🏴 یالثارات‌الحسین ◾️اولین اربعین استوار و آهسته قدم برمی‌داشت. گاهی خم می‌شد و مشتی خاک روی خاک می‌ریخت. ناگهان تبسمی گوشۀ لب‌هایش نشست و زمزمه کرد: "یا علی... یا علی... یا علی..." کنارم نشست و پرسید: «به خاک نشسته‌ای یا به گِل؟» گفتم: «پریشانم؛ نه عمل بهشت دارم و طاقت دوزخ. دنیایم برزخ شده. چه کنم؟» سرش را کنار گوشم آورد و آرام گفت: «نترس. آن‌چه ابراهیم خلیل کرد. مِهر ابوتراب را به قلبت بنشان تا هر آتشی بر تو گلستان شود.» پرسیدم: «حتی آتش دوزخ؟» شانه‌هایش بی‌تاب شد؛ تپش قلبش را می‌شنیدم. بغضی گلویش را فشرد. از جا برخاست؛ دستم را گرفت و در حالی‌که صدایش می‌لرزید، گفت: «دوزخ قلبی‌ست که محبت علی در آن نباشد؛ بلند شو مسلمان... یا علی...» اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ