eitaa logo
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
2.7هزار دنبال‌کننده
20هزار عکس
10.4هزار ویدیو
259 فایل
انس با شهداء برای همنشینی با امام زمان«ع» ومرافقةالشهداء من خلصائک اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله) السلام علیک یا من بزیارته ثواب زیارت سیدالشهداء یرتجی
مشاهده در ایتا
دانلود
هنوز حرف از سبک زندگی نبود که محمد و مریم در سال 55 به سادگی ازدواج کردند، مریم لباس عروس نپوشید، مهریه اش را 14 سکه خواند و با موکت و پرده ای ساده، زندگی دو نفره آنها آغاز شد. در بخشی از روایت این شهید آمده است: 10 روز قبل از هجرت امام خمینی (ره) از عراق به پاریس، به بهانه ادامه تحصیل به اتفاق همسر همرزمش به پاریس می رود. محمد و مریم 4 ماه در پاریس زندگی کردند و از هر اقدامی که در توانشان بود کوتاهی نکردند. بدنبال پیش بینی شهید بنکدار از وضعیت لبنان برای آموزش شیوه‌های رزمی ـ دفاعی با همسر خویش عازم این کشور می شوند و با شهید چمران آشنا می شوند. با پایان یافتن فعالیت شهید بنکدار در لبنان در 2 بهمن 57 عازم تهران می شوند و در لحظه ورود امام خمینی (ره) به ایران در مقام انتظامات وظیفه حفاظت از جان امام (ره) را به عهده می گیرند.
همسرش می گوید: وقتی در سال 59 صدای مهیبی از فرودگاه مهرآباد به گوش رسید-یعنی همان آغاز جنگ- محمد تفألی به قرآن زد که آیه دوم سوره ملک آمد: «الذی خلق الموت و الحیات لیبلوکم ایکم احسن عملا و هوالعزیز الغفور؛ همان که مرگ و زندگی را بیافرید تا شما را بیازماید که کدامتان به عمل نیکوتر است، و او شکست ناپذیر آمرزنده است». محمد بسیار در این آیه تفکر کرد و گفت «این آزمایش است و باید رفت». لذا در روزهای اول جنگ با ستاد جنگ‌های نامنظم شهید چمران به همراه شهید تندگویان و سایر نیروهای مردمی به جبهه اعزام شد.
محمد در آخرین تاسوعای عمرش -27 آبان 59- در مصاحبه رادیویی در جبهه سوسنگرد گفته بود «فردا عاشوراست و پیروزی ما نزدیک است؛ مواضعی که دشمن گرفته بود را پس می‌گیریم؛ مسئولان حواسشان باشد که کارخانه‌ها نخوابند و کار کنند. ما اینجا هستیم». محمد بنکدار عصر عاشورا به آرزویش یعنی شهادت، رسید.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
امروز در روز آخر چله جهت شکرانه سه کار انجام دهیم: ۱)صدقه برای سلامتی امام زمان علیه السلام ۲) خواندن دو رکعت نماز شکر ۳) اطعام در حد توان یا علی مدد ✋
🔶 نماز مهم روز آخر ماه ذی الحجه
1.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥جایی گرفتاری شدید پیدا کردیم چه ذکری بگیم ؟ 🎙استاد عالی
🏴چرا شیعیان از شب اول محرم محزون میشوند؟ ◾️به امام صادق صلوات الله عليه عرض شد: آقای من به فدایتان شوم، وقتی کسی می میرد یا کشته می شود جلسه نوحه ای برای او می گیرند؛ و من مشاهده می کنم که شما و شیعیانتان از اول ماه محرم اقامه عزا می کنید. ◾️حضرت فرمودند:این چه حرفی است! هنگامی که هلال ماه محرم دمیده می شود، ملائکه پیراهن امام حسین عليه السّلام را آویزان می کنند در حالیکه از ضربه های شمشیر پاره پاره شده و آغشته به خون است؛ ما و شیعیانمان این پیراهن را با چشم دل (و نه با چشم ظاهری) می بینیم، پس اشک های ما سرازیر می شود. 📚خصائص الزینبیة، ص 49 - ثمرات الأعواد
اول محرم، روزى است که زکریّا علیه السّلام پروردگارش را خواند و گفت: پروردگارا! فرزندى پاک به من مرحمت فرما، همانا تو دعاى بندگان را می‌شنوى(آل عمران: 38) و خداوند دعاى او را مستجاب کرد و به ملائکه دستور داد که به زکریّا - که در محراب در حال نماز بود- بگویند که خدا به تو یحیى را مژده می‌دهد، پس هرکس این روز را روزه بدارد و سپس دعا کند، خداوند همان طور که دعای زکریا را مستجاب کرد، دعایش را مستجاب می‌کند. (بحارالانوار، ج۹۸،صفحه ۱۰۲)
🕯🥀🍂 🥀 ❇️ السلام علیک یا اباعبدالله روی من و تو حضرت زهرا حساب کرد ما را برای بزم عزا انتخاب کرد بازاین چه شورش است که‌در خلق‌عالم است نام حسین بار دگر انقلاب کرد دلشوره داشتم که نبینم محرمش یک‌سال این فراق دلم را عذاب کرد آید به گوش نالهٔ محزون فاطمه مادر به نام، یک یکِ ما را خطاب کرد علیه‌السلام
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
استاد قرائتی می‌فرمودند: در ایام محرم "هندوستان"بودم، خانمی با چند بچه کنار کوچه بودند ، محله‌ی شیعه‌ ها ، من اردو بلد نبودم به مترجم گفتم: می‌خواهم با این خانم"صحبت" کنم. رفتم پیش او و سوال کردم که‌چرا اینجا خوابیدید؟ این بچه‌ ها چرا بیرون خانه هستند؟ مگر خانه ندارید؟! گفت چرا ، این خانه ، خانه‌ ماست گفتم شما که خانه داری! چرا آمدی داخل کوچه خوابیدی؟ گفت آخر "خانه‌‌" مان را برای امام حسین علیه‌السلام سیاه پوش کردیم ، می‌ خواهم در خانه پایم رو به "سیاه ‌پوش" امام حسین دراز نباشد والله قسم این اَدَبها در حوزه و دانشگاه نیست. والله قسم! از مغز فطرت می‌ جوشد حسین جان: ما به جارو زدن خانه تو محتاجیم، تاابد فخر بر این خدمت شاهانه کنیم