جوری بشود که عربستان دیگر زوار ایرانی را نپذیرد و من دیگر نتوانم بروم و من مستطیع هستم و حج بر من واجب است. همسر من به لحاظ اعتقادی بسیار معتقد بود. کسی که به لحاظ زندگی در رفاه باشد و سفر حج ظلمی در حق خانواده نشود، باید برود پس مستطیع بود و باید می رفت. از اول ذیقعده روزه بود و چهل روز، روزه گرفته بودد و تلاششون هم این بود که اول به مکه و بعد مدینه برود. حول و حوش 23 شهریور قرار بود که برود که تغییر کرد و قرار شد 13 شهریور برود. یک حس غریب به هر دوی ما انتقال پیدا کرده بود و من می گفتم چرا اینقدر زود مگه قرار نبود بیست و سوم باشه و اول مکه بروید و بعد مدینه ؟!
همسر شهید می گوید : 👇 محمد بسیار به حلال و حرام اهمیت می داد و لقمه حلال خیلی براش مهم بود که می گفت: هرگز به فرزندانم لقمه مشکوک نمی دهم و این باعث شده بود که ما با بعضی افراد رابطه مون محدود شود. جایی که احساس می کردیم به این مسایل اهمیت نمی دادند نمی رفتیم. همسرم در تربیت بچه بسیار دقت داشت و می گفت: دوران سختی هست باید خیلی تلاش کنیم که بچه ها خوب تربیت شوند. همیشه اعتقادش این بود که دخترها خیلی احساسی هستند و باید به آنها خیلی محبت شود و رابطه آنها با پدر خیلی باید عمیق باشد که بچه ها جذب محبت کاذب بیرون نشوند. دخترم ؛ فاطمه زهرا و پدرش اینقدر رابطه نزدیکی با هم داشتند که پدرش را می پرستید و خیلی از جاها پدرش را به من ترجیح می داد.