eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ خلق عالم تشنه ی یک جرعه احسان رباب هفتم ماه عزا هستیم مهمان رباب مادر باب الحوائج حاجتم را می دهد دردمندم لاجرم دستم به دامان رباب در حقیقت هر که دارد اشنایی با حسین هست در یوم الحساب از اشنایان رباب هرکجاحرف از وفاداری شود پیش از همه میدرخشد در غزل نام درخشان رباب به همه ثابت شده اصلا گره خورده بهم بی گمان جان علی اصغر و جان رباب دل به دریای بلا زد بی عصا روز دهم پیش چشمان همه موسی بن عمران رباب نور چشمش کرده روشن پهنه ی افاق را روی دستان پدر خورشید تابان رباب دل هلاک ناله ی حاج اصغر زنجانی اش میدهد ما را به کشتن مرثیه خوان رباب گریه ی ما را در اورده ست طرز گریه اش ما پریشانیم از اول پریشان رباب نه فقط ما گریه بر حال خرابش کرده ایم بین میدان و حرم آقاست گریان رباب به محرم رنگ و بوی دیگری بخشیده است ناله و سوز دل و حزن دوچندان رباب از دعای خیر این بانو و لطف همسرش سالها هستیم مداح علی اصغرش @hosenih می شویم امشب دخیل محضر شش ماهه ای چشم مان بر دست حاتم پرور شش ماهه ای رزق مان را میدهد هرشب علی اصغر به ما شد کفیل عاشقان نان آور شش ماهه ای در بزرگی کم ندارد از برادر بی گمان جان به قربان علی اکبر شش ماهه ای نور وجه اللهی اش ما را مسلمان کرده است اهل ایمانیم با پیغمبر شش ماهه ای ظاهرا گهواره اما باطنا گهواره اش دارد اینجا حکم سنگر ؛ سنگر شش ماهه ای تا بخواند خطبه ای روشنگرانه میشود دست سالار شهیدان منبر شش ماهه ای گریه اش باشد رجز قنداقه اش باشد زره میرسد در معرکه شیر نر شش ماهه ای لرزه افتاده به جان دشمنان از شوکتش فتح خیبر کرده گویا حیدر شش ماهه ای اسمان هم میبرد فرمان از او ؛ چشم فلک در زمین دیگر ندیده رهبر شش ماهه ای من شب هفت محرم روضه میخوانم فقط از لب خشکیده و چشم تر شش ماهه ای تا سپیدی گلویش را نشان هم دهند پر شود از حرمله دور و بر شش ماهه ای بسکه شش دنگ حواسش را به تیرش میدهد حرمله می پاشد از هم حنجر شش ماهه ای در میان قاب دستان پدر پیدا شود آه تصویر گلوی پرپر شش ماهه ای در امان است از هجوم اسب های تند و تیز بر زمین وقتی بماند پیکر شش ماهه ای ؟ روضه های بی کلام کربلا تا شام هست گریه های بی امان مادر شش ماهه ای تا بسوزاند دل اهل حرم را میشود حرمله سرگرم بازی با سر شش ماهه ای شب شب باب الحوائج هست اما میزنم من گریزم را به طفل دیگر شش ماهه ای پشت در هم مادری مضطر شد و بی تاب شد از مدینه کودک شش ماهه کشتن باب شد ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ سنگینی هجران دلم را می‌فشارد وقتش شده اشکم چنان باران ببارد @hosenih سهمم فراق است و فراق است وفراق است تقویم، دائم فصل هجران می‌شمارد به زائری که با خودش جان مرا برد گفتم برایم ذره ای تربت بیارد چیزی نمی خواهم از آقایم همینکه در روضه راهم داده منّت می‌گذارد در آخرت لبخند می چیند یقیناً هر کس که بذر گریه در دنیا بکارد گفتند اشکم مرهم زخم حسین است ای کاش چشمم تا دَم مرگم ببارد @hosenih از کودکی که روضه هایش را شنیدم بیزارم از اسبی که نعل تازه دارد... ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم حجت الاسلام ▶️ او آب را به دست خودش آفریده است دریا عقیق سرخ لبش را مکیده است روشن ترین دعای قنوت حسین شد نوری که از گلوی سپیدش دمیده است @hosenih حتی فرات حق لبش را ادا نکرد غیر از سه شعبه ای که نوکش آب دیده است تیر از میان آن همه مضمون گریه دار معنای نازک گلویش را گزیده است طفلی هنوز راه نیفتاده است ... آه خون با شتاب بر رخ پاکش دویده است وقت تلظی لب او آب می شود دریا؛ که منت از برهوتی کشیده است تشییع پیکرش به عبا احتیاج داشت مانند پیکری که بریده بریده است او رفت و آب خوردن مادر عذاب شد جرعه به جرعه طعم عطش را چشیده است از آسمان حنجر زخمی و تشنه اش بر خاک عرش، خون گلویش چکیده است @hosenih قطعاً که گاهواره او عرش کبریاست درصحن سینه ی پدرش آرمیده است چاووش نیزه ای شده لالایی رباب حالا که طفل تشنه به دستش رسیده است ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ در زیرِ آفتاب ببین سوختی رُباب خیره مَشو به آب ببین سوختی رُباب شرمنده‌ام کنارِ تو از رویِ مادرم شرمنده‌ات شدیم عروسِ برادرم @hosenih خود را کمر خمیده بر این راه میکِشی مویت سفید شد چقدر آه میکِشی دیدی به رویِ نیزه علی تاب می‌خورَد گفتی که نیزه‌دار چه بَد آب می‌خورَد هنگام استراحتِ این نیزه دارها آرام میروی سویِ آن نیزه بارها در زیر آفتاب ببین سوختی رُباب یک لحظه هم بخواب ببین سوختی رُباب تاول زده است رویِ تو ای خاک بر سرم شرمنده‌ات شُدیم عروسِ برادرم خار است خارِ غربت صحرا به دامنت هِی تا مَکُن لباسِ علی را به دامنت پلکت که ریخت گریه به پیراهنش مَکُن در خاطرت لباس علی را تنش مکن در خواب ناله‌ات : گل دامان من کجاست از خواب می‌پَری که علی جان من کجاست یک جرعه آب تکه‌ی نانی عروس ما پیرم مکن هنوز جوانی عروسِ ما نجوا مکن خزانزده‌ام غنچه‌ام کجاست من تازه مادرم چه کنم بچه‌ام کجاست @hosenih بر رویِ نیزه رویِ علی را نشان نده در بین شانه مویِ علی را نشان نده شد خانه‌ام خراب بُرو سوختی رُباب از زیرِ آفتاب بُرو سوختی رُباب ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم حجت الاسلام ▶️ جان به پیکر داشت وقتی مشک ها جان داشتند کاش می شد ابرها آن روز باران داشتند کاش می شد قطره ی آبی به خیمه می رسید آب ها هم کاش که حرّ پشیمان داشتند @hosenih آب باعث شد که مردی آب شد پیش همه آب ها از شمر گویا اذن میدان داشتند کودکی آرام شد با لای لای تیرها بعد از آن گهواره ها خواب پریشان داشتند سوره ی کوچک که روی دست بابا ذبح شد مجلس مرثیه ای آیات قرآن داشتند بند قلب آسمانی ها به مویی بند بود بر نخ قنداقه اش از بس که ایمان داشتند چون خدای کعبه بود و لایق تسبیح بود آن که را زیر عبای عرش پنهان داشتند @hosenih هیچ داغی مثل داغ کودک شش ماهه نیست اهل بیت از حرمله بغض دو چندان داشتند نیزه ها در پشت خیمه خاک بر سر ریختند ماه های روی نیزه چشم گریان داشتند ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ نبار بارون که من بارونم امشب پریشونم ، پریشون خونم امشب بیا آقا بیا دورت بگردم به دنبالِ تو سرگردونم امشب تو این روضه گرفته ریشم آقا بیا اینجا کمی اَبری‌شَم آقا یکم از تشنگی تو سهم من کن بخون روضه بزن آتیشم اقا @hosenih ببین ساز فراقت کوک کوکه غم تو حاصلش سیروسلوکه اگه می دیدمت می دیدم ازغم روپیشونیت پراز چین وچروکه من و تو این عزاها طاهرم کن رسیدم جان زهرا طاهرم کن بزاردعاشق بشم از تو بخونم منو مانندِ باباطاهرم کن @hosenih بزار از درد تنهایی بخونم از این صبر و شکیبایی بخونم گمونم پیش گهواره نشستی بزار امشب که لالایی بخونم اگه عباس هم بازوش زمین خورد اگه باضربه‌ای اَبروش زمین خورد اینا سخته ولی نه سختر از این که آقام رو زد اما روش زمین خورد ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم‌ الله الرحمن الرحیم ▶️ پرپر زد و پریشان گردید و رفت از حال بر روی دستِ بابا خندید و رفت از حال قلبش تکان تکان خورد و جایِ جرعه ای آب؛ تیری به حنجرش خورد! ترسید و رفت از حال @hosenih قنداقه غرق خون شد! پس ناتوان و آرام... بر دورِ لب، زبانش چرخید و رفت از حال بابا چه بغض کرد و از گوش تا به گوشَش- -را با لبانِ لرزان، بوسید و رفت از حال با چشم نیمه بازش یکریز پلک میزد یکریز دست و پایش لرزید و رفت از حال @hosenih شش ماهه بود و بابا برداشت از گلو خون بر آسمانِ هفتم پاشید و رفت از حال گهواره کنج خیمه؛ بیتاب تاب میخورد مادر دو دستِ خود را بویید و رفت از حال! ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
4_5922287493436147759.mp3
زمان: حجم: 15.53M
🔰 🔰 🌴صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین(ع) 🌴 🏴 روضه محرم 🏴 حجت الاسلام محرم ۹۹ https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
👆👆👆👆👆👆👆👆👆👆 مادحین گرامی، پیشنهاد می کنیم حتما قبل از مراسم امشب، این فایل ۱۱ دقیقه ای را گوش دهید.
زائرین محترم حسینیه 🏴با عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله(ع) 🔸برای دسترسی بهتر به اشعار شهادت حضرت علی اصغر (ع)، های زیر را لمس نمایید. 🔸 🔸 🔸 🔹 🔹 🔹 🔹 لازم به ذکر است: ان شاءالله اشعار شب هشتم محرم، امشب منتشر خواهد شد. التماس دعا © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم حجت الاسلام ▶️ سلام! صبح تجلی خاندان حسین! سلام! روشنی چشم مهربان حسین! بدون نور تو خورشید محتضر شده است پس از تو تیره شود رنگ آسمان حسین @hosenih برای اینکه تجلی کنی به نام شهید چه پیر کرده پدر را غمت، جوان حسین تو از حسینی و سوی حسین بازآیی که بازگشت تو باشد به آستان حسین بنوش جرعه به جرعه جراحت از لب تیغ بیا و جام عطش نوش، از دهان حسین تو را بریده بریده صدا زده پدرت چه خوب شرح نموده تو را زبان حسین کنار حائر تو آسمان نشسته به خاک کنار تو به زمین خورده زانوان حسین @hosenih در این عبا جگر پاره پاره حسن است که روی هم همگی میشوند جان حسین اجازه‌ای بده تا بر حسین سجده بریم که از گلوی تو جاری شده اذان حسین ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم حجت الاسلام ▶️ گرفته دست های خیمه دامان جوانش را علی که می رود پس خیمه داد از دست جانش را پسر طاقت ندارد تا ببیند اشک بابا را پدر طاقت ندارد رفتن سرو روانش را @hosenih نوای العطش از عمق جان علقمه برخاست میان کام بابا می گذارد تا زبانش را عنان مرکبش رفت از کف روح الامین حالا به دست نیزه بخشیده است انگاری عنانش را ضریح جونش را بوسه می زد زخم پشت زخم قرق کرده است نیزه صحن سبزآستانش را پدر بی تاب چون ابر بهاری ،اشک می ریزد به چشم خویش دیده برگ ریزان خزانش را پدر از چشم هایش پیش او در نجف می ریخت بشوید تا عقیق سرخ اطراف دهانش را @hosenih پدرصورت به صورت می گذارد ،روضه می خواند پسر هم می دهد دق ذره ذره روضه خوانش را اذان ظهر معمولا مناره اشک می ریزد به روی نیزه وقتی سردهد اکبر اذانش را ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e