شهید دفاع مقدس «سید محمود جهانگرد» معروف به «سید جبار» از شهرستان کاشان، متولد سال 1339 استان اصفهان بود.
وی قبل از اعزام به جبهه های حق علیه باطل، زندگی دیگری داشت و خالکوبی کردن یکی از کارهای او بود که به این دلیل شانس اعزام شدن به جبهه را نداشت اما با التماس فراوان، داوطلبانه جهت دفاع از اسلام و غیرت و ناموس اعزام شد. این شهید در 5 اسفند سال 1362 در منطقه جفیر، استان خوزستان به فیض شهادت نائل آمد.
روایت شهید «سید جبار» روایت زندگی فردی است که در دل مردم ساده و بی ریای دارالمومنین کاشان پرورش یافته بود، اما با ظاهری متفاوت، به عشق دفاع از کشور خود کوله بار جبهه را بست و هیچ کس نمیدانست او به چه میاندیشد اما با عزمی راسخ عازم جهاد شد.
این شهید بزرگوار به جامعه بشریت نشان داد وقتی نور هدایت الهی در قلبت رخنه کند می توانی به لقاء خداوند برسی. داستان زندگی او نیز شباهتی به ماجرای حر در واقعه کربلا دارد.
یکی از همرزمان شهید جهانگرد احمد خیمه کبود در رابطه با نحوه آشنایی با این شهید چنین می گوید: «در سال 1362 با سید در پادگان هفت تیر آشنا شدم. او از افرادی بود که ابتدا مورد تائید فرماندهان نبود زیرا به خاطر سوابق و اینکه بدنش خالکوبی داشت. برای رفتن به جبهه اصرار می ورزید تا اینکه شخصی به نام حاج مهدی اعتصام معرف او شد، مدت آشنایی من با او طولانی نبود اما در این مدت کم عجیب شیفته او شدم زیرا فردی جذاب بود و ادب و معرفت از چهره او می بارید.»
همرزم دیگر شهید عباسعلی بابارضایی نیز درباره این شهید: «در پادگان که بودیم با یکدیگر رفیق شدیم که به خاطر ما از گردان امام محمدباقر(ع) به گردان امیرالمومنین(ع) انتقالی گرفت. مسئولیت ما حمل برانکارد بود؛ یک روز صبح که در کردستان بودیم با گروهان از پادگان بیرون آمدیم در بین راه، منطقهای مین گذاری شده بود. فرمانده گفت: برانکارد را روی سیم خاردار بگذارید من یک طرف برانکارد را گرفتم و سید طرف دیگر برانکارد را نگهداشت. موقع برگشت از این محل برانکارد را گذاشتیم وقتی اولین رزمنده عبور میکرد انفجار مهیبی رخ داد. برانکارد پاره شد و تعدادی از رزمندهها مجروح شدند؛ که یکی از آنها سیدجبار بود وقتی نگاهش کردم در اثر ترکش خون از پهلویش جاری بود ولی خودش متوجه نشده بود.»
این همرزم شهید در رابطه با اخلاق شهید افزود: «اخلاق و رفتارش شوخ طبع بود و رزمندهها او را دوست داشتند. مدتی که به خاطر مجروحیت در بیمارستان بستری بود؛ همه سراغ سید را میگرفتند و ناراحت بودند. یک روز خبردار شدیم که سید با لباس بیمارستان فرار کرده و به پادگان آمده است . همان روز وقتی شهید قربانی به ملاقاتش آمد دست به سرش کشید و گفت: تو مثل کودکی هستی که تازه از مادر متولد شده است؛ رزمندهای که خونش به زمین می رسد همه گناهانش پاک میشود. از آن زمان به بعد اخلاق و رفتار سید تغییر کرد. در دارخوین استخری وجود داشت که شبها رزمندگان کنارش مینشستند. یک شب سید را دیدم که کنار همین استخر وصیت نامه مینویسد. از او پرسیدم: چه مینویسی؟ پاسخی نداد. ولی بعداً شنیدم گفته است اگر شهید شدم دوست دارم جنازه ام بماند تا همه گناهانم پاک شود.»
«او اهل نظم و انضباط نظامی نبود؛ چون داوطلبانه آمده بود، سوادی نداشت ولی نسبت به کاری که میکرد معرفت داشت. اواخر حالت خاصی داشت و نماز شب می خواند هیچکس باورش نمیشد. وقتی از نمازجماعت برمیگشت نماز می خواند و میگفت: نماز قضا زیاد دارم. مادیات برای او اهمیتی نداشت و هرچه داشت به دیگران میبخشید.»
تنها يك بار در قرآن كريم آمده است: «ومايَذكُرونَ اِلاّ اَن يَشاءَاللّهُ هُوَ اَهلُ التَّقوى واَهلُ المَغفِرَه»؛ ياد نكنند و پند نگيرند، مگر آن كه خداوند خواهد. او اهل تقوا و اهل آمرزش است. (سوره مدثر/76،56) اهل بيت عليه السلام نيز در دعاها و نيايش هاى بسيارى خداوند را با اين اسم خواندهاند.
تبيين اهل التقوى
بيشتر مفسران تقوا را در آيه ياد شده به معناى اسم مفعولى گرفته و در تفسير «هُوَ اَهلُ التَّقوى» گفتهاند: خداوند شايسته آن است كه از محرمات، كيفر و مجازات او و از قرار دادن شريك براى او پرهيز شود، زيرا ولايت مطلقه بر هر چيزى از آنِ وى و سعادت و شقاوت انسان به دست اوست.
بر اساس حديث قدسى،همچنين روايت اَنَس از پيامبر صلى الله عليه و آله و نيز به نقل ابوبصير از امام صادق عليه السلام در معناى «اَهلُ التَّقوى» در اين آيه خداوند مىفرمايد: من شايسته آنم كه از من پرهيز شود و بندهام براى من شريك و انبازى قرار ندهد. برخى تقوا را به معناى اسم فاعلى گرفته كه در آن صورت معنا چنين مىشود: خدا اهل تقواست و پيوسته از هر گونه ظلم، قبيح و كارهاى غيرحكيمانه مىپرهيزد و در حقيقت، بالاترين جايگاه تقوا از آن خدا و تقواى بندگان پرتوى ضعيف از تقواى الهى است.
رابطه اهل التقوى با اهل المغفره
مقرون ساختن اين دو اسم در يك آيه اشاره به اين معناست كه تقوا زمينهساز بخشايش است؛ يعنى خداوند كسى را كه تقوا ورزد مىبخشد؛ به عبارت ديگر آن كس كه از خدا پروا و از او اطاعت كند سزاوار آن است كه خداوند در مقابل، گناهان او را ببخشايد.
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ پرسشى درباره تفسير اين آيه فرمود: خداوند متعالى در اين آيه مىگويد: من اهل تقوا هستم. برای من شريكى قرار ندهيد پس هر كس تقوا پيشه كند و براى من شريكى قرار ندهد. اهل آن هستم كه گناهان ديگرِ او را بيامرزم.
برخى آن دو اسم را اشاره به مقام خوف از عذاب و رجا به مغفرت الهى دانستهاند؛[۱۸] همچنين از منظر علامه طباطبایی اين دو اسم، شايستگى علت قرار گرفتن براى دعوت خداوند در آيه قبل را دارد؛ آنجا كه مىفرمايد: «اِنَّهُ تَذكِرَة × فَمَن شاءَ ذَكَرَه» (سوره مدثر/74،54 ـ 55)؛ بدين معنا كه چون خداوند اهل تقوا و مغفرت است، بندگان را به اندرزها و پندهاى قرآن فراخوانده تا هر كس بخواهد از آن پند گيرد و نيز مىتواند آن دو اسم علت براى صدر آيه باشد: «و ما يَذكُرونَ اِلاّ اَن يَشاءَ اللّه» كه اشاره به آن است كه اهل تقوا و مغفرت بودن خداوند وقتى تمام و كامل است كه داراى اراده نافذ در همه تصميمات و اَعمال خلق باشد.
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
أما حق بصرک فغضه عما لا یحل لک و ترک ابتذاله إلا لموضع عبرة تستقبل بهــا بصرا أو تستفید بها علما فإن البصر باب الإعتبار.
******************************
اما حق چشمت برتو آنست که برگردانی آنرا از چیزی که خداوند ترا از دیدن آن منع نموده است و بی جهت به هر طرف و هر چیز نظر نکنی؛ مگر در جائی که موجـب پند و عبرتی باشد یا سبب بصیرت و بیداری گردد و یا علمی از آن استفاده شود زیرا چشم دروازه پند و عبرت گرفتن است.
رساله حقوق امام سجاد (ع)
👇👇👇👇👇👇👇
أما حق السمع فتنزیهه عن أن تجعله طریقا إلى قلبک إلا لفوهة کریمة تحدث فــى قلبک خیراأو تکسب خلقا کریما فإنه باب الکلام إلى القلب یؤدى إلیه ضروب المعانى على ما فیها من خیر او شر و لاقوة الا بالله .
******************************
اما حق گوش بر تو آنست که منزه وپاک کنی از اینکه راهی به سوی قلب تو باشد مگر برای شنیدن مطالب خوب و مفیدی که در قلب تو خیری ایجاد نماید؛ یا آنکه سبب کسب خلق نیکی گردد؛ زیرا گوش دروازه سخن به سوی قلب است و موجـــب انتقال انواع و اقسام معانی به قلب میباشد با تمــام خوبیها یا بدیهايی که در آن وجود دارد و قوت و قدرتی نیست مگر قوت و قدرت پروردگار.
رساله حقوق امام سجاد (ع)
شرح تفصیلی رساله حقوق - جلد اول
https://www.aviny.com/Occasion/Ahlebeit/ImamSajjad/Veladat/87/Resale_Hoghogh/Resale1/06.aspx
استاد عالیمرتبه امیرالمومنین علیه السلام.mp3
زمان:
حجم:
3.91M
#استاد_عالی
🎼 مرتبه حضرت علی علیه السلام