eitaa logo
دشت جنون
4.2هزار دنبال‌کننده
6.7هزار عکس
1.7هزار ویدیو
3 فایل
ما و مجنون همسفر بودیم در #دشت_جنون او به مطلبها رسید و ما هنوز آواره ایم #از_شهدا #با_شهدا #برای_دوست_داران_شهدا خصوصاً شهدای نجف آباد ـ اصفهان همه چیز درباره ی #شهدا (زندگینامه،وصیت نامه، خاطرات،مسابقه و ...) آی دی ادمین : @shohada8251 09133048251
مشاهده در ایتا
دانلود
🌺🌼🍀🌷🍀🌼🌺 امروز سالروز طلوع چند آسمون نشین شهرستانمونه تولدتان مبارک 🌺 سردار سیدرسول حسنی 💐 (سیدمحمدرضا) 🌼 پاسدار علی عباسی 🍀(حسینعلی) 🌺 بسیجی محمدعلی ابراهیم 💐 (غلامرضا) 🌼 بسیجی مهدی ابراهیمی 🍀 (ابراهیم) 🌺 بسیجی محمدرضا احمدی 💐 (غلامرضا) 🌼 بسیجی حسن بهارلویی 🍀 (حیدر) 🌺 بسیجی غلامرضا پناهی 💐 (مصطفی) 🌼 بسیجی ناصر خدادادی 🍀 (حسینعلی) 🌺 بسیجی عبدالحسین حاج صادقیان 💐 (زین العابدین) 🌼 بسیجی مهدی شفیعیان 🍀 (محمدصادق) 🌺 بسیجی احمد ناصحی 💐 (محمدعلی) 🌼 بسیجی عباسعلی یعقوبی 🍀 (غلامعلی) 🌺سرباز ابوالقاسم فاضل 💐 (اسداله) 🌼 سرباز محمدرضا معینی 🍀(اسداله) 💐 @dashtejonoon1🌼🌺
🌴🌹🕊🌷🕊🥀🌴 🌹 🌹 فرزند: سیدمحمد : 🗓 1340/09/29 🗓 محل تولد : آبادان وضعیت تاهل : متاهل شغل : ارتشی : 🗓 1366/09/01 🗓 محل : پیرانشهر ـ حاج عمران نام عملیات : نصر 9 مزار : 🥀 @dashtejonoon1🌹🌴
🌴🕊🌹🍀🌹🕊🌴 بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرم تر و مهربان تر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهــــربان و بخشنده اند. و من از با ارزشمندترین زمان خود بود چرا که در بخشش محبت به من هیچ خساست و غروری به خرج نمی داد و بسیار در بذل و بخشش مهر و عشــــق به دست و دلباز بود. تا جایی که وقتی برای خرید به بازار و یا به گردش و مسافرت می رفتیم اجازه نمی داد هیچ وسیله ای را من کمکش بیاورم ... سبکترین چیزهایی هم که خریده بودیم یا به همراه داشتیم را هم خودش می آورد .. می گفت : برای من خیلی زشت است که در کنار باشم و حتی یک پاکت را همراه بیاورد .. برای جایگاه اهمیت ویژه ای قائل بود و این کار را با عشــــق و خواست قلبی خودش و نه به اجبار یا اصرار من انجام می داد .. می گفت: شما فقط موا‌ظب و باش .. حتی هم علی اکبرمان را بغل می کرد و هم وسایل را می برد.. جزئیات محبت های علیرضا به حدی به من و فرزندش زیاد بود که همیشه رفتارش برایم تعجب آور بود .. اما همین رفتارهای زیبای باعث می شد در وجود هردویمان آنچنان ریشه کند که تا سالیان سال هم از آن و علاقه ذره ای کم نشود. که هنــــوز با روزگار را سپری می کنم . 🍀 @dashtejonoon1🌴🕊
🥀🕊🌹🌴🌹🕊🥀 از یک سو باید بمانیم که آینده شویم و از دیگر سو باید شویم تا آینده بماند. هم باید امروز شویم تا فردا بماند و هم باید بمانیم تا فردا نشود... ... تاریخ تولد روی تصویر اشتباه درج شده صحیح آن 1336 می باشد 🌴 @dashtejonoon1🌹🕊
🌴🥀🕊🌹🕊🥀🌴 مشنو که مرا از تو صبوری باشد یا طاقت دوستی و دوری باشد لیکن چه کنم گر نکنم صبر و شکیبایی خرسندی عاشقان ضروری باشد 🌷 @dashtejonoon1🌹💐
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دشت جنون
.🕊🌹🕊🥀🕊🌹🕊 #خاطرات_آزادگان #آزاده_سرافراز #منصور_قشقائی #قسمت_چهاردهم کانال‌ها حتما باید مارپیچ سا
.🕊🌹🕊🥀🕊🌹🕊 در تاریخ 31 مردادماه سال 67، با وجود آتش‌بس، دشمن حمله کرد. سومار منطقه 402 و دره سانواپا بود که اسیر شدم. سومار هم خطی بود که خاکش دامن‌گیر بود. یعنی وقتی از سومار بیرون می‌رفتید، باز هم به آن بر می‌گشتیم. من چندبار رفتم و برگشتم. ساعت 6 صبح متوجه صدای هلیکوپتر شدیم. ما هم خیالمان راحت بود که جنگ تمام شده است. هلیکوپترها اعلامیه پخش می‌کردند. اعلامیه را نگاه کردیم، نوشته بود: ما اسیر کم داریم و تنها 5 روز به شما احتیاج داریم و برای همین عملیات می‌کنیم. رژیم بعث 12 هزار اسیر گرفته بود؛ اما ایران 40 تا 60 هزار اسیر داشت. عراقی‌ها می‌دانستند که برای تبادل اسرا با مشکل مواجه می‌شوند. بعثی‌ها ما را از دو طرف قیچی کرده بودند؛ ما درست در محاصره عراقی‌ها بودیم. همیشه فکر شهادت را داشتم؛ اما به اسارت فکر نمی‌کردم. حتی به ذهنم هم نمی‌رسید که اسیر بشوم. امیدم به شهادت بود. بعد از سه،چهار روز قبل از اسارتم، سربازی پیش من آمد و گفت: آقای قشقایی من در مورد شما خوابی دیده ام. گفتم: چه خوابی؟ گفت: خواب دیدم شما اسیر شدید. گفتم: جنگ تمام شده، چرا باید اسیر شوم، حتما معده‌ات پر بوده! 🕊 @dashtejonoon1🕊🌹