📜حرز شیخ محمد📝
معنای این روایت این نیست که بلافاصله بعد از خروج سفیانی از خانه خارج شوید ، چرا که سفیانی بعد خروج چند ماه زنده و حکومت میکند و از طرفی هنوز حضرت قیام علنی خود را شروع نکرده اند و فرق است بین ظهور و قیام ، بلکه مراد این است که آماده ی خروج باشید .
📜حرز شیخ محمد📝
یکی از عزیزان سوال پرسیدند سند اینکه قبل ظهور در خانه بمانیم را بیان کنید سند را از کتاب فرهنگ موضو
اگر کسی میخواد این کتاب رو تهیه کنه یا کتابهای مهدوی دیگر ، زودتر اقدام کنه چون قیمت کتاب بشدت افزایش پیدا کرده
کتاب العقبری الحسان مرحوم نهاوندی شده ۱،۳۰۰،۰۰۰ ت😳
یا همین کتاب فرهنگ موضوعی احادیث مهدویت چاپ جدیدش ۳۷۰ هزار شده
البته حقیر خیلی کمتر خریدم ولی اگر قصد خرید کتاب رو دارید عقب نیندازید
البته اینم بگم متاسفانه ناشرین این وسط دارن به این گرونی خیلی دامن میزنن و خوش اشتها شدن و بسود خوب قانع نیستن بلکه دنبال سود خیلی خیلی خوب هستن که انتظار ما از برخی انتشاراتیها بیش از اینهاست
در کتاب شریف دار السلام علامه عراقی صفحه ی ۵۶۶ هم روایت در خانه ماندن تا شنیدن ندا از طرف بیداء آمده
بیداء مکانی است که لشگر سفیانی در آن مکان در زمین فرو میروند و نابود میشوند
در ادامه روایت می فرماید وقتی که حضرت حرکت کرد بسویش حرکت کنید هرچند با سر و سینه و زانوها
که نشان میده بصرف دیدن علائم حتمی هم نباید کار و حرکتی انجام داد و باید از جان مراقبت کرد تا زمان حرکت و قیام حضرت
پس ندا از طرف بیداء است نه ندای آسمانی لذا تصحیح میکنم
👈 رفتن به جزیره ی خضراء(مکانی که فرزندان حضرت آنجا زندگی میکنند) توسط سید محمد باقر شفتی ره :
حاج سيد احمد مرحوم ما را حكايت كرد و براى من نيز نوشت: از تركه مرحوم والدم، كتاب تحفه الابرار كه رساله عمليّه سيد العلماء الاعاظم حجّة الاسلام حاج سيد محمد باقر شفتى رشتى است و او اوّل كسى بود كه به حجّة الأسلام مشهور شد و گفت:
آن رساله به خطّ سيد و خوشخطّ بود و بر پشت آن كتاب وصيّتهاى چندى، براى مطالعه کننده نوشته بود. از جمله اينكه نوشته بود:
در تمام اوقات به حضرت ولىّ عصر (عج) التزام تمام و اقبال به جميع قلب داشته باشيد كه آن جناب، پدر شفيق جميع خلق است. بپرهيزيد از اينكه از توجّه به آن حضرت غفلت كنيد و اقبال به غير داشته باشيد. من مشاهده جزيره خضرا، بحر ابيض و بلادى كه اولاد آن سرور در آن حكومت دارند و خلق كثيرى كه در نهايت جلالت اند از آن حضرت میخواستم و خدا را به حقّ وليّش (عج) قسم دادم كه صحّت اين امر بر من مكشوف گردد تا آنكه شب عيد غديرى كه شب جمعه بود، ثلث آخر شب، در كنار باغچه اى در خانه ما در اصفهان، در محلّه كبيرى كه به آن بيدآباد میگويند، راه میرفتم.
ناگاه سيد مجلّلى ديدم كه به سيماى علما بود و مرا به جميع ما فى الضّمير من و به صحّت امصار و بلادى كه در جزيره خضراست، خبر داد و گفت: آيا مىیخواهى به چشم خود ببينى، تا براى تو و ساير اولى الابصار عبرتى باشد؟
گفتم: بلى، اى آقاى من! منّت عظيمى بر من مىیگذارى.
گفت: بيا، دو چشمت را بر هم گذار و هفت مرتبه بر جدّت محمد و آل او صلوات فرست! آنچه مرا امر فرمود، كردم. سپس فرمود: دو چشمت را باز و نظر كن، از آيات الهيّه چه میبينى؟
شهر هایی ديدم كه خانه آن از هم دور بود از چشمه ها و طرف راست و چپ آن از درختها و گلها سبز و خرّم بود؛ كانّها جنّات تجرى من تحتها الأنهار.
گفت: به آخر آن درختها نظر كن!
گفتم: بلى.
گفت: برو آنجا، مسجد و امامى میبينى، او نماز فجر را به جا میآورد و عقبش جماعت و صفوفى هست كه نهايت ندارد؛ با آن امام نماز كن، او از طبقه هفتم اولاد حضرت صاحب الزمان و اسمش عبد الرحمن است، بعد از نماز مرا آنجا میبينى.
رفتم، ديدم زمين زير پاى من طىّ میشود تا به آن مسجد رسيدم؛ همانطورى كه گفته بود و آن امام در محراب ايستاده بود؛ مثل بدر لامع و نور صورتش تا عنان آسمان، متصاعد بود. او مرا ديد و من او را ديدم.
فرمود: مرحبا بك! به درستى كه خدا بر تو منّت گذارد. سپس مسايلى از احكام از او سؤال كردم كه مشكل بود. آنها را جواب داد، مرا اكرام و انعام كرد و به بعض ما فى الضّمير من، مرا اخبار نمود.
آنگاه نماز فجر را به جا آورد، به او اقتدا كردم و به تعقيباتى كه داشتم مشغول شدم، تا آنكه نزديك طلوع آفتاب شد.
در خاطرم گذشت همچو وقتى با مردم نماز میخواندم و آنها بر عادت هرروز خود، منتظر من هستند، امروز گذشت و به آنها نمیرسم.
آنگاه شنيدم آن سيد امام كه در محراب نشسته میگويد: مترس و محزون مباش! به زودى تو را به جاى خود مىرسانيم و با آنها نماز میكنى. پس ديدم آن سيد اولى نزد من است، دست مرا گرفت و گفت: به بركت امام زمان خود (عج) برويم؛ ناگاه خود را در مسجد خود ديدم، با جماعت نماز خواندم و ديگر آن سيد را نديدم.
📚 منبع : العبقري الحسان، ج2، ص: 580
✅شارژ شدند👇👇
رب انار غلیظ و باکیفیت ۱۶۰ ت
رب گوجه ۷۰ ت
مداد چشم و ابرو مشکی و قهوه ای (تراشی) ۳۵ ت
دم نوش ۱۰ گیاه(رفع سرماخوردگی آنفلوآنزا و کرونا و ...) : ۳۰ ت
عرق چهل گیاه ۳ لیتری باکیفیت و غلیظ : ۱۷۰ ت
و .....
@mofid_storee
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔰راز نجات قوم یونس✨
👈قومی که سریعتر از بقیه به نجات رسید ❗️
فکر می کنید چرا؟؟❗️
🙏اللهم عجل لولیک الفرج
@mofid_storee
⚫️گلایه (تقریری) حضرت مهدی علیه السلام از قضا شدن نماز صبح شیعیان :
🔰يوسف بن احمد جعفرى گفته كه در سال 306 ه ق حجّ بجا آوردم و تا سال 309 ه ق در مجاورت مكه ماندم، بعد به سمت شام برگشتم.
🔴در قسمتى از راه كه میرفتم و [اتفاقا] نماز صبح هم قضا شده بود، از محمل پايين آمدم و آماده نماز شدم،
🔶 در همين اثنا ديدم كه چهار نفر در يك محمل هستند، سر جايم ايستادم و از آنها خيلى تعجب كردم.
〽️يكى از آنها به من گفت: از چه چيزى تعجب كردى؟ [حال آنكه] نمازت را ترك و با مذهب خودت مخالفت كرده اى!
🔵به او گفتم: از كجا به مذهب من علم دارى؟ گفت: دوست دارى كه صاحب زمانت را ببينى؟ گفتم: بله. پس به يكى از آنها اشاره كرد [يعنى صاحب الزمان اين شخص است] گفتم: علامات و معجزاتى هم دارد؟
🔶گفت: كدام را دوست دارى، اينكه شتر با بارش به آسمان برود يا اينكه فقط محمل به آسمان بالا برود؟
گفتم: هركدام كه باشد معجزه و دليل بر وجود حضرت است.
👈همان لحظه ديدم شتر با تمام بارى كه داشت به سمت آسمان بالا رفت و آن مردى كه با من صحبت میكرد، به مردى اشاره كرد كه چهره اى گندمگون داشت و رنگش مثل طلا درخشنده و بالاى پيشانی اش اثر سجده بود.
📚ترجمه کتاب الغیبه للطوسی ص ۴۵۸
@mofid_storee
6.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
طلسم منع گل در فوتبال
یکی از طلسماتی که در فوتبال استفاده میشه عمل طلسم منع گل زدن هست که کنار تیرک دروازه گذاشته میشه یا روی بدن دروازه بان رسم میشه
همانطور که در کلیپ میبینید تا دقیقه ی ۹۰ بازی توپ گل نمیشود و یا به تیرک میخورد که در دقایق پایان بازی و با برداشتن طلسم قفل باز میشه و براحتی توپ در دروازه قرار میگیره
در بازی امروز ایران و ولز علی رغم بازی عالی ایران ، ضربات آخر خوب نمیشد یا توپ به طرز عجیبی به تیر دروازه میخورد
برداشت حقیر اینه با اخراج دروازه بان ولز طلسم شکسته شد و دیدید بچه ها در دو دقیقه ی پایان بازی چقدر راحت دو گل زدن
@mofid_storee