ماجرای مزایده سیرترشی های هفت ساله 🔹بوته‌های سیر از سر و روی آشپزخانه بالا می‌رفت. روی میزها، زمین، ظرف‌شویی حتی تا وسط‌های پذیرایی پر شده بود از سیر. توی دلم غر می‌زدم: «آخه مرد، هرکی بگه یه وانت سیرم زیر آفتابِ اهواز داره پوک میشه تو باید همشو بخری؟ آخه مرد هم آن‌قدر دل‌رحم؟! 🔹بعد از بمباران ضاحیه به دست اسرائیل دوباره یاد سیرها افتادم.از لحظه‌ای که همسر جان برای‌آنکه بار سیر تازه وانتی محله روی دستش نماند صد کیلو سیر را از او خرید و ریخت کف آشپزخانه تا 7سال بعد که سیرترشی‌ها در عرض 24 ساعت آن هم با قیمت بالاتر از بازار فروش رفت و پول‌هایش به‌حساب مقاومت واریز شد، مثل یک نوار از جلوی چشمم رد شد. 🔹به دوستم پیام دادم: «من کلی سیرترشی دارم. می‌خواهم به نفع مقاومت بفروشمشون. کمکم می‌کنی؟»... 🔸️گزارش کامل را اینجا بخوانید @Fars_Zendegi