eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ می‌رسد نوبت خورشید شدن آهسته سپر غربت خورشید شدن آهسته نقل هر صحبت خورشید شدن آهسته قمر حضرت خورشید شدن آهسته زودتر می‌رود آنکس که مهیا باشد مرد آنست که با سن کم آقا باشد @hosenih آسمان چشم به این واقعه حیران دارد باز انگار که دریا تب طوفان دارد ماه در دست خود آیینه و قرآن دارد پسر شیر جمل عزم به میدان دارد دل پریشان خزان بود بهارش آمد دست‌خط پدرش بود به‌کارش آمد @hosenih می‌رود تا جگرش را به تماشا بکشد بین میدان هنرش را به تماشا بکشد.. تب مستی سرش را به تماشا بکشد باز رزم پدرش را به تماشا بکشد قصد کرده‌ست ببینند تجلایش را ضرب دست حسنی، قامت رعنایش را.. @hosenih خودش عمامه شد و جوشن او پیرهنش انبیا پشت سرش لحظه‌ی عازم‌شدنش گر گرفتند همه از شرر سوختنش دشت لرزید ز فریاد انا بن الحسنش دل به شمشیر زد و ازرق شامی افتاد حمله‌ای کرد و ز آن خیل حرامی افتاد @hosenih هرچه جنگید عطش تاب و توانش را برد سوخت، بارید عطش تاب و توانش را برد باز لرزید عطش تاب و توانش را برد ناگهان دید عطش تاب و توانش را برد دید دور و بر مرکب همگان ریخته‌اند دور تا دور تنش سنگ‌زنان ریخته‌اند @hosenih آنقدر سنگ به او خورد که آخر افتاد بی‌رمق بود ازین فاصله با سر افتاد سعی می‌کرد نیفتد ولی بدتر افتاد عمه می‌گفت به خود جان برادر افتاد به زمین خورد به دور تن او جمع شدند گرگ‌ها برسر پیراهن او جمع شدند @hosenih بدنش معبر سم‌ها شده، ای وای حسن کمرش از دو جهت تا شده، ای وای حسن چقدر خوش قد و بالا شده، ای وای حسن پهلویش پهلوی زهرا شده، ای وای حسن عمو از سوز جگر داد زد آه ای پسرم.. من چگونه بدنت را ببرم سوی حرم؟! @hosenih دست زیر بدنت تا ببرم می‌ریزد بدنت را که به هرجا ببرم می‌ریزد مطمئنا پسرم را ببرم می‌ریزد نبرم جسم تو را یا ببرم می‌ریزد خیز قاسم که ببینی چقدر تنهایم وای از خجلت من پیش امانت‌هایم.. ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ باد وقتی که برآن حلقه ی گیسو افتاد سنگ باران شد و میدان به هیاهو افتاد سنگ احساس ندارد که یتیمی سخت است سنگ آنقدر به او خورد که از رو افتاد نه توانی است به دست و نه رکابی است به پا نیزه ای خورد از این سو و از آن سو افتاد @hosenih به زمین خورد ولی زیر لبی زهرا گفت راه یک نیزه همان لحظه به پهلو افتاد سر نجمه به روی شانه ی زینب، غش کرد تا که پرشد حرم از هلهله بانو افتاد آه از آن آه که در سینه مزاحم می دید وای از آن پنجه ی بی رحم که بر مو افتاد @hosenih قوتی داشت عمو حیف علی اکبر برد برسرش آمد و یکباره به زانو افتاد عسل از کنج لبش ریخت ،سرش لشگر ریخت وسط قائله انگار که کندو افتاد کاش اینقدر نمی ریخت به هم این لشگر جای یک نعل همان وقت به ابرو افتاد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ لاله خشکی و از خون خودت تر شده ای بی سبب نیست که این گونه معطر شده ای دشت را از شرر داغ دلت سوزاندی یک تنه باغی از آلاله پرپر شده ای تنش تغ و تنت کرب و بلا را لرزاند زخمی صاعقه خنجر و حنجر شده ای @hosenih چه کنم با غم این سینه پامال شده به خدا آينه پهلوی مادر شده ای سنگ بر آینه ات خورده و تکثیر شده مثل غم های دلم چند برابر شده اي ماه داماد کفن پوش، هلالم کردی شاخ شمشاد عمو قد صنوبر شده ای @hosenih این جماعت همه دنبال سرت آمده اند چشم بر هم بزنی پیکر بی سر شده ای دست و پا می زنی و من جگرم می سوزد خيلی امروز شبیه علی اکبر شده ای ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ دوباره دارد سرم هوایت، دلم امیدت، لبم نوایت من و توسّل به دست هایت، تو و ترحّم به بینوایت من و نشستن سرِ مسیرت، عزیز نرگس منم اسیرت اسیر چشمان دلپذیرت، فقیر یک لحظه اعتنایت غریبی ام را ببین نگارم، به غیر تو همدمی ندارم عنایتی کن که بیقرارم، بیا و مشکن دل گدایت @hosenih چرا نشانه نداری آقا؟ بگو کجا خانه داری آقا؟ فدای همسایه های خوبت، فدای عشّاق بی ریایت دلم گرفته بهانه ی تو... فدای اشک شبانه ی تو نیایش عاشقانه ی تو فدای حال خوش دعایت کدام مسجد نماز داری؟ کدام روضه قدم گذاری؟ به هیأت ما نظر نداری؟ بیا بخوانم دمی برایت @hosenih صفای احمد، خلوص مولا، قنوت زینب، قیام زهرا تبر به دوش تبار طه، ز کعبه کی میرسد صدایت؟ تو قاری غربت حسینی، حقیقت عزّت حسینی به من بده تربت حسینی، فدای شب های کربلایت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ قد تو چون الف شد و با مد کشیده شد اما دریغ بیشتر از حد کشیده شد @hosenih نجمه اگر به گوش تو آمد یقین بدان روی لبان قاسمت اشهد کشیده شد دستش مناره پیکر پاکش ضریح شد وقتی که تیغ بر سر گنبد کشیده شد دریا ز ماه علقمه شد دور بی گمان در رفت جذر داشت در آمد کشیده شد تشدید تیر و نیزه به حرف بدن رسید ناچار پیکر تو مشدد کشیده شد یک نکته مانده است که در سینه ی حسین اعضای پیکر تو مجدد کشیده شد @hosenih شش گوشه شد برای علی اکبرت حرم با قد قاسم این سوی مرقد کشیده شد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ چه رزمی! حیدری و ناب و عالی جمل بر پا شده در این حوالی @hosenih دلم پر می کشد سوی مدینه برادر جان حسن(ع) جای تو خالی! ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ ما گریه کنِ قتل قتیل العبراتیم همواره اسیران اسیر الکرباتیم @hosenih ما مایل آنیم که نزدش بنشینیم کی تشنه ی نوشیدنِ از آب فراتیم؟ حاجیِ ندیده عرفه کس نشنیده! در روضه ی ارباب مقیم عرفاتیم ایمن ز بلاهای جهان است غلامت در سایه ی الطاف تو غرقِ برکاتیم @hosenih انگشتری ات را مده بر غیر به ما ده جانا به تو سوگند که محتاج زکاتیم ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ از اين دنيای فانی دل بريدی برای جانفشانی می‌دويدی @hosenih چه آمد بر سرت، سرو اميدم که در بين تبرها قد کشيدی؟ ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ به زمین افتاده ای و درد مفرط میکشی خوب معلوم است که داری مصیبت میکشی درد پهلویت گرفت آخر نفسهای تو را یک نفس را قاسمم درچند ساعت میکشی @hosenih آنقدر شکل حسن بودی تو را نشناختند هر چه داری میکشی ازاین شباهت میکشی دست و پا راحت بزن فکر عمویت را نکن باحیای من!چرا داری خجالت میکشی؟ یاعلی گفتی و دیدم که تو را حد میزنند سنگ ها را یک به یک داری به سویت میکشی داری ای ابن الکریم من کریمی میکنی نیزه داران را به پای یک ضیافت میکشی یا ببند این چشمها را یا که بازش کن عمو پلکهایت نیمه باز افتاده اذیت میکشی من صدایت میکنم اما تو ناله میزنی درجواب گریه هایم آه حسرت میکشی عاقبت جوشن برای پیکرت اندازه شد خوب داری نوجوانم قد و قامت میکشی @hosenih لحظه های احتضارت آمده آرام باش باهمین اوضاع داری باز زحمت میکشی از عسل شیرینتر من چون عسل کش آمدی کار خود را کردی آخر با سفارش آمدی ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ، ▶️ بیش از قبل من امروز شبیه حسنم قاسم ابن الحسنم @hosenih آمدم مثل ابالفضل کمی سَر بزنم قاسم ابن الحسنم ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ، ▶️ پسرشیر به تاراج سپاه آمده است قرص ماه آمده است @hosenih با نیابت ز حسن یاری شاه آمده است قرص ماه آمده است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ تو قَد کشیده ای،یا که عمو کمان شده است و یا دوباره علمدار نوجوان شده است بخند حضرتِ عباسِ سیزده ساله که خنده یِ تو برایِ حسین،جان شده است @hosenih دلم برای حسن تنگ شد تو را دیدم کریم زاده کریم است این همان شده است بگو علی و بگو مجتبی بگو تکبیر بگو که نامِ تو کابوسِ شامیان شده است بلند شو که نبینند می خورم به زمین که این غریبِ جوانمُرده ناتوان شده است چه آمده به سَرَت که سرِ تو می اُفتد چه دید مادرم اینجا که نیمه جان شده است به خیمه ناله‌ی نجمه،نزن نزن شده بود به گریه هر قسمِ من بمان بمان شده است سپاه رویِ تو اُفتاد و آسیابت کرد پُر از تَرک تنت از ضربِ این و آن شده است تو را برایِ رساندن زِ خاکها کَندم که نیمی از تو عیان نیمه‌ای نهان شده است @hosenih صدای سینه ی تو می رسد به خیمه بگو مزاحمِ نفست چند استخوان شده است چقدر رویِ تو را جایِ نعل پُر کرده چقدر روی دهانت پُر از دهان شده است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih