5db44651a5156d304c391f72_4345546416304793191.mp3
زمان:
حجم:
6.99M
☀️صوت قرائت زیبای مناجات شعبانیه
#ماه_شعبان🌙💫
3.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥مصاحبه مردمی
اگر بهت بگن امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف تو اون اتاق پرونده شما
دستشه حاضرین بری
داخل اتاق؟؟؟؟؟
#شرمندمکهمدامشرمندم
#پیشنهاد_دانلود 👌👌👌👌👌
نماز شب ۲۴ماه شعبان المعظم
۲رکعت در هر رکعت سوره مبارکه حمد یکبار وسوره مبارکه نصر 10 بار خوانده شود
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند : کسی که این نماز را بجای آورد خداوند او را به آزادی از آتش و نجات از عذاب قبر و حساب کم ، و زیارت حضرات ،نوح ، آدم ، و پیغمبر و شفاعت گرامی می دارد
((از کتاب اقبال الاعمال ))
هدایت شده از الحقنی بالصالحین«یرتجی»
✨ا ﷽ ا✨
#چله_بیستونهم
جوانان انقلابی ؛ یاران مهدی عج
مراقبتهای معنوی 👇👇
تلاوت قرآن و ذکر هدیه به شهدای روز
درماه شعبان 👈 مناجات شعبانیه
درماه رمضان 👈 دعای افتتاح و ابوحمزه ثمالی
✅ مرور ویژگیهای جوانان انقلابی و مطالبات حضرت آقا از جوانان
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
✨ا ﷽ ا✨ #چله_بیستونهم جوانان انقلابی ؛ یاران مهدی عج مراقبتهای معنوی 👇👇 تلاوت قرآن و ذکر هدیه
چهاردهمین روز از 🌟💫چله ( بیست و نهم) 🌟💫 مهمان سفره شهید 🌷 علی اکبر حسین پور برزشى 🌷 هستیم.
على اكبر حسين پور برزشى - فرزند حسين - در دوّم خرداد ماه سال 1335 در شهرستان مشهد متولّد شد.
مادرش مى گويد: «قبل از تولّدش خواب ديدم كه سيّدى به نزد من آمدند و گفتند: فرزندت پسر است، سرش علامتى دارد، شخص بزرگى مى شود، نامش را على اكبر بگذاريد. ما آن موقع نمى دانستيم كه شهيد يعنى چه؟ از شهيد چه كسى بزرگ تر مى تواند باشد؟»
كودكى آرام بود.
براى يادگيرى قرآن به مكتب رفت. بعد از دو ماه خواندن قرآن را آموخت و استادش او را بسيار تشويق مى كرد.
سه سال از دوره ى ابتدايى را در مدرسه ى عسكريّه و دو سال ديگر را در مدرسه ى جواديّه گذراند. شاگرد زرنگى بود و به همين خاطر عكسش را در تابلوى اعلانات جلوى در مدرسه نصب كرده بودند.
پس از آن در هنرستان در رشته ى برق تحصيل نمود. پس از اخذ ديپلم در مغازه ى الكتريكى به كار مشغول شد.
زمانى كه در مدرسه به آن ها غذا و يا خوراكى مى دادند، او آنها را به بچّه هاى ديگر مى داد. با كت و شلوار به مدرسه نمى رفت. مى گفت: «ممكن است بچّه ها نداشته باشند و وقتى مرا بينند ناراحت شوند.» او شلوار نو را با پيراهن كهنه مى پوشيد.
به پدر و مادرش احترام مى گذاشت. اگر از خواهر و برادرانش كسى بلند با پدر و مادرش صحبت مى كرد، به آن ها تذكّر مى داد و مى گفت: «شما بايد احترام پدر و مادر را داشته باشيد و خجالت بكشيد كه با آن ها بلند صحبت مى كنيد.» با افراد خانواده بسيار مهربان بود. خواهرش را براى گردش بيرون مى برد
«ايشان حديث و آيه هاى كوتاه قرآن را روى برگه مى نوشتند و به ما مى دادند تا آن ها را حفظ كنيم و اگر حفظ مى كرديم برايمان جايزه مى گرفتند. من يك دعا را حفظ كرده بودم كه ايشان بسيار خوشحال شدند و براى من جايزه گرفتند.»
در كارهاى خانه به پدر و مادرش كمك مى كرد. نسبت به حلال و حرام مقيّد بود.
در اوقات فراغت علاوه بر ساختن كاردستى مجلّه هاى سپاه دانش، كتاب هاى سياسى - علمى، كتاب هاى شهيد مطهّرى، رساله ى امام، اصول كافى، مكارم الاخلاق و بيشتر كتاب هاى تخصصى رشته ى برق را مطالعه مى كرد. همچنين به ورزش شنا می پرداخت.
به نماز اوّل وقت و نظم در كارها مقيّد بود و ديگران را هم تشويق مى كرد.
علاقه ى زيادى به تعمير وسايل برقى داشت. وسايل مختلفى را هم درست مى كرد. از جمله دستگاه بيسيمى درست كرده بود كه به وسيله ى آن با پسر همسايه در آن طرف خيابان صحبت مى كرد. همچنين وسيله اى درست كرده بود كه با گرفتن نيرويى از زمين لامپ ها روشن مى شد.
به وسيله يك دستگاه ضبط بزرگ و چند ضبط كوچك نوارهاى امام را تكثير مى كرد و در اختيار ديگران قرار مى داد. با بيسيم مكالمات ساواك را مى شنيد كه يك بار به او شكّ كردند و با رفتن به منزلش و تمام وسايل او را گشتند، ولى چيزى نيافتند. على اكبر اعلاميّه پخش مى كرد، به راهپيمايى مى رفت و با ماشينى كه داشت، تمام خانواده اش را نيز به تظاهرات مى برد. شب ها در پشت بام «الله اكبر» مى گفت