eitaa logo
⚘ خاطرات شهدا ⚘
1.2هزار دنبال‌کننده
1هزار عکس
159 ویدیو
0 فایل
با شهدا و راه و رسم شهدا تا ظهور امام زمان(عج) ارتباط با ادمین : @smh66313
مشاهده در ایتا
دانلود
📝 ۱۳ سال پیش که محمدرضا برای خواستگاری آمد، ‏اولین بار را با چند نفر از دوستان بزرگ‌تر و همکارانش که در بیروت با هم بودند به خانه ما آمد ‏پدر و مادرش گفته بودند: «اول برو و رضایت اولیه را بگیر، بعد ما بیایم لبنان» ‏یکی از دوستانش شروع کرد به تعریف و تمجید از محمدرضا برای پدرم، ‏پدرم حرفش را قطع کرد و گفت: ‏«این حرف‌ها لازم نیست… من دارم دخترم را عروس امام خمینی می‌کنم» ‏[ما لبنانی‌ها، تصویرمان از ایران و ایرانی، امام خمینی و سیدالقائد( آقا ) است] ‏فضای مجلس یک‌باره ساکت شد ‏دیدم محمدرضا سرش را پایین انداخت و صورتش سرخ شد ‏چند روز بعد با پدرم تماس گرفت و گفت: ‏«اگر ممکنه خانواده رو جمع کنید، چند دقیقه مزاحمتون بشم» ‏همه خانواده آمدند و محمدرضا هم آمد ‏شروع کرد به صحبت و گفت: ‏«شما چند روز پیش حرفی زدید که هنوز ذهنم درگیرشه ‏حرفتون خیلی سنگین بود ، خیلی بار داشت ‏راستش رو بخواید، من محمدرضا نوری‌ام… ‏نه شباهتی در رفتار به امام دارم و نه در عمل به سیدالقائد ‏نهایت تلاشم اینه که شاید یه سرباز کوچک برای اونها باشم ‏اگر منِ واقعیِ امروز رو می‌پذیرید، یا علی… ‏اما خواهش می‌کنم ، اشتباهات و خطاهای فردای من رو به پای اونها ننویسید» ‏حاضر نشد حتی برای گرفتن یک «بله»، از نام امام و سیدالقائد برای خودش خرج کند… ‏⁧ ⁩ ‏⁧ ⁩ ‏⁧ @bashohada_313