eitaa logo
دشت جنون
4.2هزار دنبال‌کننده
6.7هزار عکس
1.7هزار ویدیو
3 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
دشت جنون
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀 🌹 #شناخت_لاله_ها🌹 #شهیده_والامقام #سید_طاهره_هاشمی تنها #بانوی_شهیده قیام خونین #ششم_بهم
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀 تنها قیام خونین شهر آمل در اول خرداد سال 46 در شهربانو محله شهر آمل در خانواده اي مذهبي ديده به جهان گشود. شش ساله بود که به مدرسه رفت و با اشتياقي بسيار به تحصيل پرداخت و پيوسته جزو شاگردان ممتاز کلاس بود. انساني صبور، صادق، از خود گذشته و صريح اللهجه بود که هميشه نظراتش را آشکارا بيان مي کرد و از بيان حقيقت ترسي نداشت. بسيار کوچک بود که همراه خواهرانش در راه پيمايي ها شرکت مي کرد. در پانزده سالگي، به عنوان يکي از فعال ترين اعضاي واحد خواهران انجمن شهربانو محله شروع به کار کرد و از نظر اخلاق و رفتار، الگوي ديگران شد. بالاترين دغدغه طاهره آشنا ساختن دوستان و آشنايان با اسلام بود. بسيار به خواندن نماز اول وقت و نماز جماعت اهميت مي داد و سعي داشت پيام هاي شانزده گانه امام را نکته به نکته رعايت کند و در اين راستا، غالباً روزهاي دوشنبه و پنج شنبه را روزه مي گرفت. او که علاقه زيادي به خط و نقاشي داشت، درباره وقايع انقلاب و جنگ، طرح هاي زيادي را از خود به جا گذاشت. او علاقه خاصي به امام داشت و هرگاه دلتنگ مي شد، عکس امام را مي کشيد. يک هفته قبل از شهادت، طاهره به همراه اعضاي انجمن اسلامي دبيرستان هاي دخترانه، به اردويي در تهران رفت و از بهشت زهرا و مزار شهداي 72 تن ديدار کرد. يک شب قبل از شهادتش براي خانواده تعريف کرده بود که شهيد بهشتي و يارانش را با دو تن از اعضاي انجمن اسلامي محل در خواب ديده و مژده شهادتش را از زبان آنها شنيده است. در روز ششم بهمن سال 60، هنگامي که گروه هاي چپ متجاوز که از مدت ها قبل در جنگل هاي اطراف آمل مستقر شده بودند، به شهر حمله کردند، او که در گردآوري دارو، غذا و تهيه کيسه براي شن و سنگرسازي، سر از پا نمي شناخت. در غروب روزي خونين، هنگامي که مي رفت تا دوستش را همراهي کند، به ضرب گلوله دشمنان انقلاب از پا درآمد و به آرزوي ديرين خود، شهادت، نائل شد. 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
[ آلبوم ] 🥀🌴🌹🕊🌹🌴🥀 یاد باد یاد جبهه ها یاد دفاع مقدس ارسالی از اعضاء شادی روح و و سلامتی رزمندگان اسلام 🥀 @dashtejonoon1🌹🕊
🌺🌸🌼🍀🌼🌸🌺 امروز سالروز چند آسمون نشین شهرستانمونه تولدتان مبارک 🌺 بسیجی محمدعلی باقری (حیدر) 🌺 بسیجی محسن سرمدی (محمد) 🌺 بسیجی محمدحسین شهرآشوب (محمود) 🌺 بسیجی حسنعلی معطری (قربانعلی) 🌺 سرباز حسین محمدی (مهدی) 🌼 @dashtejonoon1🌸🌺
🌴🥀🌹🕊🌹🥀🌴 🌹 بسم رب الشهداء والصدیقین 🌹 🌷 سلام بر مردان بی ادعا 🌷 خوشا آنان که می شناسند طریق و می شناسند بسی گفتیم و گفتند از را می شناسند 🕊 🌹 تمام این" لحظہ ها" ✨بهانہ است باور ڪن براے خرید نگاهت ، دلم خورشید را هم پس مے زند باور ڪن ... ✍️ امروز سالروز عروجتان است🕊 🌹 والامقام 🌹شهرستان نجف آباد 🌹ڪہ در چنین روزی 🌹 آسمانی شده اند 🌹 این والامقام محل تولد و یا قبور پاڪ و مطهرشان در شهرستان نجف آباد است ڪہ در معرفے ایشان محل مزار ذکرمی گردد : 💐 سردار احمد موحدی (غلامرضا) 🌺 ـ 24 سالہ ـ نجف آباد 💐 بسیجی محمد پورمحمدی (رضا) 🌺 ـ 20 سالہ ـ نجف آباد 💐 بسیجی محمدعلی هاشم زاده (علی) 🌺 ـ 18 سالہ ـ نجف آباد 💐 جهادگر غلامعلی صالحی (حیدرعلی) 🌺 ـ 18 سالہ ـ نجف آباد 💐 جهادگر حسنعلی مهدیه (حسین) 🌺 ـ 21 سالہ ـ نجف آباد 💐 سرباز محمدرضا بهرامی (نبی اله) 🌺 ـ 18 سالہ ـ نجف آباد ـ قلعه سفید 💐 سرباز حسین شفیعی (جعفر) 🌺 ـ 29 سالہ ـ نجف آباد ـ علویجه 💐 سرباز مجید صادقی (محمدعلی) 🌺 ـ 18 سالہ ـ نجف آباد ـ قلعه سفید 💐 سرباز رضا کریمی (حیدرعلی) 🌺 ـ 19 سالہ ـ نجف آباد ـ روستای خیرآباد 🌹 سالگرد 🌹آسمانی شدنتان 🌹 مبارڪ باد ... 🕊 🌹 🕊 🌹 @dashtejonoon1🥀🌴
🌴🌹🕊🥀🕊🌹🌴 در ادامه عملیات چزابه ، شش شبانه روز در مقابل و پشت جبهه دشمن بدون وقفه برای نجات تیپ ۷۷خراسان از محاصره، با دشمنان جنگید و آنقدر از مهمات ذخیره و دپو شده دشمن استفاده کرد تا مهمات آن محدوده به پایان رسید، آنگاه با لب تشنه و بدن خسته و گرسنه و چشم ترکش خورده ایی که ۶ شبانه روز نخوابیده، در محاصره دشمن قرار گرفت و تنهایی به اسارت دشمن در آمد . اين قهرمان نا شناخته به تنهایی دو شبانه روز گردان‌های زرهی و پیاده دشمن را زمین گیر کرد تا تیپ مشهد از محاصره، رهایی یابد. دشمنان شکست خورده، خشم خود را، با شکنجه‌های متعدد، از جمله بریدن دو دست توانمندش از بازو، بیرون آوردن دو چشم او، شکستن دندان هایش، پوست کندن سر و جمجمه اش و همچنین محاسن شریفش و پوست و گوشت صورتش و با نشاندن صد‌ها گلوله در پیکر پاکش، اینگونه از او انتقام گرفتند . و چه عاشقانه به ديدار حق شتافت 🥀 @dashtejonoon1🌴🌹
🌴🥀🕊🌹🕊🥀🌴 به مناسبت سالروز مردم غیور و « شهر هزار سنگر» این تعبیر کمی است؟ حرف کوچکی است؟ قضیه ششم بهمن آنقدر اهمیت داشت که امام بزرگوار ما آن را در وصیتنامه تاریخی خود هم مندرج کردند، آن را یادگار گذاشتند؛ یعنی فراموش نشود. حالا چرا فراموش نشود؟ برای این که حوادث تاریخی، هم درس است، هم عبرت است . شادی روح و طول عمر نائب امام زمان (عج) 🌹 @dashtejonoon1🌴🥀
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دشت جنون
🌹🌴🥀🕊🥀🌴🌹 #خاطرات_آزادگان مفقود‌الاثری که آزاده شد #غلامرضا_قائدی #قسمت_ششم بنده را به سلول انفراد
🌹🌴🥀🕊🥀🌴🌹 مفقود‌الاثری که آزاده شد در اتاق‌های 24 متری حدودا80 نفر زندانی بودیم. اتاق‌ها به اندازه‌ای کوچک و تنگ بود که نمی‌توانستیم بخوابیم طوری می‌نشستیم که به صورت ردیفی رو‌به‌روی هم قرار می‌گرفتیم اگر می‌خواستم پاهایم را کمی دراز کنم فردی که مقابلم نشسته بود مجبور بود خودش را جمع کند تا من کمی تکان بخورم در عین حال شکنجه‌مان هم می‌کردند، ما را با کابل می‌زدند یا سیگار را بر روی بدنمان خاموش می‌کردند. تمام آن دو سالی که در آنجا بودیم 80 نفری در یک اتاق 24 متری شکنجه می‌شدیم فقط در این 2 سال یک بار جابه‌جایمان کردند به این شکل که اگر در اتاق 11 بودیم، ما را با شکنجه به اتاق شماره 6 می‌بردند اما به دلیل اینکه چشم‌ها و دست‌های‌مان را می‌بستند و ما را به این طرف و آن طرف می‌کشاندند، متوجه نمی‌شدیم به کجا می‌رویم، فکر می‌کردیم به منطقه دیگری رفته‌ایم در حالی که در تکریت بودیم، اما در همان اردوگاه بودیم فقط از اتاقی به اتاق دیگر می‌رفتیم. ما را سه مرتبه در العماره، بغداد و تکریت بازجویی کردند. بیشتر سؤال‌های‌شان هم در مورد فرماندهان بود که می‌خواستند اسامی‌شان را لو بدهیم یا اینکه در مورد درجه یا مسئولیت خودمان می‌پرسیدند. حتی مسئولان ارتش هم درجه نداشتند و همه با هم برابر بودند دلیلش هم این بود که ما در خط مقدم بودیم و اگر درجه می‌داشتیم زمانی که عراقی‌ها اسیرمان می‌کردند لو می‌رفتیم. 🥀 @dashtejonoon1🌴🌹