eitaa logo
دفاع مقدس
4.3هزار دنبال‌کننده
19.6هزار عکس
12.7هزار ویدیو
1.1هزار فایل
🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷 ✅مرجع‌ نشر آثار شـ‌هدا و دفاع‌مقدس ⚪️روایت‌گر رویدادهای جنگ تحمیلی #کپی_آزاد 🌴اینجا سخن از من و ما نیست،سخن از مردانی‌ست که عاشورا را بازیافته،سراسر از ذکر﴿یالیتناکنامعک﴾لبریز بوده و بال در بال ملائک بسوی کربلا رهسپار شدند🕌
مشاهده در ایتا
دانلود
🌙رمضان ماه نزول قرآن 🕌 جلسه ی قرآن و جزء خوانی رزمندگان‌ تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا (؏) حرم دانیال نبی (؏) / رمضان ۱۳٦٦ (ع) ٦٦ (ع) ┄┅☫🇮🇷 کانال دفاع مقدس 🇮🇷☫┅┄ ✅ ایتا http://eitaa.com/DefaeMoqaddas
⌛️ دو روز مانده به عملیات بزرگ 👆📷 احمد متوسلیان، فرمانده تیپ۲۷ محمدرسول الله(ص) ▫️۱۲۳ قبضه توپ عراقی ها پشت این ارتفاعات بود و با اینها منطقۀ رودخانه و و اطراف را زیر آتش قرار می دادند و طی حمله شب اول ، رزمنده های تیپ۲۷ همۀ اینها را سالم گرفتند برای بازدید به خط مقدم نبرد آمده است ⚪️💠⚪️💠⚪️💠⚪️ بفاصلۀ ۴۰ ساعت قبل از عملیات، ساعت ۸ صبح روز ۲۹ اسفند سال۶۰ متوسلیان، تمامی فرماندهان گردانهای تیپ۲۷ را جهت شرکت درجلسه اضطراری بقرارگاه فرعی نصر۲ فراخواند؛ چرا که بنا بود رزمندگان این تیپ، نقشی حساس در نبرد گسترده ایفا کنند.در این میان،نوک پیکان حمله تیپ را گردان حبیب و سلمان و حمزه تشکیل می دادند. بر اساس توجیه مانور از سوی حاج احمد ، این ۳گردان می بایست پس از ۸ کیلومتر پیشروی بموازات سنگرهای کمین و دیگر استحکامات دشمن در ارتفاعات ،دست بکار اجرای مأموریت اصلی خویش می شدند مأموریت اصلی این گردان ها عبارت بود از: پیشروی در عمق ۱۲ کیلومتری مواضع اشغالی دشمن،ضربه وارد آوردن از پهلوی خصم و تصرف مقر توپخانه عراق متوسلیان بر ضرورت اجرای اصل غافلگیری تأکید زیادی داشت.او در این جلسه گفت: اگر این گردان ها قبل از رسیدن به تپه های کنار جاده عین خوش--اندیمشک ، یعنی توی این دشت باز ۸ کیلومتری درگیر بشوند،احتمال اینکه حتی ۳۰ درصد نبروهای آنها هم بتوانند بجاده برسند، ضعیف است.حتی بعد از رسیدن آنها به جاده هم،درگیری؛ ۵۰ درصد از گردانها تلفات می گیرد.بخاطر همین مسائل، اصل غافلگیری باید صد در صد اجرا شود»
16.63M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 💠 قسمت اول 📽 فیلمی بسیار دیدنی و خاطره برانگیز از شب آغازین و خطوط درگیری رزمندگان اسلام با متجاوزین بعثی عراق در این عملیات شکوهمند 🌸 یاد باد یاد مردان مرد... 🇮🇷 عملیات پیروزمندانه فتح المبین ، دوم فروردین ماه ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی جنوب کشور انجام گردید که منجر به آزادسازی ‌٢٥٠٠ کیلومتر مربع از خاک کشورمان شده و تلفات سنگینی به نیروهای متجاوز عراق وارد نمود.
📷 🌿 ، فرمانده تیپ۲۷ محمدرسول الله(ص) ۱۳۶۱ (ص) ▫️۱۲۳ قبضه توپ عراقی ها پشت این ارتفاعات بود و با اینها منطقۀ رودخانه و و اطراف را زیر آتش قرار می دادند. و طی حمله شب اول ، رزمنده های تیپ۲۷ همۀ اینها را سالم گرفتند. برای بازدید به نبرد آمده است. آن کسی هم که با سر توی شکم حاج احمد رفته است، حمیدرضا فرزاد می باشد. به محض اینکه حاجی از ماشین پیاده می شود، رزمنده‌ها به سمت ایشان می روند تا با ایشان روبوسی بکنند. فرزاد می گوید: «با هجوم شدید بچه ها، بنده با سر رفتم تو شکم حاج احمد .»😊 👇👇👇
22.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢 💠 قسمت چهارم 📽 فیلمی بسیار دیدنی و خاطره برانگیز از عملیات پیروزمندانه و حال و هوای رزمندگان اسلام در میادین نبرد با مزدوران رژیم بعثی عراق در این عملیات شکوهمند 👆لازم به ذکر است تعدادی از رزمندگان سلحشور هم در این فیلم حضور دارند. 🌸 یاد باد یاد مردان مرد... 🇮🇷 عملیات فتح المبین ، دوم فروردین ماه ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی جنوب کشور انجام گردید که منجر به آزادسازی ‌٢٥٠٠ کیلومتر مربع از خاک کشورمان شده و تلفات سنگینی به نیروهای متجاوز عراق وارد نمود. 👇👇
▫️ ۷ فروردین ۱۳۶۱ ⚪️ روزی که از سیطره ارتش متجاوز عراق آزاد شد // عملیات فتح المبین 📷 کهن‌ترین مرکز شهرنشینی جهان، پایگاه رزمندگان اسلام دوران ، کهن‌ترین مرکز شهرنشینی جهان شناخته می‌شود، شهری که در دوران یکی از مناطق محبوب بود. در روزهای نخست حمله ارتش به ، زیر آتش سنگین ها قرار گرفت. بسیاری از مردم دیار خود را ترک کرده و به جای امن تر رفتند و از سراسر کشور برای جلوگیری از پیشروی ارتش بعثی وارد میدان شدند و خط دفاعی در برابر دشمن ایجاد کردند و به این ترتیب جلوی پیشروی ارتش متجاوز عراق را گرفتند. در طول دوران جنگ تحمیلی، یکی از شهرهای محبوب رزمندگان بود. آنها در مرخصی های کوتاه مدت خود به شوش می رفتند. بقعه دانیال نبی را زیارت و سپس از اماکن باستانی بازدید می‌کردند. فرصتی پیش می‌آمد، به حمام می رفتند. از بازار میوه تازه می خریدند و یا در غذاخوری‌ها و کبابی‌ها ناهار و شامی می خوردند. آن ها خاطرات شیرینی از این شهر کهن دارند.
دفاع مقدس
💠 کهن‌ترین مرکز شهرنشینی جهان، پایگاه رزمندگان اسلام بود کهن‌ترین مرکز شهرنشینی جهان شناخته می‌شود، شهری که در دوران دفاع مقدس یکی از مناطق محبوب رزمندگان بود. شهر باستانی شوش از مراکز تمدن قدیم، از معروف ترین شهرهای دنیا، پایتخت صدها سال مملکت عیلامی‌ها و پایتخت زمستانی هخامنشیان بود. این شهر از آبادترین و قدرتمندترین شهرهای منطقه در چهار هزار سال قبل از میلاد مسیح شناخته شده می شود. وضعیت شوش در حمله عراق به ایران 31 شهریورماه تهاجم سراسری عراق علیه ایران آغاز شد و از اولین ساعات اول مهر 59 ارتش عراق با برخورداری از همه امکاناتش حمله زمینی خود را با هدف تجزیه خوزستان و در نهایت براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد. در همان روزهای نخست به بسیاری از ساختمان های شهر شوش آسیب وارد شد. شهر از سکنه خالی شد و اهالی آن که بسیاری از هموطنان عرب زبان را تشکیل می دادند به روستاها و مکان های امن مهاجرت کردند. بعضی از آن ها هم در ایستگاه های راه آهن اندیمشک - اهواز در وضعیتی سخت به سر می بردند، به گونه ای که این مهاجران از حداقل لوازم زندگی مانند چادر و مواد غذایی بی بهره بودند. در هفته اول جنگ، ارتش و نیروهای مردمی در نزدیکی رودخانه کرخه مستقر شدند. در این منطقه ساحل غربی رود کرخه، حد نهایت استقرار دشمن بود و حتی در بعضی نقاط، نیروهای خودی در آن سوی کرخه، یعنی در غرب آن نیز حضور داشتند. این در حالی بود که مردم شوش حیران و سرگردان شاهد جنگ در نزدیکی شهرشان بودند. با حمله صدام، به همان میزان که شوش از اهالی شهر خالی می شد، رزمندگان از نقاط مختلف کشور به این شهر وارد می شدند تا به خطوط اصلی نبرد با دشمن که در فاصله کمی از این شهر قرار داشت، رهسپار شوند. بسیاری از رزمندگان برای ورود به خط مقدم در آن سوی رودخانه کرخه ابتدا در شهر شوش مستقر شدند. در آن جا سازماندهی شده و در اولین فرصت به خطوط مقدم می رفتند. با ورود رزمندگان از شهرهای مختلف کشور به جبهه شوش استحکامات لازم برای دفاع از شهر از سنگر گرفته تا خاکریز به تدریج ساخته می شد. این در حالی بود که شهر روز به روز از سکنه خالی می شد. با این حال عده ای ترجیح داده بودند به هر شکلی هست در شهر بمانند. اندک ساکنان باقی مانده با سخت ترین شرایط زندگی می کردند. ⚪️ مناطق مهم شوش در دفاع مقدس مناطق مهم شوش در هشت سال جنگ تحمیلی عبارت بودند از: تپه های «ابوصلیبی خات» در غرب شهرستان شوش که به عنوان بلندترین تپه های منطقه بر دشت های وسیع چنانه در جنوب غرب و دشت فتح المبین در شمال و شمال شرق تا رودخانه کرخه دید و تیر دارد. ارتفاعات «رقابیه» در ابتدای جنگ به دلیل وضعیت جغرافیایی و جنس زمین های اطراف مورد توجه دشمن قرار نگرفت. روستای «عنکوش» در حاشیه رودخانه کرخه در سه کیلومتری شهر شوش قرار دارد که در سال 59 سقوط کرد و در فروردین ماه سال 1360 آزاد شد که یکی از محورهای عملیات فتح المبین بود. «لخضیر» نام دشتی است وسیع که مردابی و رملی است و محل جمع شدن آب های اطراف منطقه محسوب می شود. روستایی نیز به همین نام وجود دارد که رزمندگان اسلام در عملیات فتح المبین نیروهای دشمن را در آن منطقه گیر انداختند و تلفات سنگینی را بر آن وارد کردند. «زعن» روستایی است که در سال 59 به اشغال درآمد و بعد از 18 ماه در عملیات فتح المبین آزاد شد، چون تعدادی از رزمندگان در این منطقه به شهادت رسیدند یادمان فتح المبین در این نقطه بنا شده است. قبل از جنگ، روستای زعن 70 نفر جمعیت داشت این آبادی در اولین روزهای جنگ تحمیلی در مهر سال 59 به اشغال ارتش دشمن درآمد. آزادسازی کامل منطقه غرب شوش و روستای زعن در عملیات فتح المبین پیش بینی شده بود اما در مرحله اول نیروهایی که از این منطقه حمله خود را آغاز کردند موفق به پیشروی نشدند. بالاخره در ششمین روز از عملیات فتح المبین در هفتم فروردین سال 61 اعلام شد که نیروهای دشمن که در غرب این آبادی مقاومت می کردند خود را به نیروهای ایرانی تسلیم کردند. عملیات فتح المبین برای بازپس‌گیری منطقه عمومی شوش یک هفته به طول انجامید. همچنین کار پاکسازی مناطق آزادشده، جا به جایی نیروها، انتقال شهدا و دفن جنازه سربازان عراقی ادامه یافت. حالا شوش از سیطره دشمن نجات یافته بود. دیگر توپخانه دشمن نمی توانست گزندی به شوش برساند و مردم شوش توانستند به شهر خود برگردند.
🌙رمضان ماه نزول قرآن 🕌 جلسه ی قرآن و جزء خوانی رزمندگان‌ تخریب لشکر ۱۰ سیدالشهدا (؏) ، حرم دانیال نبی (؏) / رمضان ۱۳۶۶ دوران جنگ تحمیلی (ع) (ع)
هدایت شده از دفاع مقدس
⏳ ۱۱ فروردین ۱۳۶۱ 🎤 با 📌 احمد متوسلیان، در فرجام مرحله چهارم عملیات ، طی مصاحبه به عمل آمده با وی از سوی امیر رزاق‌زاده راوی اعزامی دفتر سیاسی وقت به محمد رسول الله ص در آغاز این گونه خود را معرفی کرده است: بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، من احمد هستم، فرزند غلام‌حسین متولد 1332 تهران، از نظر وضعیت (تحصیلی) خودم، دروس ابتدایی را در مدرسه اسلامی مصطفوی گذراندم و دبیرستان را در مدرسه اخباریون گذراندم و بعد از آن هم خدمت سربازی را رفتم و انجام دادم که درجه‌دار وظیفه بودم و بعد از سربازی هم عرض کنم که وارد دانشگاه شدم و دانشجوی سال دوم بودم که در زمان شاه دستگیر شدم و . . . مکان: قرارگاه شاوریه، سنگر فرماندهیِ تیپ۲۷ در عملیات فتح‌المبین زمان: ۱۱ فروردین ۱۳۶۱ راوی: رزاق‌زاده (ص)
22.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 💠 قسمت ششم 📽 فیلمی بسیار دیدنی و خاطره برانگیز از عملیات پیروزمندانه و حال و هوای رزمندگان اسلام در میادین نبرد با مزدوران رژیم بعثی عراق در این عملیات شکوهمند 👆لازم به ذکر است تعدادی از رزمندگان سلحشور هم در این فیلم حضور دارند. 🇮🇷 عملیات فتح المبین ، دوم فروردین ماه ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی جنوب کشور انجام گردید که منجر به آزادسازی ‌٢٥٠٠ کیلومتر مربع از خاک کشورمان شده و تلفات سنگینی به نیروهای متجاوز عراق وارد نمود.
22.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌴 💠 قسمت ششم 📽 فیلمی بسیار دیدنی و خاطره برانگیز از عملیات پیروزمندانه و حال و هوای رزمندگان اسلام در میادین نبرد با مزدوران رژیم بعثی عراق در این عملیات شکوهمند 👆لازم به ذکر است تعدادی از رزمندگان سلحشور هم در این فیلم حضور دارند. 🇮🇷 عملیات فتح المبین ، دوم فروردین ماه ۱۳۶۱ در منطقه عملیاتی جنوب کشور انجام گردید که منجر به آزادسازی ‌٢٥٠٠ کیلومتر مربع از خاک کشورمان شده و تلفات سنگینی به نیروهای متجاوز عراق وارد نمود.
دفاع مقدس
🌿 نیروهای تیپ محمدرسول الله(ص) در حال آماده شدن جهت بازگشت به تهران برای مرخصی سه روز بعد از پای
💠 خاطره بیسیم چی شهید حسین قجه ای، فرمانده گردان سلمان از تیپ محمدرسول الله(ص) - عملیات فتح المبین 🌴 در محاصره بسیجی ها😊 ▫️ سرانجام ساعت ۴ بامداد روز دوشنبه، دوم فروردین ۱۳۶۱ ، دستور یورش به مواضع توپخانۀ سپاه چهارم دشمن توسط به فرماندهان گردان های ، و ابلاغ شد. رزمندگان این سه گردان در پی یک درگیری برق آسا، مقر توپخانۀ سپاه چهارم ارتش عراق در ارتفاعات را به همراه تمامی آتشبارهای آنجا، یکجا به تصرف خویش درآوردند. غنائم این فتح آسمانی عبارت بودند از: ۱۸۰ قبضه توپ، شامل ۸ قبضه توپ دوربُرد ۱۸۳ میلیمتری که دشمن با آنها ناجوانمردانه ۱۸ ماه متمادی، مردم شهرهای بی دفاع و را زیر آتش می گرفت؛ همچنین، ده ها قبضه توپ ۱۲۲ و ۱۳۰ میلیمتری، همراه با تعداد کثیری زاغه های مملو از مهمات این توپخانۀ مجهز. با سر زدن خورشید روز دوم فروردین، بلافاصله به همراه فرماندۀ قرارگاه عملیاتی ؛ ، جهت بررسی و مشاهدۀ وضعیت معجزه آسای نبرد، روانۀ مواضع تازه تسخیر شدۀ نیروهای تیپ شدند. یکی از رزمندگان گردان سلمان از آن لحظات اینچنین روایت می کند: 🔹«... صبح روز دوم عید، بعد از آزادسازی ارتفاعات ، من به عنوان برادر ؛ فرماندۀ گردان سلمان در منطقه حضور داشتم. در مجاورت ما، گردان های حبیب و حمزه بودند. خبر رسید که با ، سوار یک استیشن سفید لندرور، آمده اند برای بازدید، منتها اول رفته اند به موضع گردان حمزه. این خبر که به گردان ما رسید، بچه ها غوغا کردند. دم به دقیقه به فشار می آوردند که چرا نیامده به ما سر بزند؟ بچه ها فقط می خواستند یک نظر «حاج احمد» را ببینند. به ناچار با رفتیم بغل جادۀ «عین خوش - دزفول» و کنار یک پل، را پیدا کردیم. حسین، را کنار کشید و گفت: « ! تو رو خدا بیا و سری به بچه های ما بزن.» گفت: «خاطر جمع باشید، میام.» حسین گفت: «نه! همین الآن بیا. این بچه ها منو ذلّه کردن!» بالاخره رضایت داد و آمد. وقتی رسیدیم، هنوز از ماشین پیاده نشده بود که بچه ها ریختند دور ماشین. که به دستگیرۀ درِ ماشین چسبیده بود، دیگر نتوانست در مقابل آن همه فشار مقاومت کند. به زور از ماشین جدایش کردند، بغلش کردند، بوسه بارانش کردند. بعد روی دست بلندش کردند و پی در پی برای سلامتیش صلوات فرستادند. قجه ای به شوخی به من گفت: «این بچه تهرونیا چقدر بیکارن!» 😂 📚کتاب: