eitaa logo
اشعار آیینی حسینیه
49.5هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
408 ویدیو
29 فایل
آدرس اینترنتی پایگاه حسینیه(مرجع تخصصی هیأت) http://hosseinieh.net آیدی خادم کانال: @addmin_roze کانال دوبیتی و رباعی: 👉 @dobeity_robaey فروشگاه حرز و انگشتر: 👉 @galery_rayan با کمالِ احترام، تبادل‌ و‌ تبلیغ #نداریم🙏🌹
مشاهده در ایتا
دانلود
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ در خانه کیست تا که مرا یاری ام کند؟ با این همه گناه و خطا یاری ام کند گفتم دخیل حضرت صاحب زمان شوم گفتم قسم به فاطمه تا یاری ام کند @hosenih وقتی سرم مقابل بیگانه خم شده دیگر چگونه قبله نما یاری ام کند؟! خود را کشانده ام وسط اهل مغفرت شاید کنار اهل دعا یاری ام کند با معصیت چقدر دلش را شکسته ام باید ازین به بعد حیا یاری ام کند @hosenih باید دلم شکسته شود تا که دیده ام... ... در لا به لای زمزمه ها یاری ام کند مثل همیشه چشم به راهش نشسته ام تا که خودِ امام رضا یاری ام کند دلگرم قول های رئوفانه مانده ام او قول داده است سه جا یاری ام کند @hosenih در روضه های فاطمیه مادری غریب با دست های عقده گشا یاری ام کند آتش گرفت چادر زهرا و ناله زد: سلمان کجاست تا که عبا یاری ام کند حالا که دست شیر خدا بسته شد به صبر فضه به جای شیر خدا یاری ام کند ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ گرچه وقت ایستادن دردهایش بیشتر بود درد اندوه علی (ع) از درد پایش بیشتر بود عشق یعنی تا علی (ع) از راز او سر در نیارد هرچه دردش بیشتر، لبخندهایش بیشتر بود @hosenih عشق یعنی گرچه می دانست روز آخرین است بر امور خانه اما اعتنایش بیشتر بود کوچه های شهر خاکی هست اما این اواخر رد پای خاک کوچه بر ردایش بیشتر بود وقت پیری نه، عصای دست مادر در جوانی است این اواخر بر حسینش اتکایش بیشتر بود @hosenih کار با آن کس که اسمش را نمی گویم ندارم کاش اما شعله ی آتش حیایش بیشتر بود من که از این رازها سر در نمی آرم ولی باز سوره ی کوثر الهی نقطه هایش بیشتر بود *** از کرم باشد نه از مکنت، اگر در کل کوفه بر در این خانه از هر جا گدایش بیشتر بود @hosenih شاعرم با بیت هایی الکن، اما کاش وسعم ار غزل هایی که می گویم برایش بیشتر بود ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ، ▶️ گیرم غم و مصیبت مان کم نمی شود یک ذره از محبت مان کم نمی شود ما سائلان اهل کسای پیمبریم بر پنج تن ارادت مان کم نمی شود @hosenih با اقتدا به سیره ی زهرای مرضیه از لذت عبادت مان کم نمی شود با روی سرخ، رو به اجانب نمی زنیم حداقل شرافت مان کم نمی شود باور کنیم روزی مان دست فاطمه است باور کنیم برکت مان کم نمی شود @hosenih عزت برای فاطمه و اهل فاطمه است با فاطمیه عزت مان کم نمی شود دشمن خیال حمله به ایران نمی کند تا از ولی اطاعت مان کم نمی شود ما پیرو سیاست زهرای اطهریم یعنی غم ولایت مان کم نمی شود @hosenih در فتنه سبکِ ماست همان سبک فاطمه در فتنه از بصیرت مان کم نمی شود کوری چشم لشگر طاغوت لحظه ای از سوریه حمایت مان کم نمی شود خط مدافعان حرم خط فاطمه است از این مسیر صحبت مان کم نمی شود @hosenih چادر، سلاح فاطمی دختران ماست با این سلاح هیبت مان کم نمی شود خدمت به فاطمه همه ی آبروی ماست در راه عشق خدمت مان کم نمی شود در گِرد شمع، بال و پر ما اگرچه سوخت یک عاشق از جماعت مان کم نمی شود @hosenih آتش گرفت صورت آتش نشان و گفت: از فاطمه خجالت مان کم نمی شود ای کاش می کشید پرش را کمی عقب صد آه... حیف، حسرت مان کم نمی شود اصلا چه شد غلاف به بازوی او گرفت؟! سخت است روضه، حیرت مان کم نمی شود ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ دیر است ای اجل به نجاتم شتاب كُن جانم بگیر و خانه ی غم را خراب كُن چشم انتظارِ مرگِ من اهلِ مدینه اند یارب دعایِ شهرِ مرا مستجاب كُن @hosenih با التماس گفت بمان خوب می شوی ای زخم سینه ام تو علی را جواب كُن دستِ شكسته ام كه تكانی نمی خورَد زینب بیا و ظرفِ حُسینم پُر آب كُن سر را نمی شود كه گذاری به سینه ام جایی برایِ خُفتنِ خود انتخاب كُن @hosenih سنگینیِ دری كه مرا پشتِ خود شكست از زخم هایِ سرخ و كبودم حساب كُن ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ دمِ آخر وصيتی دارم اي علی جان به خاطرت بسپار نيمه شبها حسينِ دلبندم با لب تشنه می شود بيدار @hosenih بارِ سنگين اين وصيت را از سرِ شانه های من بردار قبل خوابيدنش عزيز دلم ظرف آبی برای او بگذار @hosenih گريه كردم ز غربتش ديشب تا سحر سوختم برای حسين با همين دست ناتوان امروز پيرهن دوختم برای حسين @hosenih كفنش را به زينبم دادم حرف های نگفته را گفتم چند ساعت برای دختر خود فقط از رنج كربلا گفتم @hosenih گفتمش ميوه ی دلم زينب كربلا باش يار و ياور او ظهر روز دهم به نيتِ من بوسه ای زن به زير حنجر او @hosenih وقت افتادنش به روی زمین چشم خود را ببند مثل خدا صبر كن دختر عقيله ی من قهرمان بزرگ كرب و بلا ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ آمد محرّم علی و ماه فاطمه آتش گرفته جان تو از آه فاطمه با ذوالفقارِ خون جگر خورده در نيام بازآی خون فاطمه خونخواه فاطمه @hosenih بازآی تا تو روضه بخوانی برايمان با هاى هایِ گريه‌ی جانکاه فاطمه بی‌شک سه ماه خوانده تو را با دو چشم تر بالای قبر محسن شش‌ماهه، فاطمه آه از ميان آن در و ديوار شد شروع بعد از نبی، سلوک إلى الله فاطمه @hosenih پشت در و کنار بقيع و به روی نی معنا شده‌ست سرِّ فديناه فاطمه محشر، به پاست روضه‌ی مولای بی‌کفن پيراهنی‌ست کهنه به همراه فاطمه دارد به روی دست، دو دست قلم شده دستی که در مقام شفاعت علم شده ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم الله الرحمن الرحيم ▶️ نام تو را نوشتم و پشت جهان شکست آهسته از غم تو زمین و زمان شکست پرسید آسمان چه نوشتی که اینچنین... گفتم که فاطمه، کمر آسمان شکست @hosenih هجده بهار دیدی و در سوگ تو دلم بعد از هزار و سیصد و چندین خزان شکست ای دل بسوز و بشکن تا باورت شود حتما دری که سوخته را می توان شکست بانوی نور در دلتان رنگی از خداست زیباتر است بر قد رنگین کمان شکست @hosenih با هر دری که بعد نگاه تو باز شد انگار در گلوی علی استخوان شکست ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ همینکه درد زِ چشمِ تو خواب می‌گیرد تمامِ جانِ مرا اضطراب می‌گیرد بیا به همسرِ خود لحظه‌ای تبسم کُن دلم از اینهمه حالِ خراب می‌گیرد @hosenih گشوده دخترِ تو آیه‌هایِ قرآن را نشسته رویِ سرِ خود کتاب می‌گیرد عوض شده است در این خانه کارها امشب حسین پیشِ لبت ظرفِ آب می‌گیرد مواظب نَفَسَت باش ای تَرک خورده یواشتر که تنت را عذاب می‌گیرد @hosenih خدا کند که نبینند پهلوانی را که آستین رویِ ردِ طناب می‌گیرد سلام می‌کند اما علی از این مردم فقط زِ خنده‌یِ قنفذ جواب می‌گیرد ببین به خاکِ سیاهم نشاند آن نامرد که خانومم به رُخِ خود نقاب می‌گیرد @hosenih کسی به سینه‌ی دیوار و در فشارت داد شبیه آنکه زِ گلها گلاب می‌گیرد **** **** **** سه تا کفن به رویِ دست زینب و غش کرد به طفل حق بده این روضه تاب می‌گیرد « حسین بی کفن و تو به شام می‌آیی و بند بندِ تو را التهاب می‌گیرد @hosenih تمامِ دُخترکانت گرسنه‌اند اما خرابه را همه بوی کباب می‌گیرد همانکه تَرکه‌ی او می خورَد به طشتِ طلا نشسته پیش حسینت شراب می‌گیرد صدایِ چوبِ بلند و صدایِ نامحرم میانِ دست سرش را رُباب می گیرد» ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ( ) ▶️ خیبر شکن و خانه نشستن هیهات در برزخ آفتاب بستن،هیهات @hosenih ( لا اسئلکم علیه اجرا) یعنی سیلی زدن و سینه شکستن هیهات ⏭ پاییز دلان به یکدگر پیوستند دیدند که در باده ی غفلت مستند @hosenih تا ترجمه موده فی القربی کامل بشود دست علی را بستند ⏭ ای جان جهان لحظه پرواز شده است درهای بهشت جاودان باز شده است @hosenih تا دفتر زندگانی ات پایان یافت غمهای بنی فاطمه آغاز شده است ⏭ در چشم علی، جهان شب است از امروز از غصه دلش لبالب است از امروز @hosenih با حسرت و اندوه به خود می گوید: کدبانوی خانه زینب است از امروز ⏭ مرهم به روی جراحتم بگذارید حرمت به همین صراحتم بگذارید @hosenih من خونجگر از خاطره ی زهرایم مردم بروید راحتم بگذارید ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ " دل شکسته" مرا صدا کنید، کافی است نظر بر این سرای بی بها کنید، کافی است قبول... لایقِ زیارت شما نبوده ام فقط کمی برای من دعا کنید کافی است @hosenih کسی که تحبس الدعا شود، غریب می شود کمی به این غریبه اعتنا کنید کافی است بس است در به در شدن، بس است خون جگر شدن به روی من در انابه وا کنید... کافی است... دوا نخواستم، همین هم از سرم زیادی است مرا فقط همین که مبتلا کنید، کافی است @hosenih به دستْ پخت نان فاطمه عزیز می شود حقیر را دخیل این سرا کنید، کافی است قسم به ربنای فاطمه به این شکسته دل کمی حلاوت دعا عطا کنید، کافی است فدای مادری که با دل شکسته ناله زد بس است حیدر مرا رها کنید‌... کافی است... @hosenih صبور شهر را چرا به دست بسته می برید ز روی دختر نبی حیا کنید... کافی است... ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ چنان بخشیده حق بر فاطمه نام عزیزش را که حتی برده بالا عزتش شأن کنیزش را بساط فیض عالم بر رضای فاطمه بند است مقرب می کند زهرای اطهر مستفیضش را @hosenih اگر چه آسیابش محور ارزاق گردون است از این دنیا برای خود نمی خواهد پشیزش را غلامی حر شد و قرضی ادا گشت و فقیری سیر خدا با خنده برگرداند بر او سینه ریزش را اگر چه زیر و رو شد پیکرش اما کسی از او ندید اصلا سکوت حنجر دشمن ستیزش را @hosenih دری که سوخته با ضربه ای آرام می ریزد بگو کمتر کند ملعون از این در دورخیزش را نمی فهمد اگر آن بی حیا پس لااقل ای کاش درِ خانه نگه دارد عقب، مسمار تیزش را ثمر از شاخه افتاد و خدا بر خویش واجب کرد برای قاتل محسن عذاب رستخیزش را @hosenih الهی هیچ مردی در کنار بستر همسر نبیند در بهارانش خزان برگ ریزش را ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih
بسم‌الله الرحمن الرحیم ▶️ چقدر گرم دعایی برای همسایه چه رازی است نهان در دعای همسایه؟ @hosenih چقدر مردم این کوچه بی وفا بودند که بود پاسخ مهرت ، جفای همسایه چگونه گم شده راه خدا که جا مانده ست به روی چادر تو ، ردپای همسایه برای کندن یک شاخه یاس از ریشه به صف شدند تمام قوای همسایه به حول و قوه ی بازوی زخمی زهرا به دور ماند علی از بلای همسایه @hosenih نداشت حاصل دیگر به غیر عاشورا بزرگتر شدن بچه های همسایه ⏹ © کانال رسمی "حسینیه؛ پایگاه تخصصی مدح و مرثیه"؛ @hosenih