باسیّدالشهداوشهداتـٰاظُهـور🇮🇷
✨yazahra✨ و تمـام جهان هم که بگـویند تـو نیستی من شهادتــــ می‌دهم که حضور داری پس آرام روبروی تـو
۱ 🌺 داستان پهلوانی های ابراهیم ادامه داشت تا ماجرای پیروزی انقلاب پیش آمد . بعد از آن اکثر بچه ها درگیر مسائل انقلاب شدند و حضورشان در ورزش باستانی خیلی کمتر شد . تا اینکه ابراهیم پیشنهاد داد که صبح ها در زورخانه نماز جماعت صبح را بخوانیم و بعد ورزش کنیم و همه قبول کردند . بعد از آن هر روز صبح برای اذان در زورخانه جمع شدیم . نماز صبح را به جماعت می خوانیم و ورزش را شروع می کردیم . بعد هم صبحانه مختصری و به سر کارهایمان می رفتیم . ابراهیم خیلی از این قضیه خوشحال بود . چرا که از طرفی ورزش بچه ها تعطیل نشده بود و از طرفی بچه ها نماز صبح را جماعت می خواندند . 🌹