بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_مصائب
حجت الاسلام #جواد_محمدزمانی
▶️
خون دلی که خورده ای آغاز راه بود
پرواز آسمانی ات از دودِ آه بود
خورشید خردسالی ات اندوه ابر داشت
وقتی ز داغ مادر تو تیره ماه بود
می دید موج مدّ نگاهت که همچو ماه
دریای ناله های علی رو به چاه بود
از روزهای زخم که بر مجتبی گذشت
خون لخته های طشت فقط عذرخواه بود
مثل تو شوق نیزه و شمشیر بوسه خواست
وقتی دلت به گوشه ای از قتلگاه بود
می سوختی که در تب حمله به یوسفت
کاری اگر ز دست تو آمد نگاه بود
رو کرده ای به سمت مدینه که ای رسول
این پاره تن، حسین تو روحی فداه بود
@hosenih
اندوه های قلب تو از سرمه رنگ داشت
از زخم صبح آینه ات شام زنگ داشت
خون بود لخته لخته به چشم تو می نشست
لختی اگر وداع برادر درنگ داشت
از روی تل برای پیمبر سخن بگو
این گیسوان کیست که قاتل به چنگ داشت؟
دیدی که از دلت عطش بوسه می چکید
از آن گلو که از شفق و لاله رنگ داشت
خطبه شکن شده است کسی که به نیزه ها
آیات وحی بر لبش آغوش تنگ داشت
سر را بزن به چوبه ی محمل که روی نی
پیشانیِ برادرت، اندوه سنگ داشت
@hosenih
تو صبح شبنمی که به خورشید رو کنی
حاشا که شام، با خبر از تار مو کنی
طوفانی و حماسه، اگر سر بر آوری
آتشفشان دردی، اگر سر فرو کنی
عطر حسین در همه جا می پراکنی
همچون نسیم تا سفر کو به کو کنی
پنهان شده است گل، پس خاشاک قتلگاه
باید که خاک را به تمنّاش، بو کنی
گاه وداع آمده با پاره های دل
یک بوسه وقت مانده که نذر گلو کنی
با سر برای چوبه ی محمل سخن بگو
سخت است از کجاوه به نی گفتگو کنی
پرده مزن کنار ز محمل، که باز هم
آئینه را به آینه ای روبرو کنی
@hosenih
سبز است باغ آینه از باغبانی ات
گل کرده شوق عاطفه از مهربانی ات
از بس که خار خاطره بر پای تو نشست
چشم کسی ندیده گل شادمانی ات
حتی در آن نماز شبی که نشسته بود
پیدا نشد تشهّدی از ناتوانی ات
آنجا که روز کوفه ز رزم تو شام بود
شوق حماسه می چکد از خطبه خوانی ات
اما شکست خطبه ی پولادی تو را
بر نیزه آیه های گل ناگهانی ات
با آن سری که در طَبق آمد شبی بگو
لبریز بوسه باد لب خیزرانی ات
عمر سه ساله صبر دل از لاله می گرفت
آتش نمی زنیم به داغ نهانی ات
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_وفات
#قاسم_نعمتی
▶️
هنگامه وصال من و دلبرم شده
این الحسین زمزمه آخرم شده
چشمم به راه مانده کجایی عزیز من
پیراهن تو گرمی بال و پرم شده
@hosenih
از گریه پینه بسته دگر چشم های من
عالم سیاه پیش دو چشم ترم شده
موی سپید و قد کمانم چه دیدنی ست
غم های کربلاست چنین یاورم شده
من پیر سالخورده ام و دست های من
محتاج شانه های علی اکبرم شده
از خاطرم نمی رود آن لحظه فراق
ناله زدی که وقت وداع از حرم شده
داغیِ بوسه از لب تو مانده بر لبم
خون گلوی تو نفس حنجرم شده
من بین قتلگاه تو جان دادم ای حسین!
این چند ماهه جان تو درد سرم شده
می خواستم بغل کنمت جان تو نشد
نیزه شکسته زحمت این پیکرم شده
من پا به پای پیکر تو ضربه خورده ام
سر تا به پا تمام تنم پر ورم شده
@hosenih
دشمن همین که پا به روی چادرم گذاشت
گفتم به خویش ارثیه مادرم شده
جان خودت به زور کشیدند چادرم
شاهد ببین که پارگی معجرم شده
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_مصائب
#سعید_خرازی
▶️
کربلا بود که از کف همه ي هستم رفت
آنكه یک عمر دلم را به دلش بستم رفت
@hosenih
تا گرفتم بدنش را زدم تیغ و سنان
هرچقدر زخم شمردم عدد از دستم رفت
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_وفات
#قاسم_نعمتی
▶️
هنگامه وصال من و دلبرم شده
این الحسین زمزمه آخرم شده
چشمم به راه مانده کجایی عزیز من
پیراهن تو گرمی بال و پرم شده
@hosenih
از گریه پینه بسته دگر چشم های من
عالم سیاه پیش دو چشم ترم شده
موی سپید و قد کمانم چه دیدنی ست
غم های کربلاست چنین یاورم شده
من پیر سالخورده ام و دست های من
محتاج شانه های علی اکبرم شده
از خاطرم نمی رود آن لحظه فراق
ناله زدی که وقت وداع از حرم شده
داغیِ بوسه از لب تو مانده بر لبم
خون گلوی تو نفس حنجرم شده
من بین قتلگاه تو جان دادم ای حسین!
این چند ماهه جان تو درد سرم شده
می خواستم بغل کنمت جان تو نشد
نیزه شکسته زحمت این پیکرم شده
من پا به پای پیکر تو ضربه خورده ام
سر تا به پا تمام تنم پر ورم شده
@hosenih
دشمن همین که پا به روی چادرم گذاشت
گفتم به خویش ارثیه مادرم شده
جان خودت به زور کشیدند چادرم
شاهد ببین که پارگی معجرم شده
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_وفات
#علی_صالحی
▶️
اين مدتي که مي گذرد در عزاي تو
روزي نبوده اشک نريزم بپاي تو
با ياد آخرين شب پيش تو بودنم
يک شب نبوده روضه نگيرم براي تو
@hosenih
يکسال و نيم شمع شدم سوختم حسين
يک سال و نيم آب شدم در عزاي تو
اي کاش لحظه اي که رسد جان من به لب
بودم کنار قبر تو در کربلاي تو
اي کاش لحظه اي که مي آيي به ديدنم
از تن سرم بريده شود پيش پاي تو
جان مي دهم به بستر مرگم در آفتاب
مثل تن به خاک بيابان رهاي تو
بر روي سينه پيرهنت را گرفته ام
تا اينکه باز زنده شود ماجراي تو
گودال بود و ولوله ي نيزه دارها
گم بود بين هلهله هاشان صداي تو
گودال بود و پيرهن و نعل اسب ها
اي کاش بود خواهرت آنجا به جاي تو
چيزي براي ما ز تو باقي نذاشتند
تقسيم شد عمامه و خوود و رداي تو
من بودم و نظاره ي تاراج خيمه ها
در دست باد روسري بچه هاي تو
عباس چون نبود به سيلي سپرده شد
بوسه زدن به دخترک بينواي تو
@hosenih
جز آن شبي که دور شدم از تو در سفر
تو روي نيزه بودي و من پا به پاي تو
بر دامنم نيامدي آن شب دگر گذشت
اما حسين، کنج تنور است جاي تو؟
يادم نرفته سنگ لب پشت بام بود
پاداش هر کسي که بپا کرد عزاي تو
يادم نرفته وقت تلاوت نمودنت
شد خنده ها جواب صداي رساي تو
ما را مدام خارجي آنجا صدا زدند
اي غيرت خدا همه عالم فداي تو
تا رفع اتهام کني از حريم خويش
با آيه هاي سرخ بر آمد نداي تو
@hosenih
اما يزيد حرف تو را زود قطع کرد
با خيزران مقابل طشت طلاي تو
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_مدح_و_مصائب
#حسن_کردی
▶️
به شیعه آبرو داده وجود زینب کبری
یقین و صبر بوده تار و پود زینب کبری
اگر خالی ست جایش در کسا اما خدا پر کرد
نماد پنج تن را در وجود زینب کبری
@hosenih
نه تنها زینت باباست بلکه زینت دنیاست
علی پیداست در حین شهود زینب کبری
پس از چشمان مادر_آن همیشه محرم حیدر_
غم از رخسار بابا می زدود زینب کبری
حسین از یاد ها می رفت و پرچم ها زمین می خورد
نبود از عشق ردی در نبود زینب کبری
@hosenih
کسی که هستی اش را داد تا که معجرش باشد
نمی داند قلم حد و حدود زینب کبری
شهادت خواستگاه کربلا بود و حسین اما
اسارت شد عروج بی فرود زینب کبری
اسارت رفت اما معنی اش ذلت نمی باشد
اسارت را خدا کرده صعود زینب کبری
@hosenih
چه محکم ما رایت الا جمیلا ضربه زد آنجا
به گوش دشمن کور و حسود زینب کبری
چنان کوهی که از طوفان نیاید خم بر ابرویش
حرم را تکیه گاه امن بوده زینب کبری
طنین خطبه اش را کوفه فهمیده است یعنی چه
هراسان شد دل شام از ورود زینب کبری
@hosenih
به اشک شرم می شوید به نی خورشید چشمش را
ببیند هر زمان چشم کبود زینب کبری
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_وفات
#موسی_علیمرادی
▶️
یک سال نیم مانده غمت در گلوی من
هر روز و شب تویی همه جا رو به روی من
در زیر آفتابم و تشنه شبیه تو
دنیا کشیده خنجر غم بر گلوی من
@hosenih
تصویر قتلگاه تو یادم نمی رود
یک بوسه از تنت شده بود آرزوی من
از خاطرات آن شب مقتل کنار تو
مانده هنوز لالۀ سرخی به روی من
یک لحظه چوب محمل و پیشانی ام شکست
تا رفت روی نیزه سرت پیش روی من
قاریِ روی نیزه شدی تا حواس ها
آید به سوی نیزه، نیاید به سوی من
@hosenih
سنگین ترین غمم غم دفن سه ساله بود
او رفت و رفت پیش شما آبروی من
بشکن سفال عمر مرا تا نفس کشم
دیگر بس است بادۀ غم در سبوی من
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_وفات
#مهدی_رحیمی
▶️
بس که با خود ماتم از کرب و بلا برداشته
بوی غصه کوچه های شام را برداشته
این دوتا تا عرش بالا رفته که گلدسته نیست
زینب است و دست های بر دعا برداشته
@hosenih
در حقیقت چهره ی آیینه ی کرب و بلا
با وفور اشک های خود جلا برداشته
کوچه و محراب و خون تشت را دیده، ولی
چون عمود نیزه را دیده ست تا برداشته
گوییا بر چهره ی زینب زده آن بی حیا
خیزران را وقتی از تشت طلا برداشته
@hosenih
طاقتش دیگر شبیه سالهای پیش نیست
غصه های خویش را از هم جدا برداشته
پهن کرده دور بستر گریه ی یک عمر را
کوله باری را که از کرب و بلا برداشته
تا همین اندازه می گویم که کوه اهل بیت
چند وقتی می شود با خود عصا برداشته
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_وفات
#قاسم_نعمتی
▶️
حسین خواهر تو بر غمت دچار شده
دلم هوای تو کرده که بی قرار شده
تمام موی سرم ، پینه های دستانم
خودت بیا و ببین که چه گریه دار شده
@hosenih
مگر نگفتم عزیزم که بی تو می میرم
همیشه قاتل عاشق غم نگار شده
در احتضار کنار تمامتان بودم
برس به داد دلم وقت احتضار شده
اگر تو کشته ی اشکی دو دیده ی تر من
برای روضه ی تو سفره دار شده
ز خاطرم نرود خاطرات کرببلا
دوباره دور و بر من پر از غبار شده
به روی چادر من جای پای قاتل توست
لگد به روی لگد بر تنم نثار شده
دم غروب به آتش گرفته ای گفتم
بدو عزیز دلم موقع فرار شده
میان آن همه نامحرمان خودت دیدی
چگونه خواهری بر ناقه ها سوار شده
@hosenih
سر تورا سر بازار بس که رقصاندند
گلوی خشک تو دیدم که تار تار شده
زنان کوفه همه سنگ باز قهارند
چقدر راس تو با سنگها شکار شده
رباب موی سرش کند و داد زد زینب
ببین سر پسرم سهم نیزه دار شده
@hosenih
میان بزم شراب آمدم به دنبالت
یکی به طعنه صدا زد ببین چه خار شده
حرامزاده ای از دختران کنیزی خواست
از آن به بعد سکینه گلایه دار شده
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_وفات
#مهدی_رحیمی
▶️
پس از حسین چگونه حیات داشته باشد؟
چگونه در دل طوفان ثبات داشته باشد؟
کسی که کرببلا رو به چشم دیده و مانده
گمان نمی کنم اصلا وفات داشته باشد
@hosenih
به وقت مرگ نه ،حقش نبود زینب کبری
کنار خویش دو شاخه نبات داشته باشد؟
چه غم از اینکه کسی هم حرم نداشته باشد
کسی که معجزه در کائنات داشته باشد
قسم به عمه ی سادات می دهد همگی را
کسی که کار مهم با ذوات داشته باشد
@hosenih
دمشق جمع پریشان کربلا و بقیع است
اگر چه فاصله با این نقاط داشته باشد
وزیده پرچم ارباب رو به سوی دمشقش
به خواهرش همه جا التفات داشته باشد
رقیه تا که نخواهد از عمه مشک عمو را
مباد سوریه رود فرات داشته باشد
@hosenih
قسم به اشک رباب و قسم به گوش سه ساله
زیارت تو دوتا احتیاط داشته باشد
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_وفات
#محسن_عرب_خالقی
▶️
همه رفتند و من جا ماندم اي دوست
ز بخت بد به دنيا ماندم اي دوست
@hosenih
چرا رفتي مرا با خود نبردي
ببين بعد از تو تنها ماندم اي دوست
⏭
ببين از داغ تو خيلي شكستم
شكستم كه چنين از پا نشستم
@hosenih
شكسته دشمنت از بس دلم را
چنان گشتم كه نشناسي كه هستم
⏭
به يادت در نواي آب آبم
چنان تو زير تيغ آفتابم
@hosenih
تو راحت خفته اي در خانه ي قبر
ولي من از غمت خانه خرابم
⏭
لباس تو در آغوشم برادر
صدايت مانده در گوشم برادر
@hosenih
تو ماندي بي كفن بر خاك صحرا
چگونه من كفن پوشم برادر
⏭
ببين در ديده سوي ديدنم نيست
توان دادن جان در تنم نيست
@hosenih
چنان آبم نموده آتش تو
گمانم جسم در پيراهنم نيست
⏭
من وكابوس شمشير و تن تو
تماشاي به غارت رفتن تو
@hosenih
تو را سر نيزه ها بردند و مانده
براي من فقط پيراهن تو
⏭
سراسر نيزه ميبينم به خوابم
سر و سرنيزه ميبينم به خوابم
@hosenih
همين كه پلك بر هم مي گذارم
تو را بر نيزه ميبينم به خوابم
⏭
دلم هر روز سوي نيزه ميرفت
كه خونت در گلوي نيزه ميرفت
@hosenih
چه مي شد مثل سرهاي شهيدان
سر من هم به روي نيزه ميرفت
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_وفات
#مهدی_رحیمی
▶️
بس که با خود ماتم از کرب و بلا برداشته
بوی غصه کوچه های شام را برداشته
این دوتا تا عرش بالا رفته که گلدسته نیست
زینب است و دست های بر دعا برداشته
@hosenih
در حقیقت چهره ی آیینه ی کرب و بلا
با وفور اشک های خود جلا برداشته
کوچه و محراب و خون تشت را دیده، ولی
چون عمود نیزه را دیده ست تا برداشته
گوییا بر چهره ی زینب زده آن بی حیا
خیزران را وقتی از تشت طلا برداشته
@hosenih
طاقتش دیگر شبیه سالهای پیش نیست
غصه های خویش را از هم جدا برداشته
پهن کرده دور بستر گریه ی یک عمر را
کوله باری را که از کرب و بلا برداشته
تا همین اندازه می گویم که کوه اهل بیت
چند وقتی می شود با خود عصا برداشته
⏹
© کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih