eitaa logo
منبرک
10هزار دنبال‌کننده
626 عکس
135 ویدیو
40 فایل
💠 صحبت های کوتاه دو دقیقه‌ای ارتباط با ما: @Admin_soada1
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰به مناسبت شب و روز عرفه 🔸️شب نهم ذی الحجه از لیالى متبرکه و شب مناجات با است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است و کسى که آن شب را به عبادت بسرآورد اجر صد و هفتاد سال عبادت داشته باشد. [مفاتیح؛ اعمال روز عرفه] 🔸️روایت شده که: حضرت علیه السلام در روز عرفه صداى سائلى را شنید که از مردم درخواست کمک مى‏نمود .فرمود: واى بر تو آیا از غیر خدا سؤال مى‏کنى در این روز و حال آنکه امید مى‏رود در این روز فضل خدا شامل بچه ‏هاى در شکم شود و سعید شوند. [مفاتیح؛ اعمال روز عرفه] 🔸️اهمیت دعا در روز عرفه به اندازه‏اى است که روزه ی این روز را براى کسى که روزه، باعث ضعف او هنگام دعا مى‏شود ممنوع کرده‏اند، با این که در روایات صحیحه آمده است که روزه آن کفاره نود سال مى‏باشد. [المراقبات ؛ اعمال روز عرفه؛ صفحه ۴۲۸] 💠 🆔 @manbarak
🔰میلاد علیه السلام ❇داستانک: 🔸️در عصر امام هادی (علیه السلام) شخصی بنام عبدالرحمن، ساکن اصفهان و پیرو مذهب تشیع بود (با توجه به اینکه در آن زمان ، در اصفهان کم بود). از عبدالرحمن پرسیدند؛ چرا تو امامت امام هادی (علیه السلام) را پذیرفتی،[و شیعه شدی]؟ 🔸️در پاسخ گفت : من فقیر بودم، ولی در جرات و سخن گفتن قوی. در سالی همراه جمعی از اصفهانی ها به عنوان اینکه به ما ظلم می شود، برای شکایت به شهر سامره نزد متوکل (دهمین خلیفه عباسی) رفتیم، کنار در قلعه متوکل منتظر اجازه ورود بودیم، ناگهان شنیدم که متوکل دستور احضار امام هادی (علیه السلام) را داده تا او را به قتل برساند. من به یکی از حاضران گفتم :این کیست که فرمان به احضار و سپس اعدام او داده شده است؟ 🔸️در جواب گفت :این کسی است که رافضی ها() او را امام خود می دانند، من تصمیم گرفتم در آنجا بمانم تا ببینم کار به کجا می کشد. 🔸️بعد از ساعتی دیدم امام هادی سوار بر اسب آمدند، مردم تا او را دیدند در طرف راست و چپ اسب او ، به راه افتادند، همین که چشمم به امام هادی خورد محبتش بر دلم جای گرفت ، دعا کردم که خداوند وجود نازنینش را از شر متوکل حفظ کند، همچنان ناراحت و نگران بودم و دعا می کردم که امام در میان جمعیت به من رسید و فرمود: 🔸️خداوند دعایت را مستجاب می کند، و مال و فرزند و عمرت زیاد خواهد شد. من از اینکه امام چنین از نهان خبر داد متحیر شدم، بطوری که رنگم تغییر کرد . حاضران گفتند چه شده ؟ چرا چنین حیرت زده ای؟ گفتم :خیر است، ولی اصل ماجرا را به کسی نگفتم. بعدا که به اصفهان برگشتم، کم کم بر مال و فرزندم افزوده شد و غنی شدم ، و اکنون بیش از هفتاد سال دارم. این بود علت تشیع من که این گونه به حقیقت رسیدم. 📚منبع:[ الثاقب فی المناقب: صفحه ۵۴۹،؛ کشف الغمه: جلد ۲، صفحه ۳۸۹ ؛ بحار، جلد ۵۰، صفحه ۱۴۱، حدیث ۲۶ و …] نکته اینجاست که ، اگر کسی برای امامش دعا کند ، امام برای او دعا می کنند. 💠 🆔 @manbarak
🔰عید غدیر خم 🔸️سلمان رحمه الله علیه نقل کرده است: روزی در محضر صلی الله علیه وآله وسلم شرفیاب بودم که علیه السلام وارد شد، رسول خدا به ایشان فرمود: علی جان، آیا تو را بشارت ندهم؟ علی علیه السلام فرمود: بفرمایید ای رسول خدا. فرمود: این دوست من جبرئیل است، به من از طرف پروردگار خبر می دهد که به شیعیان و دوستان تو هفت ویژگی عنایت نموده است: 🔸️الرفق عند الموت، 🔸️والاُنس عند الوحشه، 🔸️والنور عند الظلمه، 🔸️والأمن عند الفزع، 🔸️والقسط عند المیزان، 🔸️والجواز علی الصراط، 🔸️ودخول الجنّه قبل سائر الناس (من الاُمم) بثمانین عاماً. ۱– مدارا کردن و آسان گرفتن هنگام مرگ، ۲- آرامش هنگام وحشت، ۳- روشنایی هنگام تاریکی، ۴- ایمنی هنگام هراس، ۵- دادگری نزد سنجش اعمال، ۶- عبور از صراط، ۷- وارد شدن در بهشت، هشتاد سال پیش از آنکه دیگران به آنجا راه پیدا کنند. [کتاب القطره، جلد اول، روایت ۶۶۷] 💠 🆔 @manbarak
🔰بزرگترین عید امت اسلام، 🔸️قال جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصادق عَنْ أَبِیهِ (علیه السلام): أَنَّ إِبْلِیسَ عَدُوَّ اللَّهِ رَنَّ أَرْبَعَ رَنَّاتٍ؛ 🔸️یَوْمَ لُعِنَ 🔸️وَ یَوْمَ أُهْبِطَ إِلَى الْأَرْضِ 🔸️وَ یَوْمَ بُعِثَ النَّبِیُّ 🔸️وَ یَوْمَ الْغَدِیرِ. [کتاب قرب الاسناد ص ۹ حدیث ۳۰] از (علیه السلام) نقل شده است که می فرمایند: من از پدرم (علیه السلام) شنیدم که فرمودند؛ 🔸️چهار زمان شیطان از اوج ناراحتی فریاد کشید: اولین بار زمانی بود که از درگاه الهی طرد شد، دومین بار زمانی بود که از بهشت اخراج شد، (زمانی که حضرت آدم و حوا از درخت ممنوعه تناول کردند و همه با هم از بهشت اخراج شدند.)، سومین بار زمانی بود که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به پیامبری مبعوث شدند، چهارمین بار در روز غدیر بود. چرا؟ به این خاطر که بعد از بعثت، شیطان هنوز امیدوار بود که این دین به طریقی و به شکلی منحرف شود. همانند سایر ادیان، پس از فوت صلی الله علیه و آله و سلم دین اسلام نیز منحرف شود. اما در روز عید غدیر فهمید که دیگر امکان ندارد. «اکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَاتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتى» نیز برای این است. 💠 🆔 @manbarak
🔰هجدهم ذی الحجه، سالروز اکمال دین و اتمام نعمت، بزرگترین عید امت اسلام، ❇داستانک؛ برای انجام وظیفه اش وارد پاکستان شد، خبر ورودش به سرعت در تمامی مجامع علمی پیچید … اصرار می کردند برای ضیافت شام، همگی از علمای اهل سنت بودند، نمی پذیرفت، بازهم اصرار بالاخره گفت باشد ... نشسته بودند و در تلاش بر اینکه شیعه را ضایع کنند!! در نهایت کسی گفت: برای تبرک هرکدام حدیثی بخوانیم نوبت به او رسید. 🔸️گفت: تنها به این شرط می خوانم که همگی بر صحت حدیث از منابعتان اعتراف کنید. گفتند: باشد. 🔸️ گفت: قال (صلی الله علیه وآله وسلم): “من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته الجاهلیه” هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است. 🔸️از تک تک پرسید قبول است؟ گفتند: آری این صحیح ترین فرمایش نقل شده از رسول خداست. 🔸️گفت: آیا صدیقه کبری، امام زمانش را می شناخت و از دنیا رفت؟ امام زمانش که بود؟! 🔸️اگر می گفتند نمی شناخت -العیاذ بالله- سیده نساء العالمین به مرگ جاهلیت مرده است!! 🔸️و اگر می شناخت که همگی می دانستند بر طبق منابع معتبر خودشان، درحالی از دنیا رفت که به شدت از ابوبکر غضبناک بود! و باز برطبق منابع خودشان تنها کسی را که (س) به عنوان امام زمان خود انتخاب و اختیار کرده و در مقام حمایت و دفاع از او جانبازی کرده بود، (ع) بود و بس. 🔸️سکوت کردند.. مدتی بعد یکی یکی مجلس را ترک کردند. خاطره ای از علامه امینی عالم بزرگ تشیع، صاحب کتاب الغدیر و … منبع : وبلاگ وهابیت پژوهی 💠 🆔 @manbarak
🔰، سند حقانیت علیهم السلام. ( ۲۴ ذی الحجه سالروز مباهله ) 🔸️فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ. آل‏ عمران: آیه ۶۱ 🔸️(هر گاه بعد از علم و دانشى که (در باره مسیح) به تو رسیده،[باز] کسانى با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آنها بگو:” بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را، ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را، ما نفوس خود دعوت کنیم، شما هم از نفوس خود، آن گاه مباهله کنیم، و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم. 🔸️شان نزول: گفته‏ اند که این آیه و آیات قبل از آن در باره هیات نجرانى مرکب از عاقب و سید و گروهى که با آنها بودند نازل شده است، آنها خدمت پیامبر رسیدند و عرض کردند: آیا هرگز دیده‏اى فرزندى بدون پدر متولد شود، در این هنگام آیه” إِنَّ مَثَلَ عِیسى‏ عِنْدَ اللَّهِ …” نازل شد و هنگامى که صلی‌الله علیه و آله و سلّم آنها را به مباهله دعوت کرد، آنها تا فرداى آن روز از حضرتش مهلت خواستند و پس از مراجعه، به‏ شخصیتهاى نجران، (روحانى بزرگشان) اسقف به آنها گفت: ” شما فردا به محمد نگاه کنید، اگر با فرزندان و خانواده‏اش براى مباهله آمد، از مباهله با او بترسید، و اگر با یارانش آمد با او مباهله کنید، زیرا چیزى در بساط ندارد، فردا که شد پیامبر آمد در حالى که دست على بن ابى طالب را گرفته بود و حسن و حسین در پیش روى او راه مى‏رفتند و فاطمه پشت سرش بود. 🔸️نصارى نیز بیرون آمدند در حالى که اسقف آنها پیشاپیش شان بود، هنگامى که نگاه کرد پیامبر با آن چند نفر آمدند، در باره آنها سؤال کرد، به او گفتند: 🔸️این پسر عمو و داماد او و محبوب‏ترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر، فرزندان دختر او از هستند و آن بانوى جوان دخترش است که عزیزترین مردم نزد او، و نزدیک‏ترین افراد به قلب او است … 🔸️سید به اسقف گفت:” براى مباهله قدم پیش گذار”. گفت: نه، من مردى را مى‏بینم که نسبت به مباهله با کمال جرأت اقدام مى‏کند و من مى‏ترسم راستگو باشد، و اگر راستگو باشد، به خدا یک سال بر ما نمى‏گذرد در حالى که در تمام دنیا یک نصرانى که آب بنوشد وجود نداشته باشد. 🔸️اسقف به پیامبر اسلام عرض کرد:” اى ابوالقاسم! ما با تو مباهله نمى‏کنیم بلکه مصالحه مى‏کنیم، با ما مصالحه کن، پیامبر با آنها مصالحه کرد که دو هزار حله ( قواره پارچه خوب لباس) که حداقل قیمت هر حله‏اى چهل درهم باشد، و عاریت دادن سى دست زره، و سى شاخه نیزه، و سى رأس اسب، در صورتى که در سرزمین یمن، توطئه‏اى براى مسلمانان رخ دهد، و پیامبر ضامن این عاریتها خواهد بود، تا آن را بازگرداند و عهد نامه‏اى در این زمینه نوشته شد. 🔸️و در روایتى آمده است اسقف مسیحیان به آنها گفت:” من صورتهایى را مى‏بینم که اگر از خداوند تقاضا کنند کوه‏ها را از جا برکند چنین خواهد کرد، هرگز با آنها مباهله نکنید که هلاک خواهید شد و یک نصرانى تا روز قیامت بر صفحه زمین نخواهد ماند. 📚منبع: تفسیر نمونه، جلد ‏۲، صفحه ۵۸۰ 💠 🆔 @manbarak
🔰اول مرداد، سالروز شهادتداریوش رضایی نژاد، دانشمند هسته ای ایران قال رسول الله صلي الله عليه و آله : أقرَبُ النّاسِ مِن دَرجَةِ النُّبوَّةِ أهلُ الجِهادِ و أهلُ العِلمِ. نزديك ترين مردم به مقام نبوّت، اهل جهاد و اهل علم اند . كنزالعمّال ، ح ۱۰۶۴۷ ......................................... ❇داستانک؛ ⚘(۱) در یک مسأله علمی‌ پیچیده گیر کرده بودیم و راه حلی برای آن پیدا نمی‌کردیم. گفتیم رضایی‌نژاد می‌تواند کار را ادامه بدهد موضوع را بااو در میان گذاشتیم و مبلغ زیادی هم پیشنهاد کردیم. بی‌توجه به مبلغ پیشنهادی ما گفت: این مسأله به دردی هم می‌خوره؟ ما هم گفتیم: نه، به دردی نمی‌خوره، اما اینطوری ما اولین گروهی هستیم که توی جهان این مسأله رو حل می‌کنه. داریوش گفت: من اگه تو زندگیم بتونم، یه چوب کبریت یا یه پیچ‌گوشتی درست کنم که به درد چهار نفر بخوره، خیلی بیشتر برام ارزش داره تا اینکه بخوام بگم دستگاهی رو درست کردم که هیچ‌ کس مثل اون رو نداره یا مسأله‌ای رو حل کردم که هیچ کس حل نکرده. ....................................... ⚘(۲) داریوش اصلاً اهل تلویزیون نبود. اما این اواخر تا از سر کار می‌آمد می‌نشست پای تلویزیون و مرتب شبکه‌ها را بالا و پایین می‌کرد. گفتم: «چی شده؟ تلویزیونی شدی!» گفت: «بچه‌ها گفتن قراره یک فیلم در مورد شهید بابایی پخش کنن می‌خوام ببینیم زمان پخشش کیه. نکنه از دست بدمش.» به او فرصت این را ندادند که حتی یک قسمت از «شوق پرواز» را ببیند؛ ولی ما به یاد او سریال را دنبال کردیم. بعد از آن هر جا عکسی از شهید بابایی را می‌بینیم یادی از داریوش می‌کنیم. ........................................ ⚘(۳) یک روز آمدم، دیدم داریوش در آزمایشگاه من مشغول کار است. از منشی پرسیدم: من با آقای رضایی‌نژاد قرار داشتم؟ گفت: نه. جلو رفتم و پرسیدم: داریوش اینجا چه کار می‌کنی؟ گفت: «بعضی از دانشجوهای تو از من سوال داشتند، نمی‌شد تلفنی حل کنم. قرار گذاشتم تا در آزمایشگاه مسأله‌ها رو حل کنم.» برای من عجیب بود. آنها دانشجویان من بودند و داریوش هیچ مسئولیتی نسبت به آنها نداشت. فقط وجدان کاری او بود که به آنجا کشیده بودش. ........................................ ⚘(۴) تلفن همراهش زنگ خورد. داریوش دستش بند بود. گفت: ببین کیه؟ دیدم نوشته مشکوک. گفتم: مشکوک دیگه کیه؟ گفت ولش کن. جواب نده. چند روزیه زنگ می‌زنه و از من اطلاعات می‌خواد. رقم خوبی هم پیشنهاد میده. این روزهای آخر مرتب تماس می‌گرفت و دیگر خبری هم از پیشنهاد رقم‌های بالا نبود. فقط تهدیدش می‌کرد. آخر سر هم کار خودش را کرد. ...................................... 📚کتاب : شهید علم - دفتر دوم، نخبه شهید داریوش رضایی نژاد در آینه خاطرات. تحقیق و تنظیم: دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب، نشر معارف. چاپ ۱۳۹۲ 💠 🆔 @manbarak
🔰نماز آخرین روز سال قمری حضرت آیت الله مکارم شیرازی در کتاب مفاتیح نوین در اعمال آخرین روز سال قمری آورده اند: 🔸️این روز، روز آخر سال اسلامى قمرى است. لذا مرحوم «سیّدبن طاووس» نقل کرده است که در این روز، دو رکعت نماز مى خوانى و در هر رکعت، یک مرتبه سوره «حمد» و ده مرتبه سوره «قل هو اللّه» و ده مرتبه «آیه الکرسى» را مى خوانى و پس از نماز مى گویى: 🔸️اَللّهُمَّ ما عَمِلْتُ فى هذِهِ السَّنَهِ مِنْ عَمَل نَهَیْتَنى عَنْهُ وَلَمْ تَرْضَهُ، وَنَسیتُهُ وَلَمْ تَنْسَهُ، وَدَعَوْتَنى اِلَى التَّوْبَهِ بَعْدَ اجْتِرائى عَلَیْکَ، اَللّهُمَّ فَاِنّى اَسْتَغْفِرُکَ مِنْهُ فَاغْفِرْ لى، وَما عَمِلْتُ مِنْ عَمَل یُقَرِّبُنى اِلَیْکَ فَاقْبَلْهُ مِنّى، وَلا تَقْطَعْ رَجآئى مِنْکَ یاکَریمُ. 🔸️وقتى چنین کردى شیطان مى گوید: واى بر من! هرچه در مدّت این سال زحمت کشیدم (و او را وسوسه کردم) با این عمل، همه را از بین برد و سالش را به خیر پایان داد. مناسب است همین عمل، در پایان سال شمسى (روز آخر اسفندماه) نیز به قصد استحباب مطلق انجام شود. 📚منبع : مفاتیح نوین – اعمال ماه ذی الحجه 💠 🆔 @manbarak
🔰۱۵ مرداد، سالروز ⚘شهادت امیر سرلشکر خلبان بابایی " ❇داستانک؛ 🔸️یکی از نزدیکان ⚘شهید عباس بابایی تعریف می کند: دزفول بودم که عباس زنگ زد و گفت: اگر امکان دارد به تهران بیایید با شما کار دارم. من هم دو سه روزی مرخصی گرفتم و به تهران رفتم. 🔸️گفت: آسایشگاهی که من در آن هستم، در طبقه دوم ساختمان است و من می خواهم به طبقه اول منتقل شوم. تعجب کردم. گفتم: شما یک سال بیشتر در این آسایشگاه نمی مانی ، پس چه دلیلی دارد که می خواهی به آسایشگاه طبقه اول بیایی ؟ 🔸️گفت: این آسایشگاه مشرف به آسایشگاه دختران است، خوب نیست که نمازم باطل شود و مرتکب گناهی شده باشم. شما که مسئول خوابگاه را می شناسی؛ از او بخواه تا مرا به طبقه اول منتقل کند. 🔸️وقتی خواسته اش را با مسئول آسایشگاه در میان گذاشتم نیشخندی زد و با لحن خاصی گفت: آسایشگاه بالا، کلی سرقفلی دارد! ولی به روی چشم؛ او را به طبقه اول منتقل میکنم. ........................................ یکی از دوستان ⚘شهید بابایی می گوید: 🔸️در دوران تحصیل در آمریکا روزی در بولتن خبری پایگاه « ریس» که هر هفته منتشر می شد، مطلبی نوشته شده بود که توجه همه را به خود جلب کرد. مطلب این بود: دانشجو بابایی ساعت ۲ نیمه شب می دود تا شیطان را از خود دور کند. 🔸️من و بابایی هم اتاق بودیم. ماجرای خبر بولتن را از او پرسیدم. او گفت : چند شب پیش بی خوابی به سرم زده بود. رفتم میدان چمن و شروع کردم به دویدن. از قضا کلنل باکستر فرمانده پایگاه با همسرش مرا دیدند و شگفت زده شدند. کلنل ماشین را نگه داشت ومرا صدا زد. نزد او رفتم. او گفت در این وقت شب برای چه می دوی؟ گفتم: خوابم نمی آمد، خواستم کمی ورزش کنم تا خسته شوم. 🔸️گویا توضیح من برای کلنل قابل قبول نبود او اصرار کرد تا واقعیت را برایش بگویم. به او گفتم مسائلی در اطراف من می گذرد که گاهی موجب می شود شیطان با وسوسه هایش مرا به گناه بکشاند و در دین ما توصیه شده که در چنین مواقعی بدویم یا دوش آب سرد بگیریم. 🔸️آن دو با شنیدن حرفهای من تا دقایقی می خندیدند، زیرا با ذهنیتی که نسبت به مسائل جنسی داشتند نمی توانستند رفتار مرا درک کنند. 📚کتاب: منظومه جهاد، ص۶۱ ، اثر حجه الاسلام راجی، ناشر : دفتر نشر معارف، چاپ اول ۱۴۰۰ برگرفته از كتاب ⚘« پرواز تا بي نهايت» 💠 🆔 @manbarak
🔰عاشورای حسینی حسن بن على بن فضال از (علیه السلام) روایت کرده که آن جناب فرمود : 🔸️هر کس در روز ، کارهاى خود را ترک کند و شغل خود را واگذارد، حقتعالى حاجتهاى دنیا و آخرت او را برآورد، 🔸️و کسى که روز عاشورا، روز مصیبت و حزن و گریه او باشد، حقتعالى روز قیامت را روز فرح و سرور او گرداند و در باغهاى بهشت، چشم او بوجود ما روشن شود، 🔸️و هر کس روز عاشورا را روز برکت نامد و در آن روز چیزى در منزل‏ خود ذخیره کند، آن ذخیره از براى او مبارک نباشد و حقتعالى در روز قیامت او را با یزید و عبید الله زیاد و عمر بن سعد، در اسفل درکات جهنم محشور گرداند. 📚منبع: عیون أخبار الرضا - ترجمه آقا نجفى، جلد‏۱، صفحه ۲۲۵، باب بیست و هشتم. ................................................ ❇داستانک؛ حجه الاسلام و المسلمین فردوسی پور که از یادگاران جریان هفت تیر بودند میگویند: 🔸️روز اول محرم در نوفل لوشاتو بودیم وکار مهمی پیش آمد. خدمت امام رفتم. 🔸️امام در داخل اتاق، تسبیح به دست در حال ایستاده، مشغول ذکر بودند و زیارت عاشورا می خواندند. به من گفتند: لطفا تانیم ساعت مزاحم من نشوید.(در حالی که ما متوجه مسائل محرم نبودیم، ایشان در سرزمینی زیارت عاشورا می خواندند که شاید برای اولين بار در آنجا خوانده می شد) گفتم: آقابعضی وقتها کارمهمی پیش میآید. 🔸️حضرت امام فرمودند: مهمتر از زیارت عاشورا ؟ ما هرچه داریم از زیارت عاشورا و اباعبدالله داریم. برنامه ثابت عموم علما، زیارت عاشورا بود. برشی از کتاب برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ ج ۳؛ ناشر: عروج؛ چاپ ششم ۱۳۹۲، ص ۴۱ 💠 🆔 @manbarak
🔰بمناسبت 🔸️در روایت آمده است حضرت «سلام‌الله‌علیه» در روز عاشورا و موقعی که همۀ اصحاب و یاران به شهادت رسیده بوده‌اند، یعنی در آن موقعیت حساس، که لازم است مهم‌ترین و حساس‌ترین مطالب بیان شود، آخرین وصیت خود به فرزند برومندشان که در حقیقت آخرین وصیت ایشان به شیعیان و بلکه بشریت است را چنین بیان می فرمایند: 🔸️«یابُنَیَّ إِیَّاکَ وَظُلْمَ مَنْ لَایَجِدُ عَلَیْکَ نَاصِراً إِلَّااللَّهَ» [الکافی،ج ۲ ، ص ۳۳۱] 🔸️ای فرزندم، بپرهیز از ظلم به کسی که در برابر تو ، هیچ یاری کننده‌ای به جز خداوند ندارد. 🔸️انسان باید از ظلم به دیگران، پرهیز کند. خصوصا به کسانی که یاوری جز خدا ندارند (مانند بسیاری از افراد که اگر حقشان خورده شود؛ کاری از دستشان بر نمی آید، مثل همسر ، شاگرد، بچه یتیم، انسان فقیر و … ) 🔸️و خدا نکند این افراد نفرین کنند و یا این ظلم را در دل بریزند. ............................................... ❇داستانک: حضرت آیت الله فاطمی نیا(رحمة الله علیه)نقل می کنند: 🔸️در حمام های خزانه قدیم که تا کف حمام، پله می خورد و ارتفاع پلّه ها زیاد بود و از طرفی مسیر تاریک بود. روزی حضرت آیت الله شاه آبادی مشغول پایین رفتن به سمت حمام بودند و سرهنگی طاغوتی نیز می خواست برود بالا. چون آیت الله شاه آبادی پیر مرد بودند و با احتیاط پایین می آمدند راه بند آمده بود و سرهنگ باید منتظر می ماند ایشان پایین بیایند و او برود بالا. 🔸️سرهنگ پس از کمی معطلی عصبانی شد و با بی ادبی، ناسزایی به ایشان داد و نیز گفت:مردک، مگر نمی بینی ما منتظریم؟ مردم ناراحت شدند و به سرهنگ گفتند: ایشان آیت الله شاه آبادی است، چرا اینگونه ایشان را خطاب کردی؟ 🔸️او گفت:هرکه می خواهد باشد و بعد با بی اعتنایی بالا رفت. حضرت آیت الله شاه آبادی نیز هیچ نفرمودند و سر را به زیر انداختند و پایین آمدند. وقتی پای آن سرهنگ به بالا رسید خبر آوردند که آن سرهنگ مُرد! حضرت آیت الله شاه آبادی شروع کردند به گریه کردن.از ایشان پرسیدند چرا گریه می کنید؟ 🔸️فرمودند:” ای کاش جوابش را می دادم، اگر یک کلمه جوابش را می دادم نمی مُرد! “ 📚منبع؛کتاب[نکته ها از گفته ها ؛ دفتر اول؛ صفحه ۶۶] 💠 🆔 @manbarak
🔰دوم شهریورماه، آغاز هفته دولت وشهادت مبارز انقلابي (۱۳۵۷ ش)وَلَا تَحسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَموَاتَا بَل أَحيَاءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقُونَ.سوره آل عمران - آیه ۱۶۹ ⚘"هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند" قال النبی صلي الله عليه و آله : يُباهِي اللّه تعالى المَلائِكةَ بِالمُجاهِدينَ ؛جامع الأخبار ، ص ۹۳ خداوند بزرگ با مجاهدان، بر فرشتگان مى بالد. ❇داستانک؛ (‏‏خدا کند اینطور باشد که می گویید‏) 🔸️‏‏من مشهد بودم؛ پانزده روز بعد از پیروزی [انقلاب]، امام گفته بودند زن و فرزندان اندرزگو را‏‎ ‎‏بیاورند ببینم. لذا به من تلفن کردند که خودت را هر طور هست برسان به تهران، امام‏‎ ‎‏می خواهند شما را ببینند. 🔸️من اصلاً باور نمی کردم که میان این همه زنی که در ایران هست‏،‎ ‎‏فقط امام می خواهد مرا ببینند؛ تعجب کرده بودم و باورم نمی شد. 🔸️ولی صبح دیدم‏‎ ‎‏به دنبال من آمدند و گفتند باید حرکت کنی.من ساکم را آماده کردم و بچه ها را مرتب‏‎ ‎‏کردم و فردا حرکت کردیم آمدیم به تهران. 🔸️روز جمعه بود...سخنرانی امام‏ ‎که ‎‏تمام شد، ما را بردند خدمت امام. در اتاق، امام تک و تنها نشسته بودند. ما هم نشستیم.‏امام‏‎ ‎‏بچه ها را بوسید، گریه شان گرفته بود با من احوالپرسی می کرد،‎ ‎‏امام فرمودند: «خدا رحمتشان کند». من اصلاً ناراحت نشدم، چون باور نمی کردم که‏‎ ‎‏همسرم شهید شده باشد. من به امام گفتم که باور نمی کنم که ایشان شهید شده‏‎ ‎‏باشند، چون که شب نوزدهم به من تلفن کرده بودند. 🔸️امام فرمودند: «این خبری است که‏‎ ‎‏ما در نجف شنیده ایم، خدا کند که اینطور باشد که شما می گویید». من دیگر چیزی‏‎ ‎‏نگفتم، فقط به امام گفتم: چه شهید شده باشد، چه شهید نشده باشد، برای من هیچ‏‎ ‎‏فرقی ندارد. 🔸️من می خواهم بچه هایم بزرگ بشوند و آنها را به دست شما بسپارم و در راه‏‎ ‎‏اسلام و قرآن و شما و دین شهید بشوند. همان راهی را که شما می روید، بروند. به همان‏‎ ‎‏راه که امام حسین رفت و همان راهی که پدرشان رفت بروند. ‏ ‏‏🔸️امام خیلی ما را دعا کردند و گفتند: «ما به وجود شما زنها افتخار می کنیم». یک ربع‏‎ ‎‏بیست دقیقه بعد امام باز بچه ها را بوسیدند. یک سکه طلا به هر کدامشان دادند و‏‎ ‎‏پرسیدند که خانه دارید یا نه؟ گفتم بله، داریم. بعد آمدیم مشهد. 🔸️دوباره قم خدمتشان‏‎ ‎رسیدیم. آنجا هم امام گفتند: «بچه ها را باز پیش من بیاورید». بعدها به گوشم رسید که‏‎ ‎‏برادرزاده های این شهید پهلوی امام رفته بودند. آنها به من گفتند که امام فرموده اند: «ما‏‎ ‎‏نصف انقلاب را از دست شهید اندرزگو داریم». این را اطرافیان امام(هم)گفته بودند، که او‏‎ ‎‏خیلی مبارزه کرده، خیلی فعال بوده، نصف انقلاب را ما از این شهید داریم.‏ 📚منبع؛ برداشتهایی از سیره امام خمینی(ره)، جلد۱ ،ص ۲۰۲ ،فصل چهارم(شهدا و خاندان شاهد)، مولف: غلامعلی رجایی، ناشر: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) ۱۳۹۲ http://www.imam-khomeini.ir/fa/c78_61227/10250 💠 🆔 @manbarak