eitaa logo
مدافعان حرم 🇮🇷
31.6هزار دنبال‌کننده
33.8هزار عکس
15.1هزار ویدیو
323 فایل
اینجا قراره که فقط از شهدا درس زندگی بگیریم♥ مطمئن باشین شهدا دعوتتون کردن💌 تاسیس 16اسفند96 ارتباط👇 @Soleimaniam5 https://gkite.ir/es/9987697 تبلیغ👇 https://eitaa.com/joinchat/2294677581C1095782f6c عنایات شهدا👇 https://eitaa.com/shahiidaneh
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
کوله وپرچم وسربند،همه آمادست!! یک نگاه مادرت من را مسافر میکند!!! یا فاطمه زهرا (علیهاالسلام)امسال #اربعین دلم کربلا میخواهد😔 به حق آقـا امضـا کن امشب💔😔
خـواب کـربلا ببینین😍😍😍
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
مهدی جان...🍃 ببین گناه، دلم را زپا درآورده برای این دل درمانده ام شفا بنویس درون دفتر خود از میان منصبها همیشه روبروی نام من گدا بنویس بیا برای من و "اربعین" امسالم اگرکه زحمتتان نیست "کربلا" بنویس...😔
... 🍃| شهید مهدی عــزیزی :خوابش‌را دیدہ‌بودند و از مهدی پرســیدہ بودند: راستش را بـگو شب ‌اول‌قبر که نکیر و منکر آمدند چطور شد در جواب گفته بود: تا زخم‌هایم را دیدند گفتند آفرین
خاطره از یکی از همرزمان شهید مدافع حرم حمید سیاهکالی❣ شبی که عملیات داشتیم حمید آقا رو بعد از آسیب دیدگی داشتیم میاوردیم عقب...داخل نفر بر بودیم شدت خونریزی بسیار زیاد بود😔😔😔😔 اما حمید جان حتی تو اون لحظات مراقب رفتارش بود و مدام به ما میگفت ببخشید خونم روی شما میریزه!!!!😓 مدام ذکر با حسین و یا زهرا میگفت🌹🌹🌹🌹 چشماش بسته بود یکی از دوستان صداش زد که حمید جان من رو میشناسی حمید آقا گفتن بله مگه میشه دوستم رو نشناسم!؟ بعد دوباره چشماش رو بست و ذکر گفت دوباره چشماش رو باز کرد در حالی که دستش روی پیشانیش بود بالای سرش رو نگاه کرد و گفت یا ابا صالح المهدی و لبخند زد🙂 و چشماش رو بست و دیگه نفس نکشید😭من حس کردم یه نوری از بدنش خارج شد😭شروع کردم به گریه و داد زدن و صداش میزدم....ولی دیگه جواب نمیداد😭یکی از همرزم ها اومد و دلداریم داد و گفت بخدا حمید جان عالی پر کشید🕊 بخدا معلوم بود امام زمان عج رو دید و رفت🌹🌹🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌 📝 🔹 أيْنَ بَقِیَّةُ اللهِ الَّتی لا تَخلُوا مِنَ العِترَةِ الهادِیَةِ 🔆کجاست باقیمانده خدا😭 @modafeaneharaam
مدافعان حرم 🇮🇷
. تاریخ پاى مسجد جامع که رسیده، همراه اسیران از اسب پیاده شده. کنار دیوارى ایستاده و دیده کسى از نگهبانان طناب آورده. طناب را دیده که دور گردن امام سجاد (ع) محکم کرده‌اند و تاب داده‌اند و بعد زن‌ها و بچه‌ها را ردیف به ردیف آورده‌اند و دست‌ها و گردن‌ها را با همان طناب بسته‌اند و بعد، دور آخر را هم گردن زینب (س) انداخته‌اند.😭😭 تاریخ تن خسته اسیران را دیده که تا وارد مسجد شده و جایى رو به روى تخت یزید نشسته‌اند، بارها شلاق خورده‌اند. کوچه را دیده، بام خانه‌ها را دیده و مسجد را دیده لبریز از آدم بوده، پر از چشم‌هاى به تماشا آمده. تاریخ یزید را دیده که همه این روزها منتظر نمایش این لحظه بوده، منتظر رسیدن نیزه‌ها و سرها و اسیران، منتظر نشستن بر منبر و خندیدن به چهره‌هاى خاک آلوده و تن‌هاى از رمق افتاده. تاریخ دست زیر بازوى امام انداخته و همراه‌شان تا مقابل منبر یزید آمده و بعد صداى امام را شنیده که از روى سر مردم گذشته و بیرون رفته و از بام خانه‌ها گذشته. صدا یزید را خوانده و یادش آورده رو به روى چه خانواده‌ای‌ ایستاده، صدا گفته چه فکر مى‌کنى اگر در محضر پیامبر باشى و او ما را در این حال ببیند. تاریخ یزید را دیده که در سکوت مانده، اهل مسجد را دیده که در بهت مانده‌اند و بعد اشک را دیده که این سو و آن سو از چشم‌ها پایین ریخته. . پ.ن: چله نشينى روايت ها، در فردانيوز پ.ن: روز دوم صفر . @modafeaneharaam