eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ خیمه‌ها را یکی‌یکی گشتم تا که امشب تو را نگاه کنم تا دل سیر گریه‌ای بکنیم تا دَمِ صبح آه آه کنم @hosenih پشتِ این خیمه‌ها،چرا بر خاک؟ فکرِ این تشنه‌ی صدایت باش خارها را که حال می‌چینی جان من فکر دستهایت باش @hosenih تازه خوابیده‌اند طفلانت سایه‌یِ میرِ خیمه کم نشود دلِ من می‌تپد دعای کن بی علمدار این حرم نشود @hosenih هرچه خواستم رباب بس بکند آنهمه آه و ناله را که نشد هرچه می‌خواستم ببافم باز گیسوانِ سه ساله را که نشد @hosenih اصغر امشب که خواب رفته ولی حال و احوال مادرش پیداست با خودش تا به صبح می‌گوید که سفیدیِ حنجرش پیداست @hosenih خواب دیده که شیرخواره یِ او لبش از آفتاب خشک شده کاش می‌شد بگیرد از شیرش حیف شیر رباب خشک شده @hosenih جان مادر بیا و از پیش من نه طفلان بی پناه نرو هرکجا می روی برو اما سمت گودال قتلگاه نرو ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ غروب بود هراسی به خیمه‌گاه افتاد غروب بود که از پشت ذوالجناح افتاد نگاش سمت حرم بود و بر زمین می‌خورد پناه اهل حرم بود و بی‌پناه افتاد @hosenih و هاتفی که صدا زد نبرد مغلوبه‌ست و لشکری که به سمت تنش به راه افتاد و آه مادری بالا گرفت تا اینکه مسیر شمر حوالی قتله‌گاه افتاد *** نوشته‌اند به گودال هم دعا می‌کرد مسیر توبه برای سپاه وا می‌کرد نوشته‌اند که زینب به قتله‌گاه آمد و این خودش طلب اوج روضه را می‌کرد رسید و دید سپاهی گرفته اطرافش چه صحنه‌ای، به دل خواهرش چه‌ها می‌کرد @hosenih هنوز امید به این داشت تا رهاش کنند چقدر بابت این امر یا خدا می‌کرد ولی تمام امیدش گرفت رنگ خزان همین که دید سنان، نیزه دست و پا می‌کرد چقدر روضه‌ی گودال با سنان سخت است و کاش قبل سنان شمر سر جدا می‌کرد @hosenih هنوز داشت صدای حسین می‌آمد که نیزه را ... ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ نیمه‌جان بود و پشتِ مركبِ خود بوسه‌ای سنگ، بر جبینش زد نوبت تیر ِحرمله شده بود آه، از پشت زین زمینش زد @hosenih ناله‌ای می‌رسد به هركس كه به تنش تیغ می‌كشد... نزنید مادرش چنگ می‌زند به رخش دخترش جیغ می‌کشد... نزنید @hosenih نوبت یک حرام‌زاده شد و نوک سر نیزه‌اش به سینه نشست وزن خود را به روی نیزه نهاد آنقدر تكیه داد نیزه شكست @hosenih داس‌هایی بلند را می‌دید بین دستِ جماعتی خوشحال از سرِ شیب پیكری را، وای می‌كشیدند تا ته گودال @hosenih تبر و داس و دشنه و شمشیر با تنی خُرد جور می‌آیند تا بدوزند بر زمین، از راه نیزه‌های قطور می‌آیند @hosenih شمر دستش پُر است و با پایش بدنش را به پشت می‌چرخاند نیزه‌ای را حرام‌زاده زد و نیزه را بین مشت می‌چرخاند @hosenih این وسط چندتا حرام‌زاده بدنی ریز ریز می‌كردند با لباسی كه از تنش كَندند تیغ‌شان را تمیز می‌كردند ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم حجت الاسلام ▶️ ای فَرَس با تو چه رخ داده که خود باخته‌ای* مگر این گونه که ماتی! تو شه انداخته‌ای* @hosenih ای همایون فرس پادشه سدره‌ مقام که چراگاه بهشت است تو را جای خرام نه رکابی ز تو برجاست نه زین و نه لگام مگر ای پیک سبک‌پا! بر سر شاه انام چه بلا رفته که با خویش نپرداخته‌ای؟ تا صهیل تو همی آمدی ای پیک امید بر همه اهل حرم بود صدای تو نوید کاینک آید ز پی پرسش ما شاه شهید مگر این بار خداوند حرم را چه رسید؟ کای فرس شیهه‌زنان برحرمش تاخته‌ای؟ اگر آورده‌ای ای هدهد فرخنده‌سیَر ز سلیمان و نگینش بر ِ بِلقیس خبر ز چه آلوده به خون تاج تو؟ خاکم بر سر راست گو تخت سلیمان شده بر باد مگر تو ز بهر خبر از تیر پری ساخته‌ای! آن شهی را که به امرش فکند سایه سحاب خواهد ار آب، شود خاک در عالم نایاب طعنه بر لجّه‌ی تیار زند موج سراب دیده‌ای کشته مگر، تشنه‌لبش بر لب آب @hosenih که چنین ناله به عَیّوق برافراخته ای؟ تو که غلطان ز سر زین، نگونش دیدی در میان سپه دشمن دونش دیدی ای فرس راست به من گوی که چونش دیدی و به چشمان خود، آغشته به خونش دیدی؟ یا قتیل دگری بود تو نشناخته‌ای؟ بوی خون آید از این کاکل و یال و تن تو شد مگر کشته‌ی روبه، شه شیر اوژن تو دل افسرده‌ی من آب شد از دیدن تو فاش گو، برق که آتش زده بر خرمن تو؟ که چنین غلغله در بحر و بر انداخته ای؟ @hosenih *جناب آیت الله فاطمی نیا میفرمودند که مرحوم شهریار آرزو داشتند تمام اشعارشان را به نیّر تبریزی بدهند و در عوض این بیت نیّر تبریزی را بگیرند. ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ هیئت، دوباره روضه‌ی ارباب پا گرفت باران رحمت دلم از ابتدا گرفت دست نیاز، زمزمه‌ی کربلا گرفت اینجا اگرچه سوخت دل من، شفا گرفت همراه ناله‌های دلم نی، نوا گرفت @hosenih روضه - نشسته‌ایم که آتش زنیدمان آه از دمی که شرم نکردند کوفیان۱ بستند آب را به روی باب آسمان می‌دیدی آسمان را "کَالنّار کَالدُّخان۲" چون دود، آسمانِ عطش شد، هوا گرفت @hosenih کوفه- حرامیان همه مشغول مستحب شب‌مسلکان تیره همه در نماز شب از یاری تو تنها حرفی‌ست روی لب دین‌ها بدون علت و اعمال بی‌سبب اینگونه شد که بردن سرها بها گرفت @hosenih مقتل سری برابر مادر بریده شد از قتگاه ناله‌ی حیدر شنیده شد تا جسم او چو ماهی در خون‌تپیده شد آن سوی دشت معجری از سر کشیده شد آتش سراغ خیمه‌ی آل عبا گرفت @hosenih خیمه- میان شعله یتیمان بی‌گناه زن‌های داغ‌دیده و اطفال بی‌پناه رفتی و می‌رود دل زینب هزار راه: "رفتی و قامت من غمگین خمیده ...۳ "آه در امتداد سیره‌ی زینب صدا گرفت @hosenih نیزه -هجوم زخم روی زخم روی زخم باران سنگ‌های هدف‌دار سوی زخم سرنیزه‌های تشنه‌ی در آرزوی زخم... شمشیرهای کند که در جستجوی زخم... مولا! چگونه برتنت این حجم جا گرفت؟ @hosenih یک دشت دور پیکر تو دشمن تو بود چون صید دست و پا زده در خون تن تو بود صد گرگ نابرادر و پیراهن تو بود این بیت‌ها روایت جان دادن تو بود هر چند واژه‌واژه جان ِ مرا گرفت... ۱- از مصرع «آه از دمی که لشگر اعدا نکرد» از محتشم کاشانی ۲"- یحول العطش بینه و بین السماء كالدخان" بر اساس روایتی از بحار الانوار درباره حالت امام علیه‌السلام در عاشورا ۳- "چون خم شدم که پای تو بوسم پی وداع / رفتی و قامت من غمگین خمیده ماند" از حبیب الله چایچیان ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ اشک من در ماتمت از آب زمزم بیشتر با غمت من خوش‌ترم آقا بده غم بیشتر لحظه‌های عمر من در داخل هیأت گذشت در تمام سال مجنونم، محرم بیشتر @hosenih هر چه کردم در قبال تو یقین دارم کم است کن حسابش لااقل یک‌خورده از کم بیشتر هم بِحار و هم مقرّم هم لهف را خوانده‌ام آن دو تا آتش به جانم زد، مقرّم بیشتر اشکِ چون سیل رباب، ارباب را بی‌چاره کرد خواهرش زینب ولی با اشک نم‌نم بیشتر قامت ارباب خم شد در کنار اکبرش در کنار پیکر عباس شد خم بیشتر تیر سمّی حنجر شش‌ماهه را بوسید سخت تیر هم از پا درآوردش ولی سم بیشتر @hosenih شمر گفتا خنجرم بر حنجرش کاری نشد بی‌اثرتر بود هرچه می‌کشیدم بیشتر هر نفس از خیمه آتش بیشتر شعله گرفت بازدم هم سوخت در شعله ولی دم بیشتر هر کسی با بردن چیزی دل زینب شکست ساربان با بردن انگشت و خاتم بیشتر گرچه درهم بود اوضاع سر و گیسوی او گیسوانش روی نیزه ریخت درهم بیشتر @hosenih از حکایات تنور، عرش خدا بی‌تاب شد مادرش بی‌تاب شد قدر مُسلّم بیشتر سیلیِ محکم همه خوردند اما دخترش خورد از بین همه سیلیّ محکم بیشتر ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ تک و تنها شد و شکل محنش ریخت بهم رفتنش ریخت به هم، آمدنش ریخت بهم آن قدَر اسب به روی بدن قاسم تاخت که قد و قامت سرو حسنش ریخت بهم @hosenih دید گلبرگ گلم تازه کمی باز شده حرمله زود روی دست منش ریخت بهم بدن مُثله که مخصوص علی‌اکبر نیست این حسین است که نظم بدنش ریخت بهم نیزه و تیر و سنان، سنگ و عصا و شمشیر جوشنش ریخت به هم، وضع تنش ریخت بهم کهنه‌پیراهن او حکم کفن داشت براش حیف غارت شد و وضع کفنش ریخت بهم خون انگشت به انگشتر او جاری شد نیمه‌شب رنگ عقیق یمنش ریخت بهم صوت قرآن تو را خواهر تو دیر شناخت علتش چیست صدای سخنش ریخت بهم @hosenih داخل طشت طلا بود که دندان‌هایش خیزران خورد و درون دهنش ریخت بهم دل، مدینه بدنش کرببلا، سر در شام یوسف فاطمه گویا وطنش ریخت بهم ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ انگار کسی در نظرت غیر خدا نیست این مرحله را غیر امام‌الشّهدا نیست آئینه‌تر از روی تو خورشید ندیده این روی برافروخته جز رنگ خدا نیست @hosenih آرامِ دلم، خیمه به هم ریخته بی‌تو برگرد که بعد از تو مرا غیر بلا نیست با این همه لشگر چه کنی ای گل زهرا این دشت به جز نیزه و شمشیر بلا نیست ای یوسفم از غارت این گرگ‌صفت‌ها جز پیرهن کهنه تو را چاره‌گشا نیست دستی به دلم گر بنهی زنده بمانم ورنه پس از این، چاره به جز مرگ مرا نیست هرچند که دل داده‌ای ای ماه به رفتن والله که جز ماندن تو حاجت ما نیست تا بر سر معجر ننهم دست اسیری کار تو برایم به جز از دست دعا نیست @hosenih از غارت خیمه به دلم شور عجیبی است سجّاد اگر هست علمدار وفا نیست ای کاش که انگشتر تو زود درآید در سنّت غارت‌گر انگشت، حیا نیست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ تا میان روضه‌ات ما را مکان دادی حسین دست ما گریه‌کنان برگ امان دادی حسین تو نوشتی خواهرت هم پای آن را مُهر کرد اشک دادی و به ما سود کلان دادی حسین @hosenih روضه‌خانه: طور سینا، ما: کلیم گریه‌کن در مناجات خودت ما را زبان دادی حسین این دهه با سیل اشک ما مشخّص می‌شود برکتی را که به شیر مادران دادی حسین من: حبیب بن مظاهر، تو: مسیح اهل بیت لطف کردی و به این دل‌مرده جان دادی حسین تا بریزد از سر و رویم غبار معصیت مثل یک پرچم وجودم را تکان دادی حسین رقّت قلبم زیاد و جسم و روحم شُسته شد تا ز چای روضه‌ات یک استکان دادی حسین من نمک‌گیر تو و اجداد و اولاد توام چون به دست خالی من آب و نان دادی حسین @hosenih دست بالا بردی و از پشت در خیرت رسید هر چه را که خواستم، تو بیش از آن دادی حسین دوست و دشمن ندارد، بخشش تو حیدری‌ست خاتمت را هم به دست ساربان دادی حسین ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ راوی از جوششِ دل‌ها می‌گفت از عطشِ‌دیدن گل‌ها می‌گفت راویِ خسته‌دل و لب‌تشنه داشت می‌گفت ز تیغ و دشنه @hosenih نوجوان دختر نازی بودم با پدر همدم رازی بودم پدرم با دل سوزان فرمود دخترم غربت‌تان آید زود من دگر می‌روم از محضرتان چه بلاها که بیاید سرتان با همه‌قافله همکاری کن عمه را در همه‌جا یاری کن عمه را می‌سپرم من به خدا و به عمه بدهم دست ترا بنشین بر سر زانو، غم بار رفتم و شد به قیامت دیدار @hosenih بنشین آهِ غریبی بکشم بر سرت دست یتیمی بکشم بنشین مرهم جانت بشوم بوسه بر تشنه‌لبانت بزنم آری آزاد دگر آب شود سر بریدن پس از این باب شود در امان معجر زن‌هاست هنوز رأس‌ها روی بدن‌هاست هنوز بعد از این سر ز بدن‌ها بِبُرَند هجمه بر خیمه‌ی زن‌ها ببرند نیزه‌داران نرسیدند هنوز رأس سقا نبریدند هنوز بعد از این اوج بلا و غم‌هاست نوبت حمله به نامَحرم‌هاست @hosenih چون‌که دیدید به نیزه سر من به اسیری برود خواهر من زیور آلات ز خود برگیرید چند تا مقنعه بر سر گیرید روسری، چادر، معجر، جلباب شد به دوران اسیری کمیاب بعد از این خسته‌دل و زار شوید شاهد کوچه و بازار شوید چون‌که از مقتل بابا گذرید روضه‌ام را به مدینه ببرید غرقِ خون پیکرِ من می‌بینید بدن بی‌سرِ من می‌بینید گرچه با خاک تنم یکسان است نیزه‌ها بر بدن عریان است @hosenih عمه یک لحظه ز غم می‌میرد بوسه از حنجر من می‌گیرد زنده ماند که مرا زنده کند عشق را زنده و پاینده کند چون‌که خواهید ز مقتل بروید نکند سر به گریبان بشوید دشمنان هرچه که بهتان بزنند تازیانه به یتیمان بزنند یاد از غربت زهرا بکنید یاری نهضت زهرا بکنید سر بر آرید ز مقتل پیروز خطبه خوانید و لیکن جانسوز من که خود ناطق قرآن هستم به‌خدا عاشق قرآن هستم آیه‌هایی که ز من می‌شنوید کوفه و شام مفسّر بشوید هست رأس‌الشهدا همره‌تان همه‌جا دست خدا همره‌تان @hosenih با عمو بر سر نی راز کنید عقده‌های دل‌تان باز کنید برسانید چنین پیغامم که من احیاءگر اسلامم دوستان را برسانید سلام از سوی من برسانید پیام آب نوشید که من سوزانم آب با یاد لب عطشانم ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ وای از این روضه که از آن شده دفتر خونین روضه خوان خون به دل و مسجد و منبر خونین مستمع جامه ی خود چاک زد از این ماتم مادری لطمه به صورت زد و منبر خونین @hosenih روضه اینست که مابین دو تا نهر حسین با لب تشنه زمین خورده و پیکر خونین یک نظر کرد به خیمه، نظری کرد به آب جگرش خون شده، پیکر شده یکسر خونین نیزه ها بر تنش از هر طرفی می آیند بسملی می شود این مرغ تن و پر خونین یادش آمد که چطور اصغر او پرپر شد صورتش هم شده با صورت اکبر خونین در همین حول و لا شمر به گودال رسید دشنه آورد برون، شد دل خواهر خونین @hosenih تیغ از سمت گلویش نبرید -اما شمر- دید از حنجر مولا نشده سر خونین؛ عصبانی شد و با پا بدنش را چرخاند بعد از آن بود که شد حنجر و خنجر خونین ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ دار و ندار زینب، روح بهار زینب به گلشن نبوّت بنفشه زار زینب ای که حسین ماند از تو یادگار زینب زِ سرّ حق تعالی پرده برآر زینب نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب @hosenih ای که برادرانت همه مطاف بودند به دور تو چو کعبه گرم طواف بودند کنار چادر تو به انعطاف بودند اُف به سراب دنیا، به روزگار زینب نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب @hosenih بیا به قتلگاهم ماهِ منیر بنگر بیا برادرت را یک دل سیر بنگر به زیر پای نیزه مرا حصیر بنگر حصیر را به شن ها وامگذار زینب نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب @hosenih کشته شده حسینت چو آفتاب تشنه به روی خاک اِبنِ ابوتراب تشنه مثل دو تا علیّ اش رفته بخواب تشنه بیا به زخم هایم گریه ببار زینب نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب @hosenih دور و برم هزاران رنگ پریده نیزه به جسم من چو باران نیزه چکیده، نیزه سه شعبه، نه دلم را نیزه دریده، نیزه چقدر دشمن از من نیزه کشیده، نیزه دمیده نیزه زار از این تن زار زینب نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih