eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ چشم وا کن فاطمه، این اشکهای حیدر است این صدای گریه های قهرمان خیبر است باز دلتنگ رسول الله شد چشمان تو؟ دوست می داری برو، اما بمانی بهتر است @hosenih دیگر از تو مثل چشمانم حفاظت می کنم کاش می ماندی، که بعد از تو علی بی یاور است یک درِ تازه برای خانه ی تو ساختم این درِ تازه، از آن قبلی کمی محکم تر است دیگر آن در نیست تا با دیدنش غمگین شَوی تازه این در میخ هایش هم از آن در کمتر است نان تازه پختی و رفتی، ولی رسمش نبود! بوی نان می آید و جسمت میان بستر است شد قیامت زودتر از آنچه می پنداشتم در کنار بسترت حال و هوای محشر است دخترت دارد برایت بیقراری می‌کند یک پسر پایین پا و یک پسر بالاسر است فضّه دارد شام امشب را مهیا می کند تو نباشی، سفره ی این طفل ها بی مادر است چشم وا کن یک نظر احوال حیدر را ببین «کلِّمینی فاطمه»، این التماس آخر است می رویّ و بعدِ تو در گوش من هر روز و شب آن صدای ناله هایت بین دیوار و در است کوچه ی تنگِ بنی هاشم عذابم می‌دهد با حسن مخصوصاً از آن رد شدن زجرآور است با حسین ای کاش می گفتی سراغش می رَوی لحظه ای که توی گودی پیش چشم خواهر است آن دَمی که شمر بنشیند به روی سینه اش دست چپ روی محاسن، دست دیگر خنجر است @hosenih چشم در چشم حسینَت ذبحِ عُظمی می‌کند با گلوی تشنه خنجر از قفا بر حنجر است نسل ابراهیم، قربانیّ خود را می دهد کربلا در روز عاشورا مِنایی دیگر است ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ دل سایه نشین علم حیدر و زهراست محتاج عطا و کرم حیدر و زهراست آن یک پدر خاک و دگر مادر آب است آب و گل ما از نعم حیدر و زهراست @hosenih بین الحرمین ست نجف تا به مدینه آنجا که حرم تا حرم حیدر و زهراست لبریز پر و بال ملائک ز نزول است آنجا که غبار قدم حیدر و زهراست لطفی که به دنیا متجلی ست ، قیامت معلوم شود لطف کم حیدر و زهراست از روز ازل تا به ابد حضرت جبریل با خیل ملائک حشم حیدر و زهراست با یک نگه فضه او سنگ شود زر این گوشه مقام خدم حیدر و زهراست گر زنده کند مرده ، مسیحا به دم خویش صاحب نفس از سوز و دم حیدر و زهراست صد شکر که در بین تمامی اراضی این خاک سرای عجم حیدر و زهراست خواهی اگر از عرش خدا پرده بیفتد راهش به خدا یک قسم حیدر و زهراست داغ حسن و داغ حسین و غم زینب عمریست که در سینه غم حیدر و زهراست @hosenih بر شعر و کلامم نبود اجر و بهایی تا روح الامین‌ محتشم حیدر و زهراست یک روز میاید به دل شهر عزیزی آنکس که به دستش علم حیدر و زهراست ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ این یاس پرپر روضه هایش فرق دارد شعر و غزل گفتن برایش فرق دارد @hosenih روی کبود و قامتی خم، دست لرزان! با دیگران لحن صدایش فرق دارد در آسمان چشم من باران گرفته امشب چرا حال و هوایش فرق دارد؟ ما هرچه حاجت داشتیم از او گرفتیم تاثیرِ آمینِ دعایش فرق دارد @hosenih در قلب هر شیعه ضریحی دارد از نور پس مرقد و صحن و سرایش فرق دارد ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم حجت‌الاسلام ▶️ بر در کشیده شعله های اختلافش را هیزم به هیزم جمع کرده ائتلافش را @hosenih مردی سکوت خلوت قدیسه ها را برد با مشت می کوبد به در، حرف خلافش را حتی در و دیوار با فریاد می گریند مرثیه خوان وقتی بخواند اعترافش را این خانه ی زهراست، اینجا مهبط وحی است عرشی که کعبه فرض می داند طوافش را خاکی شده آن چادری که شب به شب مریم پیش ملائک شرح می داده عفافش را عرش خدا در روضه می لرزد که نامردی محکم به دست فاطمه می زد غلافش را دستی شکسته که کریمان نقل می کردند بخشیدن پیراهن شام زفافش را @hosenih اشک علی باخون دل آمیخت در کوچه کوثر گرفت از گونه اش اشک مضافش را ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ یک بار نه ، شدی تو گرفتار بارها برخورد کرد سینه و مسمار بارها @hosenih دشمن مگر نَفَس نَفَست را شنیده بود بد زد به استخوان تو انگار بارها ممتد لگد به درب که زد سقطِ غنچه شد اینگونه بود محنت و آزار بارها یک بار نالۀ ابتایت بلند شد گفتی کجاست حیدر کرار بارها وقتی که استغاثۀ تو بی جواب ماند پیچید ذکر مهدی اَت اینبار بارها ماندی به زیر درب و ز روی تو رد شدند آمد به خانه دشمن قدّار بارها دیدی که دست حیدر کرار بسته است دیدند (یا علی) ز تو بسیار بارها دستت فتاد چون به کمربند مرتضی بازو نشانه رفت ، ز کفّار بارها @hosenih شخصیت پیمبریِ تو به کوچه ها تحقیر شد مقابل انظار بارها ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ شکر خدا که ریزه خور خوان دلبریم شکر خدا که نوکر آل پیمبریم شکر خدا که یوسف زهرا امام ماست شکر خدا که خادم زهرای اطهریم @hosenih عمری کنار سفره مولا نشسته ایم شکر خدا که دست بدامان حیدریم در بی کسی، همه کس ما سبط مصطفاست تا با عزیز فاطمه هستیم، سَروریم قابل اگر به رتبۀ مِنّا نبوده ایم شکر خدا غلامِ غلامانِ قنبریم شاید میان نامۀ بعدی، علی نوشت ما نسلِ صد هزارمیِ شاه خیبریم دلبر ندیده در ره او کشته میدهیم ما پیرو امام و شهیدان و رهبریم این عاشقی، هزینه اگر خواست حاضریم همچون شهیدِ عشق، اگر خواست، بی سریم ما را نخواست کشته ببیند، وگرنَه ما جان بر کفانِ غربتِ یک پاره حنجریم آقا قسم به مادرتان، تا هنوز هم در فکرِ انتقام ز سیلیِ مادریم @hosenih خود واقفی که دربدری های ما ز چیست ما داغدارِ چادرِ خاکی و معجریم گریه کنیم و سینه زنیم و خبر دهیم بر کشتۀ غریب، که سرباز لشگریم ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ طوفان، گدایِ های و هوی ذوالفقار است لبخندِ حیدر آرزوی ذوالفقار است از ضربِ شصتش خاطراتی ناب دارد خیبر اگر در جستجوی ذوالفقار است @hosenih آنکس که سیلی زد! نمیدانست انگار برّنده بودن خلق و خوی ذوالفقار است یک استخوانِ تیز از قوم ِ سقیفه عمریست در کنج گلوی ذوالفقار است دست و طناب و آتش و خشم و جسارت این ها همه رازِ مگویِ ذوالفقار است شد خاکِ پایش مُهر سلمان تا قیامت اشکِ علی(ع) آب وضوی ذوالفقار است وقتِ دفاعِ از ولایت خوش درخشید زهرا(س) یقیناً آبروی ذوالفقار است @hosenih آیاتِ کوثر دست بر پهلو گرفته قرانِ ناطق روبروی ذوالفقار است در سینه می ریزد علی(ع) بغض و غضب را این روزها دستش به روی ذوالفقار است! ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ سلام معنی والشمس، شرح الرحمن سلام وصف تو یس و کوثر و انسان سلام جلوه ای از نور چادرت خورشید تمام معنی شب های قدر در قرآن به ذات پاک شما سجده می کند کعبه بهشت با نخی از چادرت شود رضوان @hosenih خدا نهاده به دریای مرتضی صدفی میان آن، دو گهر، مثل لولو و مرجان دعای نور تو قرن هاست در تاریخ رسیده است به ما با روایت سلمان در آن زمانه که فتنه به جامعه افتد محبت تو و اولاد تو شود فرقان زمان فتح برای علی مشخص بود دعای خیر تو بوده همیشه پشتیبان اگر که گوشه نگاهی فقط بیندازی بهشت بر سر خوان تو می شود مهمان به من بگوی که با این مقام و منزلتت چرا مزار تو گشته ز دیده ها پنهان گمان کنم که خدا در بهشت خود دارد برایتان حرمی با چهارده ایوان سیاه پوش غم و غصه ات شده کعبه جماعتی ز ملک در عزات مرثیه خوان اگرچه بوی تو را حس نکرده نابینا اگرچه سایه ات از هر غریبه مانده نهان ولی برای دفاع از امام و رهبر خویش همیشه حاضر و با اقتدار در میدان سلاح رزم تو خطبه است در مبارزه ات که می کند پی هر جمله در جهان توفان چه خطبه ایست که سرتاسرش خدا جاریست چه خطبه ای؟ که تمامش پر است از برهان: هلا! چه شد که پس از مصطفی رها کردید هر آنچه گردن خود داشتید از آن پیمان میان خطبه ی تو مرتضی به سلمان گفت: بگو به فاطمه از جانب علی فرمان: مباد در وسط خطبه ات کنی نفرین که عرش از غم آه تو می شود لرزان بگو به فاطمه برخیز و سمت خانه برو امید نیست به این مردمان بی ایمان فدای بازوی غمدیده ات که با آن درد درست کرده برای تمام عالم نان اگرچه خسته ای از زخم نامسلمانی ولی بخاطر حیدر در این مدینه بمان هنوز از غم احمد سه ماه رفته، بگو... علی چگونه بسازد دوباره با هجران؟؟؟ بیا دوباره به روی علی بخند کمی که غصه ها برود، دردها شود درمان بمان که آب کنار حسین بگذاری بدون تو به خداوند می شود عطشان :: دوباره خانه مولا حسینیه شده و علی و فاطمه از داغ کربلا گریان @hosenih امان از آن دم آخر که در ته گودال حسین و نیزه و شمشیر و تیر و سنگ و سنان صدای فاطمه از عرش می رسید به گوش که پیرمرد رسید و کلوخ در دامان حسین تشنه لب و ش م ر روی سینه نشست برید حنجر و هرگز به او نداد امان... ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ تا تو هستی، کِی دلم خوارِ حوادث می‌شود؟ بوی مهرِ مادری دور و برم حس می‌شود @hosenih ای که با اذنِ شما ابیات کامل می‌شوند! مدح‌تان را گر نگوید شعر، ناقص می‌شود حضرتِ الله در زهرا تجلی می‌کند جلوه‌ی رحمانی‌اش هر وقت حادث می‌شود خیلِ بسیار ملائک، صف کشیده با نیاز وقتِ تسبیح و دعا، آنقدر خالص می‌شود @hosenih سوختن، زخمی شدن، پرپر زدن در پشتِ در این‌همه دل‌دادگی را عشق باعث می‌شود ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ موسمِ هجران و غم، روزی به سر خواهد رسید لحظه‌ی شیرینِ دیدارِ پدر خواهد رسید خاتمِ پیغمبران، او را بشارت داده است بگذرد ایامِ غم، فتح و ظفر خواهد رسید @hosenih روزِ تقسیمِ مصائب، با ملائک، گفت حق از غم و غصه به زهرا بیشتر خواهد رسید سیلی و غصبِ فدک، پایانِ داغِ ماه نیست مادرِ مظلومه‌ی ما، پشتِ در خواهد رسید یاسِ هجده ساله‌ای با قلبِ خون و قدّ خم، پشتِ در میسوزد و دین بر ثمر خواهد رسید آی مردم! خانه‌ی‌ او، مهبطِ وحی خداست بر شما یک‌روز، سوزِ این شرر خواهد رسید @hosenih با دو دستِ خویش، جسمِ لاله‌اش را خاک کرد مرتضی را روز و شب، خون بر جگر خواهد رسید از برای انتقامِ غصبِ حقِ فاطمه با خروشِ تیغِ حیدر، یک نفر خواهد رسید ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ جانی نمانده در تنت از بس گریستی هم بین بستری و هم انگار نیستی @hosenih این بار چندم است به دیوار رو زدی تا حیدرت به در نرسیده بایستی این رخت چیست رج به رجش آه میکشی مادر به فکر روز مبادای کیستی؟ پیراهنت ز فرط تقلا به خون نشست تا نخ برای پیرهن کهنه ریستی @hosenih زینب ببیند آتش اگر، گریه می‌کند مادر چرا تو آب که دیدی گریستی؟ ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
بسم ‌الله الرحمن الرحیم ▶️ صدا آمد صدا آمد صدای رد پایی آشنا از کوچه‌ها آمد صدای پای احمد بوده یا اینکه زنی گلبرگ پیکر چادر آزادگی و بندگی بر سر خرامان می‌رود همتای پیغمبر در و دیوار در سجده درخت و سنگ و رمل و کوچه و بازار در سجده که کفو مرتضی، خیرالنساءآمد صدا آمد صدا آمد صدای همسر شیرخدا آمد؛ «کجا بردند حیدر را؟» صدا شیوا ولی افسوس و واویلا نفس از گرمگاه سینه‌اش بیرون که می‌آید؛ صدای خس‌خس و سرفه است صدا بسیار آشفته است صدا جانسوز می‌باشد صدا جانکاه «غبارآلوده مهر و ماه» صدا درگیر با هوهوی شلاق صدا با عربده درگیر مغیره آمده درگیر صدای قبضه‌ی شمشیر و دست مادرم زهرا صدای «واعلی»، «واحمزتا» آمد و اینجا روضه خوانی گفت: «جای زاده‌ی ام‌البنین خالی!» @hosenih صدا آمد صدای مادرم: « اسماء!» بیا و یاریم کن خیزم از بستر بنا دارم خودم جارو کنم این خانه، این غمخانه را آخر خودم نان می‌پزم یک بار دیگر سفره‌داری می‌کنم از بچه‌ها و شوهرم حیدر و آذین شد دوباره سفره‌ای ساده ولی از عشق پاک مادری و همسری رنگین دریغا عمر شادی کم شد و غم باز هم در خانه‌ی شیرخدا آمد صدا آمد، صدا آمد صدای در صدای قابض‌الارواح آنکس که برای بردن جان‌ها اجازه از کسی غیر از خدای خود نمی‌خواهد مودب پشت درب خانه‌ی زهرا اجازه هست آیا حضرت صدیقه‌ی کبری زکیه، طاهره، انسیه‌الحورا خدا ناظر، تمام انبیاء حاضر، جناب مصطفی حاضر، ملائک صف به صف آماده تا روح بلند و عرشی زهرا رود تا عالم بالا و جان از پیکر رنجور صدیقه جدا گشت و به سمت عالم قدس بقا آمد صدا آمد،صدای مجتبی آمد چرا از مادرم دیگر نمی آید صدا، اسماء تکلم کن دوباره با من و با زینبین و این حسین جانت، حسن گردد به قربانت یکی صورت به روی صورت مادر یکی صورت نهاده بر کف پاهای زهرا و صدای گریه‌ی زینب در این اثناء غبار آلوده از مسجد، خود صاحب عزا آمد صدا آمد صدای مرتضی آمد الا ای دختر پیغمبر طاها الا ای مادر طفلان من، زهرا منم من مرتضی، یک بار دیگر دیده وا کن همسرت شیرخدا آمد @hosenih و زهراچشم خود وا کرد و اشک غم سترد از دیده‌ی مولا ...«بمیرم من» ولی در سال شصت ویک، به ظهر روز عاشورا، هر آن چه زینب کبری صدا زد «واحسینا!» نیامد از تن صدپاره و حلقوم ببریده صدا، اما صدای هوهوی شلاق شمر بی‌حیا آمد صدای سیلی و غارت صدای شیون زن‌ها صدای دختری با گوش پاره که فقط می گفت: «یا زهرا!» صدا آمد صدای پیکری در زیر نعل اسب‌ها آمد ⏹ © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e