eitaa logo
سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک
7.4هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
143 ویدیو
30 فایل
حساب رسمی اطلاع رسانی سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک
مشاهده در ایتا
دانلود
3.73M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 یالثارات‌الحسین ◾️اولین اربعین آهسته‌آهسته گام بر می‌داشت؛ گویی زمین را بر شانه‌اش گذاشته‌اند. انگشتِ اشاره‌ بر دیوار کعبه می‌کشید. ردِ نگاهش دور حرم ماسیده بود. شقیقه‌هایش لحظه‌به‌لحظه سفیدتر می‌شد و چشم‌هایش... به حجرالاسود که رسید، ایستاد. چشم‌هایش را بست. دست بر سنگ مصطفی گذاشت و نفس عمیقی کشید. اشکی، آبشار مژه‌هایش را متبرک کرد، زیرلب "لبیک" گفت. طواف را نیمه گذاشت و رفت. صدایش کردم: «حاجی! حج‌ت نیمه ماند مؤمن.» بلندبالایِ سروقامتی که چون ماهِ پیِ خورشید، حیران و بی‌تاب رسیدن به او بود، آهسته زمزمه کرد: «کدام کعبه؟ کدام حج؟ خدای کعبه هم با او عازم کربلاست.» بلندبالایِ سروقامت، نگاهی به کعبه دوخت و گفت: «این خانه تا عمر دارد سیاهپوش اوست و عرفات تشنۀ نجوایش.» اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
1.96M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 یالثارات‌الحسین ◾️اولین اربعین از خاک آتش می‌روئید و از آسمان شراره می‌بارید. لب‌هایش مثل رودِ تشنه، ترک ‌خورده بود. موج بر موج، فرات بی‌تاب او بود. پرسیدم:«آب؟» لبخندی روی خورشیدِ صورتش نقش بست و گفت: «ما آبروی آبیم. خوب نگاه کن. این‌جا به یک اشاره هفتاد و دو زمزم جوشیده است.» گفتم: «پس این عطش چیست در عمق چشم‌هایت که نگاهت را به دوردست‌ها آویخته است؟» گفت: «عطش انتظار... تشنه‌ام مسلمان! تشنۀ وفای به عهد، تشنهٔ وفای به حق، تشنهٔ وفای به عشق.» آهی کشید و پرسید: «آزاده‌ای می‌شناسی سیرابم کند؟» سکوت کردم. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
6.07M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 یالثارات‌الحسین ◾️اولین اربعین عبا به سرکشیده و در تاریکی دشت ایستاده بود؛ زیرلب چیزی می‌گفت. نزدیک‌تر رفتم. بلندبالایِ سروقامت که روی پوشانده بود، خود را به من رساند و گفت: «لبیک می‌گوید.» پرسیدم: «قضای حج نیمه‌کاره ادا می‌کند حاجی!؟» گفت: «کعبه حاجی چشم‌های اوست. دستت را به من بده؛ قلبت را مطمئن کن و دلت را امانتدار، تا آن‌چه نادیدنی‌ست، نشانت دهم.» چند قدمی به سمت او پیش رفتیم که زمین گسترده شد و صدایی سراسر آن را فراگرفت: "يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّك..." شنیدم که زمزمه می‌کرد: "لَبَّیکَ الّلهُمَّ لَبَّیکَ، لَبَّیکَ لاشَریکَ لك لبَّيك..." اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
🏴 یالثارات‌الحسین ◾️اولین اربعین "چراغ‌ها خاموش‌اند؛ بر شما عهدی نیست. راه باز است و جاده فراخ." بلندبالایِ سروقامت با دست به بیراهه اشاره کرد و گفت: «بروید و از کرب و بلا بگریزید. جانتان را بردارید که اگر بمانید فردا بر دارید!» از جا بلند شد؛ عبایش را به دوش انداخت و همان‌طور که از خیمه بیرون می‌رفت، زمزمه کرد: «برويد... بروید... بروید، اما بدانید دنیایی که به پسر فاطمه وفا نکند، شما را خواهد بلعید. بروید که بی حسین، سرگردانید، حیرانید، آواره‌اید.» اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
🏴 یالثارات‌الحسین ◾️اولین اربعین استوار و آهسته قدم برمی‌داشت. گاهی خم می‌شد و مشتی خاک روی خاک می‌ریخت. ناگهان تبسمی گوشۀ لب‌هایش نشست و زمزمه کرد: "یا علی... یا علی... یا علی..." کنارم نشست و پرسید: «به خاک نشسته‌ای یا به گِل؟» گفتم: «پریشانم؛ نه عمل بهشت دارم و طاقت دوزخ. دنیایم برزخ شده. چه کنم؟» سرش را کنار گوشم آورد و آرام گفت: «نترس. آن‌چه ابراهیم خلیل کرد. مِهر ابوتراب را به قلبت بنشان تا هر آتشی بر تو گلستان شود.» پرسیدم: «حتی آتش دوزخ؟» شانه‌هایش بی‌تاب شد؛ تپش قلبش را می‌شنیدم. بغضی گلویش را فشرد. از جا برخاست؛ دستم را گرفت و در حالی‌که صدایش می‌لرزید، گفت: «دوزخ قلبی‌ست که محبت علی در آن نباشد؛ بلند شو مسلمان... یا علی...» اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
🏴 یالثارات‌الحسین ◾️اولین اربعین به نیزه تکیه کرده و شمشیرش را صیقل می‌داد. پرسیدم: «نمی‌هراسی رهایت کنند؟» گفت: «ماهی تشنهٔ آب است و این هفتاد و دو رود بی‌تاب دریا... اینان نه با تشری طرد می‌شوند و نه به تاریکی می‌گریزند.» گفتم: «آن یک نفر کیست که سایهٔ بلندش بر خیمه افتاده.» گفت: «او جانشین همهٔ نداشته‌های من است؛ پناه بی‌کسی‌هایم؛ وطنم در غربت. تنها نامش به قاعدهٔ ده آفتاب بلند است...» شانه‌اش لرزید، اشکی از گوشهٔ چشمش افتاد و شنیدم که زمزمه کرد: «ماشاء‌الله روحی فداک یا عباس» اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
20.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 یالثارات‌الحسین ◾️اولین اربعین سنگینی زمان شانه‌های زمین را خم کرده بود. سرش در آسمانِ به خون نشسته چون یاقوتی بر بلندی نیزه می‌درخشید. صدایش کردم: «سرِ بی تن! این خون توست به دل آسمان پاشیده یا مرگ خورشید؟» لبخندی زد و پاسخم داد: «آفتاب به خون ما خضاب می‌کند.» گفتم: «کیستی که آفتاب بر تو نشیند؟» گفت: «امیر!» فریاد زدم: «امیری به چه یافتی؟» پاسخ داد: «در راه عشق، راست باز و پاک باز و امیر باش...» این را که گفت و خورشید در چشمانش غروب کرد. اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
🏴 یالثارات‌الحسین ◾️اولین اربعین به هر طرف بیشه که چشم می‌چرخاند، تکه‌ای از ماه روی زمین افتاده بود. خورشیدِ حسین به ماه هزار تکهٔ عباس رسیده بود. از علقمه که برگشت، دیگر آنی نبود که رفته بود. کاسهٔ چه‌کنم به دستی گرفته و دست دیگر به کمر داشت. پایش به زمین کشیده می‌شد و با هر نفس، عباس عباس نجوا می‌کرد. به سمت خیمه رفت، عمود را کشید و گفت: "کمرم شکست... امیدم ناامید شد... بی‌کس‌ و تنها و غریب و بی‌برادر ماندم... داغ تو مرا می‌کُشد عباس..." اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
🏴 یالثارات‌الحسین ◾️اولین اربعین کار که به انجام رسید، از لای گلوی بریده‌اش نفس راحتی کشید و با تلخندی گفت: "این شما و این دنیای بعد از حسین..." ناگهان فریاد علی‌گونهٔ زینب سلام‌الله در صحرا پیچید: "یا محمد! یا علی! یا فاطمه! این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست وین صید دست‌وپا زده در خون حسین توست این خشک لبِ فتادهٔ دور از لب فرات کز خون او زمین شده جیحون حسین توست" اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
13.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 رهبر انقلاب خطاب به محمود کریمی، امشب: آقای کریمی! «ای ایران» بخوان... 🔸️لحظاتی از نوای «ای ایران خدایی» حاج محمود کریمی در مراسم عزادارای شب عاشورا با حضور رهبر انقلاب در حسینیه امام خمینی(ره) نْتُمْ_مُؤْمِنِينَ
3.69M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ سلام بر آن مَحاسنِ بخون خضاب شده أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ سلام بر آن گونه خاک آلوده أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ سلام بر آن بدنِ برهنه أَلسَّلامُ عَلَى الثَّغْرِ الْمَقْرُوعِ بِالْقَضیبِ سلام بر آن دندانِ چوب خورده أَلسَّلامُ عَلَى الرَّأْسِ الْمَرْفُوعِ سلام برآن سرِ بالاى نیزه رفته أَلسَّلامُ عَلَى الاَْجْسامِ الْعارِیَةِ فِى الْفَلَواتِ تَنْـهَِشُهَا الذِّئابُ الْعادِیاتُ وَ تَخْتَلِفُ إِلَیْهَا السِّباعُ الضّـارِیاتُ سلام بر آن بدن‌هاى برهنه و عریانى که در بیابان‌ها(ىِ کربلاء) گُرگ‌هاى تجاوزگر به آن دندان مى‌کشیدند و درندگان خونخوار بر گِردِ آن مى‌گشتند
🔶شهادت دو تن از کودکان نوآموز وطن در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در آذربایجان‌ شرقی، سند دیگری از جنایات رژیم کودک‌کش صهیونیستی است. سازمان ملی تعلیم و تربیت کودک ضمن محکوم کردن جنایت وحشیانه، این داغ بر دل نشسته را به ملت سرافراز و آزادۀ ایران اسلامی به خصوص خانواده‌های این شهیدان تسلیت عرض می‌کند. 🇮🇷امید که چنین دردهای بزرگی به کارهایی بزرگ تبدیل شوند. نْتُمْ_مُؤْمِنِينَ