eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ آرامش حقيقی چشم انتظارها صبری بده به سينه ی ما بی قرارها اين جمعه هم نيامدی آقا سر قرار پايان نمی دهی به قرار و مدارها @hosenih اين امتحان ماست كه با سختی فراق سنجيده می شوند تمام عيارها ما دل شكسته ايم و دلت را شكسته ايم شرمنده ايم از غم اين انكسارها يک ماه و نيم مانده كه آماده ام كنی ای مقتدای هرشب شب زنده دارها @hosenih دنيای ما پر است از آمال و آرزو آقا نجاتمان بده از اين حصارها اما سرشت ما همه از خاک كربلاست آقا عنايتی به حسينی تبارها امشب دوباره در طلب زينبيه ايم پروازمان بده به سوی همجوارها @hosenih (از ما مدافعان حرم انتخاب كن) ما را بده لياقت آن سر به دارها ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ گفته بودم كه دير يا زود از راه مي آيي و مرا با خود بعد يك سال و نيم خون گريه ميبري تا وصال خود، تا خود @hosenih چقدر چشم من به راهت بود صبح و شب نامتان به روي لب امدي و خوش آمدي اما دير كردي و پير شد زينب @hosenih نه درست است،اشتباهي نيست چهره ام يك كمي فقط آخر... نه كه يك سال و نيم كم باشد بي تو چل سال رفته بر خواهر @hosenih خب بيا بگذريم وقتش نيست يك كمي از خودت بگو آقا خودتان شرح مي دهي يا من روضه را باز تر كنم حالا @hosenih تشنه لب لحظه هاي آخر را از دم آخر تو مي گويم سرِ زينب فدات،دلدار از رنج هاي سرِ تو مي گويم: @hosenih زخم زير گلو؟ نه طاقت نيست قلب و تيرِ سه شعبه؟ اصلآ نيست سنگ و شمشير سختيش مثلِ لحظه هاي به نيزه رفتن نيست @hosenih آسمان ريخت بر سرم وقتي صوت تكبير در هوا مي رفت جلوي چشم را نمي ديدم آفتابم به نيزه ها مي رفت @hosenih روزِ تشييع پيكرت در دشت پسرت بود و بوريا هم بود بدنت را به قبر وقتي چيد قطعه هايي ز پيكرت كم بود @hosenih كوفه بود و جواب خوبي ها كوفه بود و تلافيِ مردم پشت بام و هنرنمايي با سرِ تو سنگ بافيِ مردم @hosenih تو براي خودت سري بودي روي ني استوار و پا بر جا هر زمانم ز نيزه افتادي مي شدي تو دوباره از سر جا @hosenih آفتابم به خواب خود هرگز سايه ام را نديده بود اما روز محمل سواري ام در شهر زينبت بي نقاب بود آنجا @hosenih نفسِ آخرم رسيد و من چشم هايم به سمت آمدنت يادگاريِ تو به روي قلب مي گذارم دوباره پيرهنت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ تو می روی و تمامِ تو پابرجاست در کوفه و شام، گامِ تو پابرجاست @hosenih تو وارثِ درد،گرچه بودی زینب! صبرِ علوی به نامِ تو پابرجاست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ نور زهرا مآب، یا زینب بنتِ آُمُّ الکتاب، یا زینب پرچم انقلاب، یا زینب جلوه ی بوتراب، یا زینب السلام ای عقیله ی حیدر ذوالفقارِ قبیله ی حیدر @hosenih زینب، ای ستر آستان حرم بعد عباس، پاسبان حرم دژ مستحکم میان حرم ای فدایت مدافعانِ حرم تا که سردارتان سلیمانی است کار داعش فقط پشیمانی است @hosenih نُه فلک، سوگوارِ تو بی بی آسمان، اشکبار تو بی بی قلب ها، داغدار تو بی بی اجل آمد کنار تو، بی بی عرش را دیده ارغوانی کن با اجل نیز روضه خوانی کن @hosenih اجل ای مرهمی به پیکر من التیام دل پر آذر من بنشین اندکی برابر من تا بگویم، چه آمده سر من شرح حالم، نگفته معلوم است در دلم، داغ پنج معصوم است @hosenih جدّ من تا که رفت، غم آمد غصه با من، قدم قدم آمد پشت در، شعله ی ستم آمد وای از آن دم که مادرم آمد پسِ در، مادرم ز پا افتاد او که جان داد مرتضا افتاد @hosenih ای اجل؛ پشت هم، بلا دیدم فرق منشقِ مرتضا دیدم پاره ی قلب مجتبی دیدم من امامی به کربلا دیدم قد کمان، سوخته، دریده جگر نیمه جان، پای پیکر اکبر @hosenih من غریبی شاه را دیدم سرور بی سپاه را دیدم به لبش ذکر « آه، آه» را دیدم گودیِ قتلگاه را دیدم عرش را دیده ام به خاک افتاد به روی خاک، چاک چاک افتاد @hosenih دیده ام شمر، خنجر آورده دشنه را روی حنجر آورده ناله ی عرش را در آورده چکمه را روی پیکر آورده مست شد با دوازده ضربت سر او را برید با سرعت @hosenih ای اجل، نوبت اسارت شد خیمه، بعد از حسین؛ غارت شد به زنان حرم جسارت شد غصه ی من، همین عبارت شد آی زینب، حرم شده غارت!! پس کجا رفته این علمدارت؟! @hosenih آه، از شام و آن همه آزار از گذار یهودِ بی مقدرار تنه خوردم از در و دیوار بنتِ زهرا و مجلس اغیار مست بودند و تاب می خوردند دور زینب، شراب می خوردند ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ آرامش حقيقی چشم انتظارها صبری بده به سينه ی ما بی قرارها اين جمعه هم نيامدی آقا سر قرار پايان نمی دهی به قرار و مدارها @hosenih اين امتحان ماست كه با سختی فراق سنجيده می شوند تمام عيارها ما دل شكسته ايم و دلت را شكسته ايم شرمنده ايم از غم اين انكسارها يک ماه و نيم مانده كه آماده ام كنی ای مقتدای هرشب شب زنده دارها @hosenih دنيای ما پر است از آمال و آرزو آقا نجاتمان بده از اين حصارها اما سرشت ما همه از خاک كربلاست آقا عنايتی به حسينی تبارها امشب دوباره در طلب زينبيه ايم پروازمان بده به سوی همجوارها @hosenih (از ما مدافعان حرم انتخاب كن) ما را بده لياقت آن سر به دارها ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ زینب ای نام آور اهل زمین و آسمان عمه صاحب زمان (2) خطبه هایت زلزله شد ریخت کاخ دشمنان عمه صاحب زمان(2) ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ کوفیان را که تو در کوفه تماشا کردی خطبه ها خواندی و الحق که تو غوغا کردی همه گفتن که حیدر به میان آمده است دشمنان پدرت را همه رسوا کردی @hosenih گفتی از حیله و نیرنگ همه کوردلان و تو حق را به همان معرکه افشا کردی لرزه ها بر بدن غاطبه ی شهر افتاد کوفه را صحنه ای از محشر کبری کردی با همان خطبه عجب جنگ نمایان کردی کمر هرچه حرامی تو ز قد تا کردی @hosenih جلوی چشم همه خنده به رویت کردند تو به چشم اسرا اشک خود اخفا کردی کوفیان خنده کنان هلهله برپا کردن مثل یک شیر عرب ولوله برپا کردی کمرت خم شد از آن اوج مصیبت بانو یادی از مادر خود حضرت زهرا کردی @hosenih کوفه یادآور مظلومیت حیدر بود یاد مظلومیت و غربت مولا کردی من نگویم که چه بر قاری قرآن کردند ناله و لعن خودت را تو به اعدا کردی و دریغا که در این کوفه دگر سقا نیست که تو او را ز حرم راهی دریا کردی @hosenih آخر قصه تو با غصه ی خود فهماندی صبر بر حادثه را بر همه معنا کردی ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ حرامی دید آشوب تو را چشم ترَت را نه تحمل میکنم اما وداعِ آخرت را نه لباست کهنه پیراهن٬ تحمل میکنم باشد ولی ای عشق غارت کردن انگشترت را نه @hosenih غریبی تو را شاید دهَم دست فراموشی هجوم و ازدحام شمرها دور و برت را نه فراموشم شود گاهی لبان تشنه ات اما به روی خاک های داغِ صحرا پیکرت را نه اسارت شاید از یادم رود! یک عمر باورکن؛ به دختر بچه ها طرز نگاه دخترت را نه @hosenih نبودی و به شهر شام بی انصاف ها بردند زنان خویش را در پرده اما خواهرت را نه بیادم هست گفتی: زینبم آسوده خاطر باش سرم را میدهم اما نخی از معجرت را نه! ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ حسین خواهر تو بر غمت دچار شده دلم هوای تو کرده که بی قرار شده تمام موی سرم ، پینه های دستانم خودت بیا و ببین که چه گریه دار شده @hosenih مگر نگفتم عزیزم که بی تو می میرم همیشه قاتل عاشق غم نگار شده در احتضار کنار تمامتان بودم برس به داد دلم وقت احتضار شده اگر تو کشته ی اشکی دو دیده ی تر من برای روضه ی تو سفره دار شده @hosenih ز خاطرم نرود خاطرات کرببلا دوباره دور و بر من پر از غبار شده به روی چادر من جای پای قاتل توست لگد به روی لگد بر تنم نثار شده دم غروب به آتش گرفته ای گفتم بدو عزیز دلم موقع فرار شده @hosenih میان آن همه نامحرمان خودت دیدی چگونه خواهری بر ناقه ها سوار شده سر تورا سر بازار بس که رقصاندند گلوی خشک تو دیدم که تار تار شده زنان کوفه همه سنگ باز قهارند چقدر راس تو با سنگها شکار شده @hosenih رباب موی سرش کند و داد زد زینب ببین سر پسرم سهم نیزه دار شده میان بزم شراب آمدم به دنبالت یکی به طعنه صدا زد ببین چه خار شده حرامزاده ای از دختران کنیزی خواست از آن به بعد سکینه گلایه دار شده ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ من زینبم، مریم دخیل چادرم شد در کسب رزق از آسمان ریزه خورم شد عمری فقیر بخشش دست پُرم شد خرج حمایت از ولی هر عنصرم شد گرچه ز نسل یاسم و حساس هستم در معرکه یک پارچه عباس هستم @hosenih من زیبنم، اسطوره ی سوز و گدازم در نیمه شب ها عاشق راز و نیازم حاجت دهد حتی نخ چادر نمازم جوشن که می خوانم خدا با هر فرازم... ... می گوید این ناموس من فرزند زهراست فخر تمام کائنات و عرش بالاست @hosenih در راه عشق دلبرم زهرا ترینم هرچه بلا نازل شود از صابرینم زاکیه ام، معصومه ام، اهل یقینم من دختر حیدر امیرالمومنینم فکری برای دفع هر نیرنگ کردم با خطبه هایم مثل زهرا جنگ کردم @hosenih در شام و کوفه حرص دین خوردم برادر کعب نی از شمر لعین خوردم برادر از بام، سنگ آتشین خوردم برادر با دست بسته بر زمین خوردم برادر در هر کجا خوردم زمین، با اشک و با آه زیر کتک گفتم فقط الحمدلله @hosenih اصلا که گفته کوچه ی اشرار رفتم بی معجر و بی پوشیه بازار رفتم باور نکن در مجلس اغیار رفتم دیدی اگر در بزم مِی ناچار رفتم... ...می خواستم تا جامه ات را پس بگیرم می خواستم عمامه ات را پس بگیرم @hosenih از بس که اهل غفلت و دنیا پرستند این قوم با اوصاف ما بیگانه هستند یک روز رأست را روی نیزه شکستند روزی دگر نامردها بر شاخه بستند خیلی برایت گریه کردم با رقیه لعنت بر این دل سنگی آل امیه @hosenih طفلک رقیه پلک و ابرویش شکسته سنجاقِ سر در لای گیسویش شکسته اصلا خبر داری که بازویش شکسته با ضرب پای زجر، پهلویش شکسته از هر طرف پا می شود آخر می افتد دستش شکسته غالبا با سر می افتد @hosenih سایه نشسته بر تنش مانند مادر شد باغ لاله دامنش مانند مادر خونی شده پیراهنش مانند مادر شد نیمه کاره، دیدنش مانند مادر بار سفر بسته پرستو زار و خسته کنج خرابه ساکت و تنها نشسته @hosenih خیلی خسارت بین شهر شام دیدیم معنای غربت بین شهر شام دیدیم صدها مصیبت بین شهر شام‌ دیدیم ما هتک حرمت بین شهر شام دیدیم خیلی عوض شد قد و بالای رشیدم از بس مصیبت های سنگینی چشیدم ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم حجت الاسلام ▶️ مادر گریه! مادر غم ها! جان از غصه آمده بر لب! روضه دار شبانه روز حسین! السلام علیکِ یا زینب! چشم های تو از نجابت و نور، چشم های تو جنس باران است گریه های زیاد آبت کرد، بس که زخم دلت فراوان است @hosenih بین بستر که روضه میخوانی، وسط گریه میروی از حال وسط روضه ی در و دیوار، وسط روضه ی سر و گودال رو به کرببلا بکن بانو، لحظه های وداع سنگین است درد دل کن تو با برادر خود، روضه بی شک دلیلِ تسکین است * خاطرم مانده ای برادر من، زلف هایت به چنگ گرگ افتاد گره در بین زلف تو می خورد، روی سینه نشست یک صیاد @hosenih حرمتت را حرامیان بردند، غارت پیکر تو یادم هست دست و پا می زدی مقابل من، شمر بالا سر تو یادم هست نیزه ای میخ را به یاد انداخت، ناله ی مادر تو درآمد آن قدر سعی کرد خواهر تا، نیزه از پیکر تو در آمد ازتو سر ولی زخواهرتو ،پیش چشمت غرور میبردند دل من را که خوب سوزاندند، سر تو تا تنور می بردند ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ همه جا غم نصیب زینب شد درد و ماتم نصیب زینب شد تا رود پرچم حسین به عرش قامتی خم نصیب زینب شد @hosenih گویی از جنگ تن به تن برگشت با همان پاره پیرهن برگشت شیرزن بود رفت کرب و بلا ولی انگار پیرزن برگشت @hosenih ماه از اوج آسمان افتاد وسط راه نیمه جان افتاد سایه اش را کسی ندید ولی بر سرش سایه سنان افتاد @hosenih برده انگار نی ، نوایش را غصه خم کرده شانه هایش را آن که در کوچه ها ابلفضلش پاک میکرد رد پایش را @hosenih حال با زجر هم قدم شده است سهم زینب دوباره غم شده است وسط راه یک نفر انگار از اسیران دوباره کم شده است @hosenih ما نمردیم باز غم برسد پای ناکَس به این حرم برسد وای بر حالشان در آن روزی که علمدار با علم برسد @hosenih ما ز نسل کیان و فیروزیم پای این درس دانش آموزیم از دعاهای مادرش زهراست که میان نبرد پیروزیم ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih