eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ روز اول که درِ خانه ی زهرا دیدم همه تکلیفِ خودم در رهِ مولا دیدم دَمِ در، بر قدمِ دختِ علی افتادم خویش را خادمه ی زینب کبرا دیدم @hosenih خواستم مادری از بهر یتیمان بکنم عالَمی فاصله تا ام ابیها دیدم چونکه آقام به یافاطمه میکرد خطاب غمِ بی مادری از چهره ی گلها دیدم یاوه گویان چقدَر پشتِ سرم حرف زدند چه بگویم، چقدَر طعنه ز اعدا دیدم قصد کردم که خدا هر چه دهد طفلانم همه را نذر یتیمان حرم گردانم از همان روز که رخسار قمر آوردم باورم بود، سپاهی ز جگر آوردم خواستم یارِ حسینم بشوم، از این رو در ره کرب و بلا چار پسر آوردم قصه ی کوچه ی غم را که شنیدم ز حسن لشگرِ منتقمان را به ثمر آوردم داستان در و دیوار عزادارم کرد بهر زینب پس از آن، چند سِپر آوردم میخِ در را که شنیدم، نفَسم سخت گرفت ناله ها در دلِ شب تا به سحر آوردم غمِ بازوی ورم کرده کبابم میکرد روضه ی سوختنِ فاطمه آبم میکرد سوختم در همه ی عمر بر آن عمر کمش گریه کردم همه شب از غمِ آن قدِّ خمش قصد کردم، شود عباس علمدار حسین تا که در معرکه گیرد کمی از کوهِ غمش @hosenih از خدا خواسته بودم به صفِ کرب و بلا بشود منتقم سیلیِ اهلِ ستمش من بمیرم که به جبهه پسرم سقا بود نتوانست در آنروز شود منتقمش از خجالت پسرم کشته شد، از تیغ نشد از لب تشنه ی آن سَرور و اهل حرمش چشمِ گریانِ سکینه جگرش را سوزاند نیزه نه، طفلِ حرم چشم ترش را سوزاند کاش بعد از پسرم یاور زینب بودم جای زهرا همه جا مادر زینب بودم وقتِ بوسیدنِ حنجر که هجوم آوردند کاش همچون سپری بر سر زینب بودم کاش در حمله ی بی وقفه ی غارتگرها مانعِ غارتِ آن معجر زینب بودم کاش زیر لگد و کعب نی و سیلی و مُشت سپرِ قافله و لشگر زینب بودم @hosenih کاش در کوفه و در شام و در آن مجلسِ شوم وسط معرکه دور و بر زینب بودم تهمتِ سختِ کنیزی به حرم کشت مرا بر سر نیزه حیای پسرم کشت مرا ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ دوباره عالمی باغم عجین است وفات حضرت ام البنین است همان بانو که عطر یاس دارد جوانمردی چنان عباس دارد @hosenih همان بانو که قلبش منجلی بود پس از زهرا مددکار علی بود چوبودی لایق فضل وعنایت قدم بگذاشت در بیت ولایت زعشق فاطمه درتاب وتب بود چه گویم من که دنیای ادب بود خدا وقتی به حیدر یاس را داد وبر ام البنین عباس را داد همه دیدند اشک شوق افشاند گلش رادور ثارالله گرداند بگفتا این پسر این نور عینم شود یاسم فدائی حسینم اگر عباس او حبل المتین است گلی از گلشن ام البنین است زمان بگذشت ودل غرق ولا شد حسین چون راهی کرببلا شد به همراه حسینش کرد راهی سه نور پر فروغ وقرص ماهی مبادا پور زهرا واگذارید حسین فاطمه تنها گذارید @hosenih زعشق مرتضی در شور وشینید عزیزانم فدائی حسینید به دشت کربلا غوغا به پا شد همه گلهایت ای مادر فدا شد ابوفاضل به موج خون شنا کرد سر وچشم ودو دستش را فداکرد زمین خورد و زعالم دلبری کرد که بر عباس زهرا مادری کرد خزان شد جملگی گلهای باغت دوچشمت اشکی وبرسینه داغت به دلها بس شرر انداختی تو شبیه چهارتربت ساختی تو مدینه شاهد نوحه سرائیت دل غمدیده سوز کربلائیت نوای مادری اشک دو عینت گهی از داغ عباس وحسینت نبودم کربلا زاری نمایم به گلهایم عزادرای نمایم قدم خم گشته و زار وحزینم اگر ام البنینم کو بنینم دم اخر شدو وقت جدائی الا عباس نام اور کجائی کجائی مادرت چشم انتظار است برای دیدن تو بیقرار است @hosenih کشد پر مرغ روح من زسینه عزادارش شده شهر مدینه تو بر دلهای بشکسته نویدی امید قلب نالان (سعیدی) ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ مویم که شد سفید فدای سرت حسین عباس من فدای علی اکبرت حسین گفتم به آب لب نزند تا تو تشنه ای در آب بود فکر تو آب آورت حسین @hosenih گفتم سکینه جان ، عمویت را حلال کن شرمنده ام هنوز هم از دخترت حسین از چار نازنین پسرم یک سپر رسید با کاروان غمزده خواهرت حسین اینجا همه زگریه من گریه می کنند اما تو خنده شد به دو چشم ترت حسین این گریه ها برای دو دست بریده نیست گریم به دست بسته دو خواهرت حسین تیر سعبه چشم اباالفضل را درید ماندم چه کرد با گلوی اصغرت حسین عباس آخرین نفسش روی پای تو تو زیر دست و پا نفس آخرت حسین طبق سفارشم همه جا همره تو بود جز کنج آن تنور که رفته سرت حسین از خواهرت شنیده ام ای شاه بی کفن مانده سه روز روی زمین پیکرت حسین @hosenih از خواهرت شنیده ام غارت شد از تنت پیراهن و عمامه و انگشترت حسین زهرا اگر نبود بگرید برای تو من گریه میکنم عوض مادرت حسین ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ ویلی علی شبلی که چشمش تیر خورده از هر طرف هم نیزه هم شمشیر خورده ویلی علی شبلی دو دستش را بریدند قد رشیدش را به خاک و خون کشیدند @hosenih ویلی علی شبلی که سد شد راه چاره با تیر کین شد مشک آبش پاره پاره ویلی علی شبلی که آن ماه مدینه شرمنده شد هم از رباب هم از سکینه ویلی علی شبلی عمود آهنین خورد با صورت از مرکب علمدارم زمین خورد ویلی علی شبلی که فرقش را شکستند راس جدایش را به روی نیزه بستند ویلی علی شبلی به غارت رفت هستش پیش از سرش بالای نیزه رفت دستش ویلی علی شبلی به داغش خنده کردند او را شبیه بسمل پرکنده کردند ویلی علی شبلی وفایش را نشان داد در پیش دریا بود اما تشنه جان داد ویلی علی شبلی چه غوغایی به پا شد با رفتنش پای عدو در خیمه وا شد ویلی علی شبلی که از بالای نیزه دیده کتک خورده رقیه پای نیزه @hosenih ویلی علی شبلی که با چشمان خونبار می دید زینب را میان کوچه بازار ویلی علی شبلی که از زینب شنیدم دارد چه قبر کوچکی سرو رشیدم ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ آئینه‌ی مزارش اگر چه مکدر است از آسمان پریدن بالش فراتر است @hosenih عالم غلام آنکه به کرّات گفته بود عمرم تمام وقف کنیزی حیدر است خواندش به نام فاطمه او گفت یا علی امّ‌البنین بگو به من اینگونه بهتر است @hosenih در وصف او بس است بگوییم با غرور او شیر بانویی است که عباس‌پرور است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ چه عزادار شدم! در دلم افتاده شرر خبر آوردی و شد دلهره سوغاتِ سفر کاش می آمدم و محض تسلّایِ رباب(س) میزدم گریه کنان از غم ِ شش ماهه به سر @hosenih میزدم بوسه بر آن پایِ پُر از آبله تا- چشم ِ کم سویِ رقیه(س) نشود تیره و تر خبر آوردی و تا مضطر و گریان گفتی: پاره شد مشک! فقط دست گرفتم به کمر علَم افتاد زمین! آب به خیمه نرسید! آیة الکرسیِ من کاش که میکرد اثر شدم از روی علی(ع) تا به ابد شرمنده پس نگویید به من أمّ بنین، أمّ قمر نان-خورِ سفرۂ حیدر شدم و با سختی ساختم از پسرانم همۂ عمر سپر- @hosenih تا فدایِ پسر حضرت زهرا(س) بشوند تا که در واقعه زینب(س) نشود خون به جگر نگرانِ پسرانم نشدم!! وای...بشیر... نگرانم! بگو از حالِ حسینم چه خبر؟!؟ ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ چگونه شکر بجا آوریم از این نعمت که هست دستِ تو بالا سرِ همه امت دعای حضرتتان گر نبود، بی تردید نمیشدیم به انبوهِ فتنه ها نصرت @hosenih هزار مرتبه باید ز دست میرفتیم میانِ اينهمه سختی علیهِ این نهضت نکرده ای تو فراموش لحظه ای ما را نبوده ای تو دمی غافل از محبانت به اسم گاه، دعا میکنی به تک تکِ ما به گریه گاه، دعا میکنی به این ملت عجیب اینکه گروهی، بجای شکرِ خدا زبان گشوده به نا شکری از رهِ غفلت برای مردمِ غافل، دگر چه باید کرد که حضرتِ تو نکردی برای این امت خوشا سعادتِ آنانکه باوفا بودند ترا رها ننمودند بعدِ هر بیعت خوشا وفای شهیدان که در دلِ دشمن بخون نشسته و جان داده اند با غیرت قسم به معجزه ی انقلاب اسلامی که این تویی که چهل سال داده ای عزت به لطفِ حق نه چهل سال، سیزده قرن است برای شیعه ی زهرا کشیده ای زحمت به احترام تو و مادر تو سر دادند هزارها حججی و هزارها همت قسم به غیرت مردانِ مرد تا امروز نشسته اند بپایت هزارها هیئت نه چرخِ کُندِ معیشت ز پایمان انداخت نه بی وفائیِ برجام دادمان حسرت به عشقِ شعبِ ابیطالبیم در تحریم به عشق کرب و بلاییم حامیِ دینت @hosenih فدای العطشِ خیمه های اربابیم فدای لعلِ لبِ خشک و تشنه ی جدّت و پای کار علمدارِ عشق، میمانیم به عشقِ ساقیِ عطشان، به حُرمتِ حَرمت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ، ▶️ زخمیِ امواجِ طوفان شد، ولی قد خم نکرد سوخت در آتش، پریشان شد، ولی قد خم نکرد @hosenih کشورم این یادگارِ فتنه های بی شمار بارها درگیرِ شیطان شد، ولی قد خم نکرد هم چنان آهن مقاوم، هم چنان کوه استوار بی قرارِ داغِ یاران شد، ولی قد خم نکرد مکرِ بدخواهانِ دوران بر سرش آوار شد جسمِ پاکش تیرباران شد، ولی قد خم نکرد در عزای جانگدازِ سروهای سرفراز بغضِ او ترکید، گریان شد، ولی قد خم نکرد @hosenih زیرِ بارِ حادثه گل های سرخش سوختند غرق در خونِ شهیدان شد، ولی قد خم نکرد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ، ▶️ باز هم ایرانمان با رمزِ عشق و اتّحاد دشمنان را بر زمین زد! تن به ذلّت ها نداد حک شده بر روی جمهوری اسلامیِ مان یادِ یارانِ جمارانی به خیر و زنده باد @hosenih خون سرخ شاهرگ هاشان فدای دین شد و... پرچم سبزِ حسینی شد علَم با اعتقاد باز هم تاریخ در جریان و با دستانِ ظلم کربلایی شد به پا هر شامگاه و بامداد فتنه جولان داد و باطل در لباسِ حق نشست از حضورِ شمرهایِ پیروِ إبنِ زیاد(لع) کشتنِ سردارمان سوغاتیِ برجام بود ما به این تدبیرها دیگر نداریم اعتماد پای کارِ انقلابیم و زمانِ انتخاب با بصیرت برگزیدیم آنکه شد اهلِ جهاد آنکه پشتیبانِ ملّت بود و با جرأت گرفت- دشمن ِ دیرینۂ ما را به بادِ انتقاد خوشبحال حاج قاسم که تمام عمر را... با ولایت ماند و پایِ آرمان ها ایستاد راهِ او دنباله دارد بعد از این در عرصۂ غیرت و فنّ آوری! اخلاص و علم و اقتصاد @hosenih صف به صف پرچم به دست و باز در وصفِ حضور صد غزل گل میکند از مثنوی و مستزاد ما همان بیدِ تنومند و کهنسالیم که؛ استواریم و نمی لرزیم در طوفان و باد! ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ، ▶️ آن پرچمی که حاملش قاسم سلیمانی‌ست حالا به روی دوش اسماعیل قاآنی‌ست @hosenih تلفیق خون حاج قاسم با ابومهدی تثبیت پیمان برادرهای ایمانی‌ست اول قدم در گام دوم را کسی برداشت که پا به پا هم‌گام با یار خراسانی‌ست جسمش به زیر خاک رفته اسمش اما نه آری به غیر از عشق هرچیز دگر فانی‌ست دشمن ندانسته که گل پرپر اگر باشد گلبرگ‌ در گلبرگ آن در گرد افشانی‌ست گفتند حاجی جان مراقب باش موج آمد او گفت قاسم مرد دریاهای طوفانی‌ست تحریم دشمن بود اما ایستاد و گفت ترسیدن از تحریم نادانان ز نادانیست امروز هر کس نیست با ما موقع سختی فردا که آسانی بیاید نیز با ما نیست افتاد پرچمدار اما پرچم سرخش حالا به روی دوش اسماعیل قاآنیست @hosenih بر ناجوانمردان جوانمردانه کوبیدن این هم ز خصلت‌های یک سردار ایرانیست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ از عشق دور هستیم سرگرم با کتابیم ای ابر آسمان پوش! بگذار تا بتابیم @hosenih با دوستان مروت... هر چند دوستی نیست با دشمنان مدارا... هر چند بی حسابیم دل خوش نمی توان کرد ما را به گفتگو ها مایی که روزگاری ست سیراب از سرابیم آیینه های حساس ساکت نمی نشینند گفتند شام تاریک گفتیم آفتابیم @hosenih یک باغ کال بودیم رو به زوال بودیم کتمان نمی توان کرد مدیون انقلابیم ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ، ▶️ شاعر به غیر از اینها حرفی دگر ندارد امروزه شعر خنثی قطعا ثمر ندارد چشم امید مردم سمت امام هشتم جز رو زدن به مولا راهی بشر ندارد @hosenih آنقدر که نفوذش دارد خطر ژن خوب سوگند می خورم که داعش خطر ندارد منفور خاص و عام است همراهی اش حرام است وقتی پسر نشان از فضل پدر ندارد دنیا و آخرت در کامش همیشه تلخ است وقتی دیانتی سلطان شکر ندارد راه نجات تنها راه ولایت و بس راهی جز این نداریم اما ؛ اگر ندارد این خاک پربها شد تا بیمه ی رضا شد غیر از نگاه حضرت ایران سپر ندارد ما جای " ان یکاد..." از سلطان طوس خواندیم وقتی که دشمن ما جز دردسر ندارد صدام و بِن لادن پَر مُرسی مطمئن پَر شهزاده ی سعودی؟ نه ؛ او که پر ندارد بال و پر ملک سلمان را که کدخدا چید آن گونه که خودش هم حتی خبر ندارد موشک مگر بسازد با لاشه های برجام حرص و طمع که دارد پهباد اگر ندارد من نه خبرنگار سی اِن اِن این چنین گفت: رویای فتح ایران دارد ؛ جگر ندارد در سینه درد و رنج است صد کربلای پنج است خمپاره و مسلسل دیگر اثر ندارد "سیدعلی" به ایران "سیدحسن" به لبنان این خطّه ی دلیران کم شیر نر ندارد @hosenih چهل سال در نبردیم از جبهه برنگردیم شیعه از اعتقاد خود دست بر ندارد در سایه ی پیمبر لشگر اُسامه دارد تا انقلاب مهدی نهضت ادامه دارد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih