🍃زائرین محترم #حسینیه
✔️به لطف و مدد حضرت سیدالشهدا(ع)
📎در آسـتـانـهٔ ایام اربعین حسینی(ع) ، کانال تخصصیِ تک بیتی، دوبیتی و رباعی حسینیه راه اندازی شد.
به ما بپیوندید 👇👇
https://eitaa.com/joinchat/2489122881Cc0f48f2cd4
https://eitaa.com/joinchat/2489122881Cc0f48f2cd4
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_اربعین
#علی_بیرقدار
▶️
بوی غم آید این حوالی ها
آمدند عاشقان نور دو عین
زائران شهید کرب و بلا
غصه داران اربعین حسین
آسمان دو چشمشان ابری
دلشان پر زشور و شین شده
ذکر لب های پرحرارتشان
نغمه ی یاحسین حسین شده
آهی از دل کشید زینب و گفت:
السلام ای شهید عاشورا
کشته ی اشک، تشنه جان داده
السلام ای امام بی سر ها
@hosenih
گفت زینب که ای برادر من
رحمت واسع خدای ودود
بعد داغ و مصیبتت دیگر
روز خوش بهر خواهر تو نبود
خاطرت هست بین آن گودال
دست و پا می زدی برادر من
بر روی سینه تو بنْشست و
می زدت شمر در برابر من
دیدم از روی غیظ دشمن ها
گرد تو ای حسین حلقه زدند
بی حیا های شهر کوفه و شام
بر تنت سنگ و تیر و نیزه زدند
چه بگویم ز غصه های دلم
بعد تو خیمه ها که غارت شد
روزی تو شهادت و امّا
قسمت زینبت اسارت شد
خاطرت هست آمدم مقتل
بوسه از حنجرت گرفتم و بعد
با تن بی سرت وداع کردم
پیکرت بر خدا سپردم و بعد
داغدیده زنان و فرزندان
روی مرکب سوار کردم من
اولین دفعه بود در عمرم
سفری بی حسین رفتم من
از مصیبات شهر کوفه نگو
زخم های زبان ابن زیاد
گریه ی دختران آل رسول
خنده ی ظالمان بی بنیاد
خطبه خواندم به صوت حیدری ام
همه محو کلام من بودند
گریه کن های پای منبر من
همه از جمله مرد و زن بودند
بگذرم از مصیبت کوفه
راهی شام پر بلا گشتیم
چه بگویم ز کوچه و بازار
بی تو آخر که تا کجا رفتیم
@hosenih
آه از آن لحظه ای که من دیدم
سر پاک تو را به طشت حسین
خواهرت پیر گشته از داغِ
خیزران و لب تو نور دو عین
یا اخاه از رقیه ات که نپرس
دل او در خرابه بس خون شد
تا سرت را مقابل خود دید
طفلی از ماتمت دگرگون شد
بس که از دوری پدر نالید
آب گشت و خراب و ویران شد
گریه ها کرد در خرابه و بعد
آهی از دل کشید و بی جان شد
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_اربعین
#جواد_کریم_زاده
▶️
اما هوای شور عزا در قلم گرفت
از غم قلم به دوش نوایش علم گرفت
شب تا سحر قلم ز لبش ناله می چکید
عطر حسین از لب آلاله می چکید
شاعر سرود مثنوی و شرح قصه را
اما قلم نگاشت غم و درد و غصه را
بر صفحه زد شرر ز غم و آه جان گداز
از سینه اش گشود به یکباره عقده باز
با ناله گفت که این چه غم و آه و ماتم است
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
یک اربعین جهان همه در آه و غم گذشت
بر اهل بیت و آل پیمبر ستم گذشت
گرچه حرارت قلم و صفحه پر تب است
اما تمام غم به دل و قلب زینب است
@hosenih
گفتم قلم بیا مدد دست خسته باش
راوی راه قافله ی دل شکسته باش
زینب رسید کرب و بلا با نوای غم
بر خاک کربلا به دو صد نوحه زد علم
داغ حسین بعد چهل روز مبهم است
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
زینب به سینه اش به جز از آه و درد نیست
حتی به شاخ خشک دلش برگ زرد نیست
این داغ بی کسی نفسش را بریده است
هجده سر بریده به نی گو که دیده است
بر نیزه ای عجب سر سالار زینب است
بر نیزه ای سری ز علمدار زینب است
بر نیزه ای دگر سر پر خون اکبر است
حتی به نیزه ای سر شش ماهه اصغر است
بر نیزه ای دگر سر گلگون قاسم است
سر های دیگر از بدن آل هاشم است
از کربلا به کوفه و از کوفه تا به شام
دیدم به روی نیزه سر پاک تو مدام
از آن دمی که راهی راه سفر شدم
با دست بسته بهر یتیمان سپر شدم
بودش مدام غافله در شور و ولوله
سویی سنان و شمر و دگر سوی حرمله
آنها سوار مرکب و با تازیانه ها
از کینه می زدند به سر ها و شانه ها
شلاق و تازیانه و بی گاه کعب نی
این هتک حرمت و ستم و ظلم تا به کی
آه از سوار ناقه ی در بین قافله
سجاد بود و غل بُد و زنجیر و سلسله
دیدم سری به نیزه بلند است در برم
سالار و سرورم تو بُدی در برابرم
دیدم نمی رسد به تو دستم برادرم
از داغ تو به چوبه ی محمل زدم سرم
دیدم به تشت زر سر پر خونت ای حسین
دیدم ملائک اند ز داغت به شور و شین
آه از دمی که زد به لبت چوب خیزران
آه از دمی که چوب مکرر بزد بر آن
رازی بود در این که چرا قد خمیده ام
یک اربعین ز داغ تو اندوه دیده ام
هر چند گفته ام ، بُود این قصه نا تمام
ای وای از مصائب پُر درد شهر شام
این ها که گفته ام سر سوزن ز غم نبود
نزد جفای شامی و آزارِ از یهود
دیدم که طبل خاتمه ی جنگ می زنند
اما دوباره بر سر ما سنگ می زنند
بنگر که بی حیایی آنان چه کرده بود
آنجا که رفت قافله بازار برده بود
@hosenih
دیدم یزید و کاخ ستم را خرابه را
دیگر چگونه شرح دهم عمق ماجرا
آورده ام به هم ره خود خیل ناله را
شرمنده ام مگیر سراغ سه ساله را
ظلمی که شد ز کینه ی آل امیه است
جا مانده ام حسین سه ساله رقیه است
شرمنده ام ز روی تو خورشید تابناک
کنج خرابه ماه سپردم به دست خاک
اما حسین من و جگر گوشه ی بتول
از کربلا روم به سوی روضه ی رسول
سوغات من ز کرب و بلا پیرهن بُود
پیراهن حسین شه بی کفن بُود
سوغات دیگری که به مام قمر برم
بر مادر ادب ز قمر یک سپر برم
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
بارش باران🌧
#امام_حسین_ع_مناجات_اربعین
#عادل_حسین_قربان
▶️
نشسته است به روی تنِ زمین، باران
چه دلرباست! چه غوغا! چه دلنشین! باران
هوا، هوای سرودن، هوای بیتابیست
طلوعِ عشق چه زیباست! با همین باران
@hosenih
ببار روشن و زیبا! ببار پاک و روان!
که دوست دارمت ای نازنینترین! باران
بشوی! هرچه پلیدی نشسته بر عالم
هزار بار، به تو پاک!، آفرین، باران
@hosenih
نسیمِ رحمتِ حق بیحساب میبخشد
کشیده دستِ محبت به نادمین، باران
**
و باز روی دلم، عکسِ ماه، میافتد
و باز کربوبلا، عشق، اربعین، باران
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_اربعین
#مرضیه_عاطفی
▶️
تو ماندی و صحرا، چهل روزِ پیش
غریبانه! تنها...چهل روزِ پیش
تو را با تنی خفته در خاک و خون
سپردم به صحرا، چهل روزِ پیش
@hosenih
زمین بر سر و سینه زد! گریه کرد
برای تو دریا، چهل روزِ پیش
نبودی و بستند دست مرا
به زنجیرِ غم ها، چهل روزِ پیش
ببین که شکسته مرا داغ تو
جوان بودم امّا چهل روزِ پیش
زمین خوردی و بود دور و برت
چه جنجال و دعوا، چهل روزِ پیش
رقم خورد با کینۂ حرمله
تمام بلایا، چهل روزِ پیش
به تو نیزه زد شمر و بعدش گذاشت
به روی تنت پا...چهل روزِ پیش
@hosenih
خودم دیدم آبت نداد و برید
سرت را همین جا، چهل روزِ پیش
سرت را که نه! بلکه بر نیزه زد
دلِ زینبت را، چهل روزِ پیش!
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_حسین_ع_مناجات_اربعین
#برای_جامانده_ها
#حسین_صیامی
▶️
دلم گیر یه خواهشه بیصداس
نتونسته از غم رها شه هنوز
قفس میشه دنیا برای دلی
که بال و پرش بسته باشه هنوز
من اون قطره بودم که از بخت بد
سرازیر شد...روو به دریا نشد
من و قسمتی که گره خورده بود
من و کربلایی که امضا نشد
ازت خواستم...خواستم...خواستم
اگه میشه لطفا جوابی بده
نگو اشکهامو ندیدی... نگو
منم گریه کردم...خدا شاهده
گلایه نبود این یه درد دله
از این عاشق صاف و ساده حسین
همیشه روو لبهام اسم تواه
همین از سرم هم زیاده حسین
@hosenih
من اینجام...جا موندم از زائرات
ولی توو دلم اربعینی به پاس
من اینجام...اینجا ازت دور نیست
من اینجام... اینجا خودش کربلاس
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_حسین_ع_مناجات_اربعین
#رضا_قربانی
▶️
اربعین، عُشاق جان را نزد جانان می برند
سر برای پیش کش دربار سلطان می برند
هم سواره هم پیاده دل به جاده می زنند
آبرو از هرچه عذر و هرچه هجران می برند
مثل موسای کلیم الله تا وادیِ طور
پابرهنه می روند و سودِ چندان می برند
@hosenih
مرحبا به شیعیان و مردم اهل عراق
که همیشه در قمار عشق آسان می برند
اربعین به خانه هاشان در طریق کربلا
با زبانِ التماس و زور مهمان می برند
در تمام سال با نان جویی سر می کنند
خدمت زائر ولیکن مرغ بریان می برند
تربت و آب و غذای حضرتی که جای خود
خاک پای زائران را بهر درمان می برند
آب تاول های پای زائران هم برکت است
باغبان هاشان برای باغ هاشان می برند
پیر زن هایی که بی سرمایه و بی موکبند
بار زائر را به روی دوش با جان می برند
@hosenih
وای بر حال کسانی که برای زائران
کیسه می دوزند و از این ناحیه نان می برند
صبح محشر سمت آتش پیش چشمان همه
منکران این شعائر را پشیمان می برند
شمع می گِرید ولی خاکستر پروانه را
به غنیمت بادها شام غریبان می برند
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#امام_حسین_ع_مناجات_اربعین
#برای_جامانده_ها
#احسان_نرگسی
▶️
می نویسم شعر با نامِ خدای کربلا
می بَرَد دل را هوای دلربای کربلا
چند باری کربلا رفتم ولی نقل است که
فرق دارد اربعین حال و هوای کربلا
@hosenih
خوش به حال آن کسانی که پیاده،اربعین
از نجف رفتند تا صحن و سرای کربلا
کعبه هم با آن بزرگی و شکوهش بی گمان
بارها افتاده روی دست و پای کربلا
با همین چشمان خود دیدم مسلمان می شوند
کافران با دیدن ایوان طلای کربلا
@hosenih
مادرم آخر طلاهای خودش را داد و گفت:
پول آن خرجِ غمِ فرمانروای کربلا
باز هم جا مانده ام از قافله،امسال هم
می روم با مادرم مشهد به جای کربلا
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحیم
#حضرت_زینب_س_اربعین
#وحید_محمدی
▶️
خواهرت آمده در این صحرا
بعدِ یک اربعین ولی تنها
خیز و بین پیکر کبودم را
صورتم مثل مادرم زهرا
این چهل روز قوتمان غم شد
هرچه شد جرعه جرعه، کم کم شد
قامت خواهرت ببین خم شد
خواهرت کوه صبر و ماتم شد
@hosenih
لحظه های غروب یادم هست
بارش سنگ و چوب یادم هست
ناله های تو خوب یادم هست
به تنش پا نکوب ... یادم هست
تو زمین خوردی آسمان افتاد
از تنت نیزه ی سنان افتاد
خاتمت دست ساربان افتاد
شعله بر خیمه ی زنان افتاد
بین این مردمان خدا گم شد
عزت و احترام ما گم شد
دختری زیر دست و پا گم شد
پیکرت زیر نیزه ها گم شد
رمق از ذکر روی آن لب رفت
تن تو زیر سمّ مرکب رفت
روی آن جسمِ نامرتب رفت
چه به حال خراب زینب رفت
من بمیرم پر تو خاکی شد
صورت اطهر تو خاکی شد
بین مقتل سر تو خاکی شد
چادر خواهر تو خاکی شد
بعد از آن پیکر تو غارت شد
به زنان حرم جسارت شد
روزی مردها شهادت شد
قسمت بانوان اسارت شد
در میان حرامیان رفتیم
لاجَرَم، بین این و آن رفتیم
وسط بزم کوفیان رفتیم
سر بازار شامیان رفتیم
در شلوغی گذارمان افتاد
رنگ از روی دختران افتاد
معجرم دست این و آن افتاد
سر عباس از سنان افتاد
صحبت گوشواره شد بد شد
گوش ها پاره پاره شد بد شد
چشم ها پر ستاره شد بد شد
به زنانت اشاره شد بد شد
@hosenih
تا نگاهش به سوی آب افتاد
یاد شش ماهه اش رباب افتاد
دردهای من از حساب افتاد
گذرم مجلس شراب افتاد
نیمه شب پشت کاروان جا ماند
بارها زیر و دست و پاها ماند
سعی کردم برادر، امّا ماند
دخترت در خرابه تنها ماند
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحيم
#امام_حسین_ع_مناجات_اربعین
#برای_جامانده_ها
#یوسف_رحیمی
▶️
گفتا بنویس تا سحر، نامۀ عشق
با دیدۀ پُر ابر، سفرنامۀ عشق
ای چشم! ببار، فصل اشکافشانیست
ای اشک! فقط تویی گذرنامۀ عشق
اسپند و گلاب، آب و قرآن... رفتند
با پای پیاده زیر باران رفتند
جان از تن من رفت و تماشا کردم...
من ماندم و اشک و آه، یاران رفتند
@hosenih
عمریست که دلتنگ توأم میآیم
مولا! به غریبیات قسم میآیم
از صحن نجف دوباره انشاءالله
با پای پیاده تا حرم میآیم
با شوق تو زمزم دعایم جاریست
شور غم توست در صدایم جاریست
انگار به شوق هروله میآید
اشکی که به روی گونههایم جاریست
دلخونم از این فاصله، خواهم آمد
من همقدم قافله خواهم آمد
با یاد سهسالهای که جا ماند از راه
با پای پر از آبله خواهم آمد
از هر چه به غیر تو رها، میآییم
با عشق تو در شور و نوا میآییم
میآیی و پشت سرت انشاءالله
از صحن نجف به کربلا میآییم
عمریست به پرچم عزایت ای ماه
بستهست دخیل قلب من با هر آه
حالا منم و ضریح ششگوشۀ تو
صلیالله علیک یا ثارالله
صد شکر که دادی به حریمت راهم
من بندۀ روسیاه این درگاهم
با توشۀ اشک آمدم تا صحنت
لبخند رضایت تو را میخواهم
تاب و تب من از تو، توانم از تو
روشن شده چشم و دل و جانم از تو
فردا پُرم از حسرت این لحظه که باز
در صحن مطهرت بخوانم از تو
تنها نه من آوارهام اینجا امشب
آوارۀ تو هزارها جان بر لب
آرام و قرار از این نواحی رفته
آن روز که آواره شد اینجا زینب
دلتنگی و آشفتگیام را دیدند
مرهم به پر شکستهام بخشیدند
آن روز که آواره شد اینجا زینب
شهری به پریشانی او خندیدند
آورده هزار نالۀ نشکفته
یا برده قرار از دل آشفته
انگار نسیم کربلا همراه است
با رایحۀ گیسوی در خون خفته
@hosenih
در دیده که حسرت تماشا مانده
در سینه هزارها تمنا مانده
هنگام فراق است، فراقی جانکاه
من میروم اما دلم اینجا مانده
این دل شده هیأت اباعبدالله
آشفتۀ غربت اباعبدالله
یارب مچشان حرارت آتش را
بر زائر تربت اباعبدالله
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحيم
نوحه به سبک : نسیمی جانفزا می آید
#حضرت_زینب_س_اربعین
#محمود_ژوليده
▶️
دوباره دیده ها تر گشته
زینب از شام غم برگشته
یاحسین یاحسین یازینب
* * *
دوباره کربلا غوغا شد
ماتم زینب کبرا شد
خونجگر از این غم زهرا شد
ذکر او شد به هر روز و شب
یاحسین یاحسین یازینب
@hosenih
دلِ مجروح زینب خون است
سینه ی پر غمش محزون است
دگر صبر از توان بیرون است
قافله رسیده جان بر لب
یاحسین یاحسین یازینب
* * *
برادر مپرس از دردانه
که جان داد گوشه ی ویرانه
خرابه شد از او غمخانه
بلبلت فتاد از تاب و تب
یاحسین یاحسین یازینب
* * *
بدنهای مجروحِ طفلان
فتاده بر زمینِ سوزان
می وزد از این دلها طوفان
یاد شش ماهه ذکرِ هر لب
یاحسین یاحسین یازینب
* * *
در نوا ربابِ بیچاره
بیاد غارتِ گهواره
بیاد حلقِ پاره پاره
سرِ طفلش جدا از غبغب
یاحسین یاحسین یازینب
@hosenih
فضای علقمه درهم شد
سکینه نوحه اش این دم شد
عموجان قدّ عمه خم شد
امان از دشمنِ لامذهب
یاحسین یاحسین یازینب
* * *
امان از غصه ی دخترها
امان از غارت معجرها
امان از سنگِ تیز و سرها
ولی حفظ شد پیام مکتب
یاحسین یاحسین یازینب
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم الله الرحمن الرحيم
#امام_زمان_عج_مناجات_اربعین
#محمود_ژوليده
▶️
به بزم ماتم ما هم بیا گل زهرا
به جمع اهل عزا هم بیا گل زهرا
به پیشواز تمام پیاده ها رفتی
به پیشِ راه گدا هم بیا گل زهرا
@hosenih
اگر به موکبِ احباب سر زدی، آقا
به هیئت رفقا هم بیا گل زهرا
برای دلخوشیِ اهل روضه، گه گاهی
به التماس دعا هم بیا گل زهرا
به دور دست، به دیدار نوکری نالان
که مانده از تو جدا هم بیا گل زهرا
من از تو هیچ ندارم توقعی، اما
به دیدن فقرا هم بیا گل زهرا
اگر کمی خودمانی شدم، ببخشیدم
به خوش خیالیِ ما هم بیا گل زهرا
بیا که هدیه کنم روضۀ عمو عباس
به گریه بر شهدا هم بیا گل زهرا
قسم به آن قمری که عمود آهن خورد
قسم به دست جدا هم بیا گل زهرا
به مشک پارۀ سقای کربلا سوگند
به اشک خون خدا هم بیا گل زهرا
@hosenih
عشیره اَش همه در خیمه بی عمو ماندند
به خیمۀ اسرا هم بیا گل زهرا
به حقِّ خوردنِ سیلی، ز دست نامحرم
به وقت هلهله ها هم بیا گل زهرا
⏹
© اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e