eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ چنان بخشیده حق بر فاطمه نام عزیزش را که حتی برده بالا عزتش شأن کنیزش را بساط فیض عالم بر رضای فاطمه بند است مقرب می کند زهرای اطهر مستفیضش را @hosenih اگر چه آسیابش محور ارزاق گردون است از این دنیا برای خود نمی خواهد پشیزش را غلامی حر شد و قرضی ادا گشت و فقیری سیر خدا با خنده برگرداند بر او سینه ریزش را اگر چه زیر و رو شد پیکرش اما کسی از او ندید اصلا سکوت حنجر دشمن ستیزش را @hosenih دری که سوخته با ضربه ای آرام می ریزد بگو کمتر کند ملعون از این در دورخیزش را نمی فهمد اگر آن بی حیا پس لااقل ای کاش درِ خانه نگه دارد عقب، مسمار تیزش را ثمر از شاخه افتاد و خدا بر خویش واجب کرد برای قاتل محسن عذاب رستخیزش را @hosenih الهی هیچ مردی در کنار بستر همسر نبیند در بهارانش خزان برگ ریزش را ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ آتشی در خانۀ اهل کسا انداختند ریسمان بر گردن شیر خدا انداختند بدتر از آن ریسمان این بود که ، در پشت در یاس هجده سالۀ او را ز پا انداختند @hosenih با لگد گیرم چنان انداختندش بر زمین پیش چشم دخترش زینب چرا انداختند فرصتِ آنکه سرش را خم کند پیدا نکرد دست ، سمت صورت او بی هوا انداختند دور از چشم علی فضه بیا امداد کن با لگد هم طفل من را هم مرا انداختند @hosenih از علی شد هتک حرمت وقت مسجد بردنش از سرش عمّامه از دوشش عبا انداختند دیدنِ این چادر خاکی علی را می کشد روی چادر چند تایی ردِّ پا انداختند آتشی را کز درِ این خانه شعله می کشید بعدها در خیمه های کربلا انداختند @hosenih دیدهء عباس روی نیزه ها پُر آب شد دختری را بی هوا از ناقه تا انداختند جان فدای آن سری که شامیان با سنگها شرط بستند و ز رویِ نیزه ها انداختند گشت آقایی میان خاکها با گریه گفت : ... خاتمت بردند ، انگشتت کجا انداختند ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ عشق آمد پشت در اما چرا آتش گرفت کنج دیوار غریبی آشنا آتش گرفت در , کنارش سوخت و دیوار هم خون گریه کرد فاطمه تا ناله زد ارض و سما آتش گرفت @hosenih خصلت پروانگی میمرد اگر زهرا نبود تا فدای عشق گردد بارها آتش گرفت هیچ کس مانند مولا از غم زهرا نسوخت شمع جانش آب شد تا بی صدا آتش گرفت روضه خوان سادات مجلس را کمی آرام کن حرف سیلی شد دل صاحب عزا آتش گرفت @hosenih شیعه خون می گرید از غم گریه ارث مادری است فاطمیه آمد و دلهای ما آتش گرفت ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ در شهر اگر هیچ کسی را غم دین نیست تا فاطمه زنده است علی خانه نشین نیست ای دست پر از پینه ز چرخاندن دستاس افلاک در افلاک تو را جایگزین نیست @hosenih در کوچۀ مسجد تو زمین خوردی و در ما جز پینۀ چون زانوی اشتر به جبین نیست انصار هم از خطبۀ تو شرم نکردند کردند بهانه که چنان است و چنین نیست غصب فدک این بود که نام تو نباشد پیداست که دعوا سر یک تکّه زمین نیست @hosenih کو چادر خاکی شده کو دامن مولا تا کی بزنم چنگ به حبلی که متین نیست جایی که علی هست معاویه چه کاره است قرآن ِ سر نیزه که قرآن مبین نیست ای کاش که خود را برسانم به رکوعش زیرا که بجز نام تواش نقش نگین نیست @hosenih مقصود خدا از دو جهان خلقت زهراست المنّة للّاه که این است و جز این نیست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ زهرایی و مدح تو فراتر ز کلام است عالم همگی خیره بر این شان و مقام است معصوم ز اوصاف تو باید بزند دم اظهار نظر بر من بیچاره حرام است @hosenih در شادی و در غصه و در شام و سحرگاه یا فاطمه ذکر لب آیات عظام است هر روز درِ خانه ی تو معجزه دیدیم مانند خدا هستی و لطف تو مدام است هر کس که شده مرد شهادت پسر توست هر کس که غلام تو شود مرد قیام است @hosenih فردای قیامت به تو افتد سر و کارش هر کس که فقط دغدغه اش حفظ امام است از هر که بُوَد در طلب فیض شهادت بر محسن شش ماهه تو عرض سلام است *** پایان پرستاری زینب شده نزدیک زن ها همه گفتند که کار تو تمام است ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ بی تو هر جا می روم احساس غربت می کنم راه بر جایی ندارد هر چه همت می کنم بی تو آرام و قراری نیست در دنیای ما دور مانده از خوشی با هر که صحبت می کنم @hosenih نامه اعمال من حال تو را بد می کند جمعه ها بدجور احساس خجالت می کند غیر تو هر کس رفیقم شد نزد چنگی به دل بعد ازین تا زنده ام با تو رفاقت می کنم روز و شب فکر همه هستم ولی فکر تو نه حال هر کس جز تو را آقا رعایت می کنم @hosenih من که باری بر نمی دارم ز روی شانه ات با چه رویی بر تو اظهار ارادت می کنم *** تا نرفته فاطمیه آبرویم را بخر فکر کن که مادرت گفته وساطت می کنم ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ وقتش رسید هم، سخنت را عوض کنی هم خواهش رها شدنت را عوض کنی لاغر شدی کفن دگر اندازه تو نیست باید زمان پر زدنت را عوض کنی پهلو عوض نکن تو که مجبور می شوی وقت نماز پیرهنت راعوض کنی دستت تکان نمی خورد اصلاً نیاز نیست بادست خود لباس تنت را عوض کنی باید که یا تحمل بی تابی حسين یا جای بغچه ي کفنت را عوض کنی باغ بنفشه شد به خدا غنچه تنت مویم سفید می شود از راه رفتنت @hosenih خیلی رعایت دل بی یار می کنی داری مرا به خویش بدهکار می کنی حتی هنوز هم که دگر بی نفس شدی با این نفس نفس نفسم کار می کنی پنهان نکن عزیز دلم بی دلیل نیست تا می رسم تو روی به دیوار می کنی باشد نگو فقط کمی آرام گریه کن همسایه را دو مرتبه بیدار می کنی نیلوفرم قدم به قدم زرد می شوی پا می شوی دوباره کمر درد می شوی @hosenih شکرخدا که ظاهراً امروز بهتری نان می پزی و دست به دستاس می بری باشد قبول خوب شدی! جمله ای بگو تا مطمئن شوم که ز پیشم نمی پری دلتنگ دست های تو و موی زینبند آئینه ها و شانه و سنجاق و روسری این فاطمه که فاطمه این سه ماه نیست حالا درست مثل زمان پیمبری قد قامت صلات! زمان نماز شد باید نماز را سر پا جا بیاوری اما دوباره پای قیام تو پانشد حتی قنوت نافله ات هم ادا نشد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ اینگونه خورشیدی که پشت ابر می ماند ته می کشد تا انتهای صبر می ماند خاری میان چشم حیدر می شود آخر این اختیاری که شبیه جبر می ماند @hosenih حتی اگر زخمی شود یا دست و پا بسته یک ببر تا پایان عمرش ببر می ماند در کوچه ها یک عابری را می شناسم که اصلا مسلمان نیست مثل گبر می ماند هرگز نخواهد گفت زهرا از کبودیها اینگونه رازش تا ابد در قبر می ماند ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ هر زمان سختی هر مرحله بی حد می شد فاطمه مادر دلسوز محمد می شد گاه با تیغ زبان یک تنه حیدر بود و گاه در خواندن خطبه خود احمد می شد @hosenih برساند به نبی، یا به علی، یا زهرا؟ حامل وحی در این بیت مردد می شد چه یتیم و چه اسیر و چه فقیر و مسکین بهره مند از کرمش هر که می آمد می شد چادر فاطمه از گبر مسلمان می ساخت لاابالی درِ این خانه مقید می شد @hosenih پشت این در ملک الموت سه بار اذن گرفت آتش و دود به اذن چه کسی رد می شد؟ چه گذشته است مگر در پس این در؟ که علی - حرف در می شد اگر، حال دلش بد می شد پاره ی جان نبی داشت به همراه پسر روزی از کوچه ی شهر پدرش رد می شد @hosenih ناگهان شیشه ی عمر پسر افتاد و شکست وسط کوچه همان شد که نباید می شد مانده ام! دشمنش آخر چه گره داشت مگر؟ وا نمی شد اگر اینگونه نمی زد؟... می شد! کاش می آمد و با کندن بنیان ستم بانی ساختن مرقد و گنبد می شد ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ جهان آموخت از تو درس غیرت را شجاعت را عنایت را کرامت را مسلمان میشود درسایه سارتو یهودی دارد ازتواین هدایت را @hosenih قیامت میکند چادر نمازتو نشان دادی به این عالم اصالت را پیمبر با تو دلگرم و علی آرام و دارد هرکه از تو این محبت را ... شکوفه با نسیمی زود می افتد گرفت ازباغبان این داغ طاقت را @hosenih نه تنها در میان کوچه ها بلکه نشان دادی تو عمری استقامت را علی را جور دیگر امتحان کن چون ندارد لحظه ای او تاب داغت را نمیدانم چه حالی داشت آن لحظه که برگرداند مولا آن امانت را @hosenih اگر دنیا بهم میریخت معنا داشت جهان در خود ندید اینگونه غربت را دلش خون است از این شهر بی انصاف از آن دستی که گلگون کرد صورت را بماند روضه ها... داغیست تا محشر علی برسینه دارد این شکایت را @hosenih نمی ماند زمان آن روز می آید قیامت میکند زهرا قیامت را فقط آنروز مادر ! از تو میخواهم شفاعت را شفاعت را شفاعت را ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ شب شد و مادرمان گفت: کجایی زینب؟ گفت: سجاده ی من را تو بیانداز امشب کمکم کن که به محراب نمازم بروم تا به آرامگه راز و نیازم بروم @hosenih گفت خواب دل عشاق حرام است عزیز من به سجده برسم کار تمام است عزیز تا به محراب بیاید دل من غوغا شد چند باری وسط راه نشست و پا شد تا خود صبح فقط غصه ی مردم را خورد آن قدر آه کشید و جگرم را آزرد @hosenih در کنارش چقدر آیه ی قرآن خواندم تا کمی خوب شود ذکر فراوان خواندم وسط معرکه ی خوف و رجا خوابم برد وسط گریه و ما بین دعا خوابم برد حق، نگاهی به دعای دل غم بارم کرد بوی نان آمد و این رایحه بیدارم کرد @hosenih بسترش جمع شده مطمئنا خوب شده فضه جان گریه نکن مادر من خوب شده شاد بودم که غم و ماتم مان می میرد مادرم باز مرا در بغلش می گیرد تشنه ی دیدن او تشنه ی ماه رویش با چه شور و شعفی باز دویدم سویش @hosenih نظرم بر رخ رنجور و صبورش افتاد بر دل خونی دستاس و تنورش افتاد خاک غم ریخت سرم تا که نگاهش کردم دل من ریخت به هم تا که نگاهش کردم سرفه می کرد ولی باز خودش نان می پخت شد رخش زرد ولی باز خودش نان می پخت @hosenih چقدر در وسط دود تنش می لرزید وقت برداشتن نان بدنش می لرزید تا که جارو بزند پا شد و بازو را بست به روی دست خودش دسته ی جارو را بست بین جارو زدنش بازویش از کار افتاد وسط کار نگاهش سوی مسمار افتاد @hosenih گفت: ای دست مدارا کن عزیزم با من گفت: باید که بشویم حسنینم را من آب می ریخت حسن، بی کفنش را می شست آب می ریخت حسین و حسنش را می شست لاله ها دور و برش ریخت، خدا رحم کند آب بر بال و پرش ریخت، خدا رحم کند @hosenih بار پرواز خودش را به روی دوش گرفت آخرین بار مرا مادرم آغوش گرفت بوسه را حضرت حنانه به گیسویم زد با پر زخمی خود شانه به گیسویم زد رنگ از چهره ی غمگین شده ی کوثر رفت با دل غم زده ی خود به سوی بستر رفت @hosenih ناگهان ناله ی اسما همه جا را پر کرد داغ جانسوز عظیمی دل ما را پر کرد اهل یثرب به خدا حاجت تان گشت روا بعد از این وای بر احوال دل شیر خدا ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ حرام گشته به آتش، جدا شده است ز نار به نام فاطمه،حيران نام فاطمه ام @hosenih نگفته حاجتمان را روا كند بانو هميشه شكر گذار مرام فاطمه ام تمامي بركات از علي و آل عليست خوشم كه پيروِ اين يك پيام فاطمه ام سه روز روزه گرفت و غذا به سائل داد تمام عمر گداي صيام فاطمه ام @hosenih چهل نفر همه در جنگ با علي بودند عجيب در عجب از اين قيام فاطمه ام ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih