eitaa logo
🌷عکسنوشته شهدا 🌷
1.2هزار دنبال‌کننده
7.7هزار عکس
1.8هزار ویدیو
16 فایل
🌷 اینجا با شهدایی آشنا میشی که حتی اسمشونم نشنیدی کانال های دیگر ما سیاسی 🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI حجاب 🌸 @AXNEVESHTEHEJAB تبلیغات https://eitaa.com/joinchat/302448687Cd7ee6e0c16
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
40.32M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شهید آقا حمید باکری جانشین فرماندهی لشکر۳۱ عاشورا یقین بدانید تنها اعمال شما که مورد رضایت خداوند متعال قرار خواهد گرفت، اعمالی است که تحت ولایت الهی و رسولش و امامش باشد؛ بنابراین در هر زمان و هر موقعیت، همت به اعمالی بگمارید که مورد تأیید رهبری و امامت باشد.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
-- کسی که به پدر مادرش احترام بگذارد ، یعنی طوری با آنها رفتار کند که رضایت آنها را جلب نماید ، همیشه پیش خداوند عزیز بوده و در زندگی خوشبخت خواهد بود..(:🌱 __ _ شهید عباس بابایی .
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
به عالم گر تهی دستی به درگاه رضا رو کن کزین در هیچکس با دست خالی برنمی‌گردد
«از خواستہ‌ام‌همیشہ‌؛ جیبم‌‌پُرپول‌‌باشدتاگره‌ازمشڪلاتِ‌ مـردم‌بگشایم..♥️»
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌷«در همین جا، رضایت خود را از جاهلی که بنده را به قتل رساند، تسلیم شما کرده و البته شکایت خود را از دو گروه نزد شما تا روز قیامت به امانت می‌گذارم؛ گروه اول، کسانی که در پوچ‌گرایی هستند و برای آنکه آن ننگ را از دوش خود بردارند، درصدد برمی‌آیند تا ما را در راهی که هستیم، بی‌هدف نشان دهند و گروه دوم، کسانی هستند که با مکر و ریا، سعی می‌کنند برای به‌دست آوردن منافع دنیوی، روی خون شهدا موج‌سواری کنند».🌷
همیشه‌‌میگفت: قانون‌‌هفت‌‌ساعتو‌‌یادتون‌‌نره! تاگناهی‌مرتکب‌‌شدید‌‌تاهفت‌ساعت‌ فرصت‌‌توبه‌دارید ! ❤️
📌شناسنامه‌ای با عطر شهادت 🔸یادم می‌آید یک روز که از دانشگاه آمده بودم، داخل اتاقش نشسته بود. صدایم کرد و عکسی نشانم داد. 🔹گفت: «ببین چقدر قشنگه!»عکس، صفحه اول شناسنامه‌ی شهید خلیلی بود. ▪️به او گفتم: «چه چیزی‌اش قشنگ است؟ شناسنامه است دیگر!» ▫️با لبخند گفت: «دقت نکردی! ببین چه مهری روی صفحه خورده!» 🔻وقتی دقت کردم، دیدم با رنگ قرمز نوشته‌اند:«به فیض شهادت نائل آمد...»من هم لبخند زدم...راوی: خواهر شهید محمدرضا دهقان امیری