eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
ای نسیمِ کویِ دلبر!، جرعه‌ای جانم بده! تشنه‌ی نورم، بیا، اذنِ خراسانم بده! ای که سامان می‌دهی، کارِ تمامِ خَلق را ! بی‌سر و سامان شدم از هجر، سامانم بده! @hosenih زائری دلخسته‌ام...، سویت، پناه آورده‌ام زائری دلخسته‌ام...، در صحن، اسکانم بده! من مسلمان‌گشته‌ی دستانِ پرمهرِ توام ای امامِ مهربانِ طوس!، ایمانم بده! ای دوای دردمندان!، یا علی موسی‌الرضا ! دردِ من، اندوهِ هجران است، درمانم بده! @hosenih تو کریمی! تو عطوفی! تو رئوفِ هشتمی! این کمِ من را نَبین اصلاً...، دوچندانم بده! یا رضاجان!، جان بده، این جان دگر بر لب رسید یا به دردِ هجر، پایان...، یا که پایانم بده! شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
رضا که بین خراسان، صدای او پیچید میان کوچه زمین خورد و پای او پیچید شرار زهر، خودش را روی جگر انداخت امام ما تک و تنها عبا به سر انداخت به حجره، بی نفس و قدخمیده آمده بود دراین مسیر، کشیده کشیده آمده بود @hosenih گلیم خانه ی خود را کنار اگر زده است به کربلا دل زارش دوباره پر زده است سرش به دامن خاک و تنش به تاب افتاد جواد آمد و چشمش به ظرف آب افتاد جواد آمد و دردش، دوسه برابر شد گریز روضه او روضه های اکبر شد حسین، بوسه به خون، لخته های اکبر داشت ولی جواد، ز لعل پدر، سبو برداشت میان طوس رسیده به داد او پسرش میان طوس نپیچید در حرم خبرش به هم نریخته با یک اشاره پیکر او به هم نریخته خواهر، کنارِ پیکر او خلاصه بی کس اگر مانده، دست و پا نزده کسی به صورت او مُشتِ بی هوا نزده رضا شهید شد اما سرش نرفت از دست ستون پیکر او زیر چکمه ها نشکست لبش اگرچه ترک خورده، نیزه بینش نیست کسی مزاحم ذکر حسین حسینش نیست @hosenih فدای آنکه به روی تنش غم ازل است هزار و نهصد و پنجاه ضربه، لااقل است فدای آنکه گلویش به درد دشمن خورد ز پشت، ضربه بی نظم و نامعین خورد زغارت تن او کسب و کار، سکه شده فدای آنکه سرِ وقت، تکه تکه شده شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
چه می شد از شب تنهایی من نور رد می شد مسیر خانه ام از کوچه سرشور رد می شد چه می شد بودم آن روزی که مولایم ز نیشابور رد می شد به اینها زیر باران فکر می کردم …خیابان در خیابان فکر می کردم دلم رفت و دلم برگشت…دلم با هر قدم برگشت در این حال و هوا ناگاه سرم  سمت حرم برگشت @hosenih به من باب الجواد آغوش بازش را نشان می داد و گنبد روی دوش پنجره فولاد دستش را تکان می داد     حرم لبریز زایرها     مسافرها     مجاورها     گروهی آذری ها و گروهی از شمالی ها     یکی از پای قالی و یکی از بین شالی ها     یکی در آفتاب داغ شالی کار می کرده    یکی یک سال پای دار قالی کار می کرده     و حالا هرکدام آرام زبان وا کرده در این ازدحام     "  ببین این دست پینه بسته را آقا     ببین این شانه های خسته را آقا     به بیخوابی دوچشم خویش رامجبور کردم من     به زحمت پول مشهد آمدن را جور کردم من     نشستم تا بگیرم دامن ایوان طلایی را     به سمتت باز کردم دست خالی گدایی را     یکی درد دلش را با امام مهربان می گفت     یکی بالای گلدسته اذان میگفت     صدا پیچید در صحن و حرم، گویا درو دیوار با انصاریان میگفت:     "اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی…"     .    یکی بغض میان آه را میگفت     یکی هم خستگی راه را میگفت     جوان زایری در گریه هایش"آمدم ای شاه"  را میگفت     خلاصه عده ای اینجا و خیلی ها ز راه دور ، دلگیر حرم هستند    همانهایی که جاماندند و حالا پای تصویر حرم هستند   یکی یاد رواق افتاده تنهایی   یکی بیمار و حالا در اتاق افتاده تنهایی دلش میخواست نایی داشت جوانتر بود و پایی داشت میان این همه زائر دلش میخواست جایی داشت... کنار حوض گوهر شاد وقتی حرف آب آمد دو سه بیتی که خواندم برلبم جانم رباب آمد زیارت آخرش شد اول روضه ،سفر کردم به سمت مقتل روضه @hosenih حسین آمد، به هم گفتند که شمشیر آورده ولی نه روی دستش کودک بی شیر آورده از این سو یک نفر نیزه،یک نفر شمشیر ،آن هم تیر آورده  میان نیزه ها،شمشیره ها،از میان تیرها،تیر سه شعبه دست بالاکرد دهان چله را وا کرد،خودش را در میان دندان کمان جا کرد سفیدی گلو را تاکه پیدا کرد،چنان خود را کشید و داد پیچ و تاب یک لحظه که تا پرتاب شد کودک پرید از خواب یک لحظه... شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
اشکیم در این حرم سرازیر شدیم زیر علمت سینه زنان پیر شدیم ما را به غذای حضرتی حاجت نیست عمریست سر سفره تو سیر شدیم شاعر: @dobeity_robaey
عشق ، قافیّه در ردیفِ رضا ماه و خورشید در صحیفِ رضا در صفا و کرامت و احساس در جهان کیست همردیفِ رضا ؟ وَ یقیناََ براتِ کرب و بلا میرسد هر دم از مُضیفِ رضا جبرئیل آمده برایِ شفا رو به رو مضجعِ شریفِ رضا لقبش یاورِ ضعیفان است من کی‌ام؟ بنده‌ی ضعیفِ رضا شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
خشک و زردم ، بدون برگ و برم نیستی ، نیستی و در به درم اُف بر این آب و خاکِ دور از تو آه از زندگی بدون حرم @hosenih نیست فرقی میان روز و شبم زنده ام بی تو ، سخت در عجبم لبم از بوسه بر تو منع شده چند تبلخال مانده روی لبم جان ما بی حبیب افتاده درد دست طبیب افتاده آه اقا ، امام هشتم ما در خراسان غریب افتاده ما که افسرده و عبوس شدیم غرق دنیا شدیم و لوس شدیم کربلایت اگر نمی آییم لنگ امضای شاه طوس شدیم @hosenih باز اقیانوس دل کویر شده گره ای باز کن که دیر شده سالها بعد شام یک نفر از خاندان شما اسیر شده © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
شکرخدا که باده و میخانه بسته نیست بر ما ورودی این آستانه بسته نیست بسته شود ورودی هر خانه ای ، ولی هرگز ورودی در این خانه بسته نیست @hosenih اینجا که آمدی همه حرف از کرم بزن باب ِ ملاطفات کریمانه ، بسته نیست وارد شـویـم عـین گـدا ، غـرق اضـطرار جاییکه ‌موهـبات‌ ‌ملـوکانه‌ ، بسته ‌نیست سلطان خودش رسید و گداخانه باز کرد... پس جیره و مواجب شاهانه ، بسته نیست درهای استجابت و رحمت ، در این حرم از لطف شـاه ِ دلبر و فـرزانه ، بسته نیست مشهد محل رفت و آمد خیل ملائک است بر آهـو و کبـوتـر و پـروانــه ، بسته نیست یـا ایهـا الرئــوف ، شـمـا گفـتـه ایـد کـه ... این در به هر غریبه و بیگانه ، بسته نیست در پشـت ِ باغ ِ پنجـره فـولاد ِ این حرم یک لحظه موهبات مسیحانه ، بسته نیست @hosenih اینجا وفور ِ فیض ‌و فراوانی است چون ... زلفـی که ریخـته به سر شـانه ، بسته نیست ما گریه می‌کنیم روضـه‌ی یابن‌الشبـیب را... فیض ِ بکاء ُ و‌ مرثیه بر ما‌ نه ، بسته نیست شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
هر در كه از شميم حريمت معطر است دروازه‌ی بهشت، گمانم همان در است آنقدر جمعيت حرمت را گرفته كه ترديد ميكنم نكند صبح محشر است @hosenih پايينِ پا، قدم به قدم، اشكِ زائران بالای سر، نفس به نفس، هی كبوتر است با نيت شفا، كه لب از آب، تر شود انگار كن كه منبع آن، حوض كوثر است از معجزات پنجره فولاد بگذريم "كز هر زبان كه ميشنوم نا مكرر است" @hosenih من آه ميكشم، تو گره باز ميكنی در اين حرم، نخواسته‌ها هم مقدر است دوريم و دوستيم...صبوريم و عاشقيم هركس كه دوورتر، بخدا مبتلاتر است شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
برای زائری چون من که محتاج دعا باشد چه جایی بهتر از یک گوشۀ صحن و سرا باشد؟ مکن هرگز ملامت آنکه آمد دست خالی را که پیشِ شاهِ عالم ؛ دستِ پر رفتن خطا باشد @hosenih اگر ماننـــــد سلمانیِ حضرت با وفا باشی نمیخواهی متاعی را ز او ؛ حتی طلا باشد برای پر زدن تا آســــــــمانِ هفتــــــــــــم دنیا چه ذکری بهتر از سلطان علی موسی الرضا باشد فلج بود و زیارت کرد و برگشت از حرم اما بدون آنکه در دستش نشانی از عصا باشد به یک یابن الشبیبت حفظ تعظیم و شعائر شد بدینسان گریه کردن هر کجا باشد بجا باشد حصیر حجره ات را جمع کردی ؛ خادمت فهمید گریز روضه ات باید به دشت کربلا باشد شده خاکی تنت مانند او آقا ؛ ولی باید برای مثل او بودن ؛ کفن از بوریا باشد @hosenih برای آن که در گودال خود در فکر خواهر بود چگونه زینبش در بین چندین بی حیا باشد؟ اگرچه قافیه تکـرار می گردد ولی بهتـر ک پایان غزلهایــم رضـا باشد رضا باشد شاعر: © اشعار آیینی حسینیه 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/525729794C288420984e
سینه ای کز معرفت گنجینه اسرار بود کی سزاوار فشار آن در و دیوار بود شاعر: مرحوم آیت الله @dobeity_robaey
یابن الحسن (عج)... روز آخر، حلال کن ما را ‌مستحقِّ وصال کن ما را شاعر: @dobeity_robaey