صداقت
قبل از انقلاب از قم با خودمان تعدادی اعلامیه آوردیم که در نور آباد منتشر کنیم. در بین راه ماشین را برای بازرسی متوقف کردند. قبل از اینکه مأموران متوجه شوند، محمد علی اعلامیه ها را به کمر بست و گفت: « اگر گیر افتادیم وانمود کن که اصلاً مرا نمی شناسی » .
به جرم ریش داشتن ، ما را پیاده کردند. برای بازجویی داخل پاسگاه رفتیم . رئیس پاسگاه پرسید: « شما چرا ریش گذاشته اید؟ چرا اینها را با تیغ نمی زنید؟ » محمد علی گفت : « این توصیه پیامبر ماست و ما که مسلمانیم پیرو او هستیم» .
شخص دیگری هم آنجا بود که ریش بلندی داشت او در پاسخ رئیس پاسگاه گفت:« همین طوری عشقی گذاشتم !» رئیس پاسگاه به یکی از سربازها گفت « او را ببرید و ریشش را با ماشین بزنید » و به محمد علی گفت : « بروید شما آزادید ». ..
راوی : دوست شهید- خداداد عدالتجو
1.84M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ تاحالاشده امام زمان(ع) تورانگاه کند ولذت ببرد...
👤 حجتالاسلام #قرائتی
🌤أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج🌤
------------------------